کلمه جو
صفحه اصلی

stigmatic


معنی : ننگین، بد نام، در معرض تهمت
معانی دیگر : وابسته به یا دارای کلاله، وابسته به یا دارای ننگ، لکه دار (stigmatical هم می گویند)، وابسته به یا دارای آستیگماتیسم (stigmatism)، وابسته به دید طبیعی، stigmatist در معر­ تهمت، معیوب

انگلیسی به فارسی

( stigmatist ) در معرض تهمت، ننگین، بدنام، معیوب


شرم آور، ننگین، در معرض تهمت، بد نام


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of or concerning a stigma, mark, stigmata, or the like.

(2) تعریف: in optics, without an astigmatism; anastigmatic.
اسم ( noun )
مشتقات: stigmatically (adv.)
• : تعریف: one who experiences stigmata, esp. those resembling Jesus Christ's crucifixion wounds.

• of or having a stigma; anastigmatic (optics)

مترادف و متضاد

ننگین (صفت)
contumelious, infamous, shameful, disgraceful, inglorious, stigmatic, stigmatist

بد نام (صفت)
unpopular, errant, infamous, stigmatic, disreputable, stigmatist, raffish

در معرض تهمت (صفت)
stigmatic, stigmatist

جملات نمونه

1. Pollen tube crawled (twisted) at the stigmatic surface.
[ترجمه ترگمان]لوله دانه گرده در سطح stigmatic می خزید ()
[ترجمه گوگل]لوله گرده در سطح ننگی خزنده (پیچ خورده) می شود

2. Therese Neumann was a German Catholic mystic and stigmatic.
[ترجمه ترگمان]ترز نیومن یک مذهب کاتولیک و stigmatic بود
[ترجمه گوگل]ترئیس نویمان یک عارف کاتولیک آلمانی بود

3. Compared with the stigmatic lens, the astigmatism gives rise to a shift of the position of on-axis maximum intensity, and reduces the intensity at the real focal point.
[ترجمه ترگمان]در مقایسه با لنز stigmatic، the باعث ایجاد تغییر در حالت حداکثر شدت محور می شود و شدت را در نقطه کانونی واقعی کاهش می دهد
[ترجمه گوگل]در مقایسه با لنز ننگی، آستیگماتیسم موجب تغییر موقعیت شدت حداکثر در محور می شود و شدت را در نقطه کانونی واقعی کاهش می دهد

4. Ovary: ovules numerous, on 3 parietal placentas; style simple, geniculate at base, conspicuously clavate, with an anterior opening stigmatic cavity.
[ترجمه ترگمان]ovary: تخمک ها متعدد، در ۳ parietal parietal؛ سبک ساده، geniculate در پایه، آشکارا clavate، با حفره دهانی باز جلویی
[ترجمه گوگل]تخمک تخمدان های متعدد، در 3 placenta جفت؛ سبک ساده، خم شدن در پایه، واضح و روشن، با حفره قوز زدن قدامی قدامی

5. The receptor localized to the plasma membrane of the stigmatic papillae on the surface of the pistil is encoded by SRK gene.
[ترجمه ترگمان]گیرنده بومی غشا پلاسما of stigmatic روی سطح مادگی توسط ژن SRK کدگذاری می شود
[ترجمه گوگل]گیرنده ای که به غشای پلاسمایی پلاژی stigmatic در سطح pistil متصل است، توسط ژن SRK کدگذاری می شود

6. Though Padre Pio would have preferred to suffer in secret, by early 191 news about the stigmatic friar began to spread in the secular world.
[ترجمه ترگمان]اگر چه پدر روحانی ترجیح می داد که در خفا رنج بکشد، تا سال ۱۹۱ خبر درباره راهب stigmatic در دنیای سکولار گسترش یافت
[ترجمه گوگل]اگرچه Padre Pio ترجیح داده است که در راز رنج بکشد، در اوایل سال 191 اخبار در مورد خزانه داری شروع به گسترش در دنیای سکولار شد


کلمات دیگر: