1. She's so cussed she always does the opposite of what you ask.
[ترجمه ترگمان]او همیشه مخالف چیزی است که تو از او می پرسی
[ترجمه گوگل]او خیلی متقاعد شده است که او همیشه مخالف آنچه شما میپرسد
2. He's just plain cussed: he's only doing it because I asked him not to!
[ترجمه ترگمان]او فقط این کار را می کند چون من از او خواستم که این کار را نکند!
[ترجمه گوگل]او فقط ساده گفت: او تنها انجام آن را به دلیل من از او خواستم نه!
3. The coach cussed out the team for losing.
[ترجمه ترگمان]مربی تیم را برای از دست دادن شکست داد
[ترجمه گوگل]مربی تیم را از دست داد
4. By his own account, he soldiered and cussed with them, working and learning by their side.
[ترجمه ترگمان]او با حساب خودش فحش می داد و آن ها را لعن و نفرین می کرد، کار می کرد و از کنار آن ها یاد می گرفت
[ترجمه گوگل]با حساب خود او سرباز زد و با آنها گفت، کار و یادگیری توسط طرف آنها
5. It's a cussed nuisance.
[ترجمه ترگمان]خیلی آزار دهنده است
[ترجمه گوگل]این یک مزاحمت تلفنی است
6. So our workers get abused, cussed out.
[ترجمه ترگمان]بنابراین کارگران ما مورد سو استفاده قرار می گیرند و لعن و نفرین می کنند
[ترجمه گوگل]بنابراین کارگران ما مورد آزار و اذیت قرار می گیرند
7. The coach cussed the team out for its poor showing.
[ترجمه ترگمان]مربی تیم را به خاطر نشان دادن its سرزنش کرد
[ترجمه گوگل]مربی این تیم را برای نشان دادن ضعیف خود به تیم دعوت کرد
8. Taste preferences and their origin were dis - cussed.
[ترجمه ترگمان]طعمه ای که طعم دارند و منشا آن ها نفرین شده است
[ترجمه گوگل]تنظیمات طعم و منشا آنها مورد بررسی قرار گرفت
9. The coach cussed out the team for losing the game.
[ترجمه ترگمان]مربی تیم را برای از دست دادن بازی ترک کرد
[ترجمه گوگل]مربی این تیم را از دست داد
10. Now the cussed thing's ready, Sawbones, and you'll just out with another five, or here she stays.
[ترجمه ترگمان]حالا این cussed آماده است، Sawbones، و تو با پنج یا پنج دقیقه دیگر بیرون خواهی ماند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر چیزی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرد، Sawbones است، و شما فقط با پنج دیگر، یا در اینجا او باقی می ماند
11. Working principle was dis cussed. The possibility and realization measure for this technique in air cycle cooling system was analyzed. The result. . .
[ترجمه ترگمان]اصل کار این بود امکان و تحقق این روش در سیستم خنک کننده در چرخه هوا مورد بررسی قرار گرفت نتیجه …
[ترجمه گوگل]اصول کار شناسایی شد اندازه گیری امکان و تحقق این تکنیک در سیستم خنک کننده هوا، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت نتیجه
12. Also diss - cussed are the change induced in the processes of element forming and assembling.
[ترجمه ترگمان]همچنین diss - cussed تغییر ایجاد شده در فرآیندهای تشکیل و مونتاژ عناصر هستند
[ترجمه گوگل]همچنین تشریح تغییرات ناشی از فرایندهای تشکیل و مونتاژ عنصر است
13. Of course in doing so, her rear became out of line, so she was cussed for that too.
[ترجمه ترگمان]البته که این کار را می کرد، پشت سرش از صف خارج شد، بنابراین او هم به خاطر آن نفرین شده بود
[ترجمه گوگل]البته در انجام این کار، عقب او از خط خارج شد، به همین دلیل او نیز برای آن محاکمه شد
14. All I did was sit down for supper! and I get cussed out twice.
[ترجمه ترگمان]تمام کاری که کردم این بود که برای شام بنشینم! و منم دوبار بهش فحش میدم
[ترجمه گوگل]من همه چیز را برای شام نشستم و من دو بار ازش پرسیدم
15. While she had inherited from her father, and the stallion's father before him, a stubborn and cussed temperament.
[ترجمه ترگمان]در حالی که او از پدرش به ارث برده بود، و پدر نریان در برابرش قد راست می کرد
[ترجمه گوگل]در حالی که او از پدرش و پدر پیشخدمت پیش از او به ارث رسیده بود، خلق و خوی سخت و مودبانه