منجر به، موجب
reflect in
پیشنهاد کاربران
۱. نشان دادن و منعکس کردن تصویر یک فرد در چیزی مثلاً عکسم را در آینه دیدم.
۲. نشان دادن و منعکس کردن احساسات یک فرد در چیزی مثلاً در آهنگ او احساساتش نمایان بود.
۲. نشان دادن و منعکس کردن احساسات یک فرد در چیزی مثلاً در آهنگ او احساساتش نمایان بود.
منعکس کردن، انعکاس دادن
کلمات دیگر: