1. the root of all his misfortunes was cupidity
ریشه ی تمام بدبختی های او آزمندی بود.
2. Her cupidity is well known.
[ترجمه ترگمان]آزمندی او مشهور است
[ترجمه گوگل]احمق بودن او به خوبی شناخته شده است
3. Rincewind took a few steps forward, cupidity moving him as easily as if he were on little wheels.
[ترجمه ترگمان]Rincewind چند قدم به جلو برداشت، حرص و آز او را چنان به حرکت درآورد که گویی روی چرخ های کوچک چرخ می خورد
[ترجمه گوگل]ریسینویند چندین قدم جلو رفت، صبر و حوصله او را به راحتی حرکت داد، مثل اینکه او در چرخ های کوچک بود
4. There was a glimmer of cupidity in those small, cunning eyes of his.
[ترجمه ترگمان]در آن چشمان کوچک و زیرک او بارقه ای از حرص وجود داشت
[ترجمه گوگل]در این دیدگاه های کوچک و حیرت انگیز، او شاهد صبر بود
5. His eyes gave him away, shining with cupidity.
[ترجمه ترگمان]نگاهش با حرص و آز از او دور شد
[ترجمه گوگل]چشم هایش را به او داد، با صدایی درخشان درخشید
6. Its whole history is known and is a sad example of cupidity overriding respect for beauty and history.
[ترجمه ترگمان]کل تاریخ آن مشهور است و یک نمونه غمگین از حرص و طمع برجسته برای زیبایی و تاریخ است
[ترجمه گوگل]تمام تاریخ آن شناخته شده است و یک نمونه غم انگیز از احترام به احترام به زیبایی و تاریخ است
7. It certainly was not worth throw a veil of innocence over such palpable human cupidity.
[ترجمه ترگمان]مسلما ارزش آن را نداشت که بر چنین حرص و آز انسانی آشکار شود
[ترجمه گوگل]مطمئنا ارزش چنین چیزی بیش از هر چیز دیگری غیر قابل انکار نبود
8. A method for seal identification is proposed, which based on cupidity algorithm and polygon triangulation cutting algorithm in computational geometry.
[ترجمه ترگمان]روشی برای شناسایی آب بندی پیشنهاد شده است که براساس الگوریتم cupidity و الگوریتم برش triangulation چند ضلعی در هندسه محاسباتی است
[ترجمه گوگل]یک روش برای شناسایی مهره پیشنهاد شده است که بر اساس الگوریتم کفالت و الگوریتم برش چندگانه برش در هندسه محاسباتی است
9. One is tradition algorithm, which consists branch and bound method, improving loop method, cupidity algorithm, MST algorithm, MM algorithm, insertion method.
[ترجمه ترگمان]یک الگوریتم سنتی است، که شامل روش شاخه و کران، بهبود روش حلقه، الگوریتم طمع، الگوریتم MST، الگوریتم MM، روش درج است
[ترجمه گوگل]یکی از الگوریتم های سنتی است که متشکل از روش شاخه و متصل است، بهبود روش حلقه، الگوریتم کفالت، الگوریتم MST، الگوریتم MM، روش قرار دادن است
10. This text has mainly analysed and improved on DIJKSTRA arithmatic to apply cupidity arithmatic.
[ترجمه ترگمان]این متن به طور عمده در مورد dijkstra arithmatic تحلیل و اصلاح شده است تا حرص و طمع به کار رود
[ترجمه گوگل]این متن به طور عمده در DIJKSTRA arithmatic تجزیه و تحلیل شده و بهبود یافته برای اعمال آثار احمقانه