کلمه جو
صفحه اصلی

cully


معنی : جفت، ساده لوح، رفیق، ادم گول خور
معانی دیگر : (قدیمی - خودمانی)، آدم احمق، گول خور، گولو، دوست، همراه، همدم، همقطار، گول زدن، مغبون کردن

انگلیسی به فارسی

آدم گول‌خور، رفیق، جفت، گول زدن، مغبون کردن


انگلیسی به انگلیسی

• simpleton, person easily tricked; person who is gullible; pal

مترادف و متضاد

جفت (اسم)
match, couple, twin, afterbirth, pair, placenta, coupling, mate, team, double, cobber, peer, twain, cully, dyad, tandem, syzygy

ساده لوح (اسم)
soft, dupe, gull, cully, boob, simpleton, gaby, geck, noddy, sawney

رفیق (اسم)
associate, man, fellow, bloke, friend, mate, comrade, pal, buddy, billy, bo, peer, cully, matey, yokefellow

ادم گول خور (اسم)
dupe, cully, martin

جملات نمونه

1. Cully goes off to take a leak.
[ترجمه ترگمان]cully میره تا یک سوراخ را بگیره
[ترجمه گوگل]Cully می رود برای گرفتن نشت

2. Will you forgive me, my dear Cully.
[ترجمه ترگمان]مرا می بخشی، عزیزم
[ترجمه گوگل]آیا مرا ببخش، عزیزم عزیزم

3. CULLY : Am I to understand that you want me to debunk the X-Files project, sir?
[ترجمه ترگمان]cully: آیا باید درک کنم که می خواهید پروژه پرونده های ایکس را باز کنم؟
[ترجمه گوگل]CULLY: آیا می خواهم بدانم که شما می خواهید من پروژه X-Files را خنثی کنم، آقا؟

4. CULLY: Something you couldn't show me at work.
[ترجمه ترگمان]چیزی که تو سر کار به من نشون ندادی
[ترجمه گوگل]CULLY: چیزی که شما نمیتوانید در کار به من نشان دهید

5. But by early 194 aviation historian George Cully said, "The Germans had run out of pilots, petroleum, and time.
[ترجمه ترگمان]اما (جورج cully)، مورخ اولیه هوانوردی، گفت: \" آلمانی ها از خلبانان، نفت و زمان فرار کرده اند
[ترجمه گوگل]اما جورج کاللی، مورخ هوانوردی سالهای اولیه 194، گفت: 'آلمانی ها از خلبانان، نفت و زمان فرار کرده اند

6. Elmer and Mr Nordberg haul in the decoys and Bob and Cully climb out.
[ترجمه ترگمان]\"المر\" و \"آقای\" Nordberg \"با استفاده از تله decoys و\" باب \"و\" باب \" از آن بالا می روند
[ترجمه گوگل]المر و آقای نوردبرگ در فریزرها کشیده شده اند و باب و کالی صعود می کنند


کلمات دیگر: