3. CULLY : Am I to understand that you want me to debunk the X-Files project, sir?
[ترجمه ترگمان]cully: آیا باید درک کنم که می خواهید پروژه پرونده های ایکس را باز کنم؟ [ترجمه گوگل]CULLY: آیا می خواهم بدانم که شما می خواهید من پروژه X-Files را خنثی کنم، آقا؟
4. CULLY: Something you couldn't show me at work.
[ترجمه ترگمان]چیزی که تو سر کار به من نشون ندادی [ترجمه گوگل]CULLY: چیزی که شما نمیتوانید در کار به من نشان دهید
5. But by early 194 aviation historian George Cully said, "The Germans had run out of pilots, petroleum, and time.
[ترجمه ترگمان]اما (جورج cully)، مورخ اولیه هوانوردی، گفت: \" آلمانی ها از خلبانان، نفت و زمان فرار کرده اند [ترجمه گوگل]اما جورج کاللی، مورخ هوانوردی سالهای اولیه 194، گفت: 'آلمانی ها از خلبانان، نفت و زمان فرار کرده اند
6. Elmer and Mr Nordberg haul in the decoys and Bob and Cully climb out.
[ترجمه ترگمان]\"المر\" و \"آقای\" Nordberg \"با استفاده از تله decoys و\" باب \"و\" باب \" از آن بالا می روند [ترجمه گوگل]المر و آقای نوردبرگ در فریزرها کشیده شده اند و باب و کالی صعود می کنند