1. She swept him a curtsey.
[ترجمه ترگمان]او را سر تعظیم فرود آورد
[ترجمه گوگل]او او را کرکی کرد
2. She curtseyed to the Queen.
[ترجمه ترگمان] اون به ملکه احترام گذاشت
[ترجمه گوگل]او به ملکه رفته بود
3. One of them dropped into a formal curtsey, revealing both her cleavage and her undergarment, and he smiled grimly.
[ترجمه ترگمان]یکی از آن ها تعظیم کوتاهی کرد، هر دو cleavage و لباس زیرهای او را آشکار کرد، و او با ترشرویی لبخند زد
[ترجمه گوگل]یکی از آنها به یک کورسی رسمی رسیده بود، که هر دو شکسته و زیر دستش را نشان می داد و لبخند می زد
4. The little girl dropped her aunt a clumsy curtsey, murmuring an inaudible greeting.
[ترجمه ترگمان]دختر کوچک، بی آن که حرفی بزند، عمه خود را به زانو درآورد و آهسته زمزمه کرد:
[ترجمه گوگل]دختر کوچولو عمه اش را نابود کرد و یک سرود غرورآمیز را می شنید
5. He just moved in acknowlegement of her curtsey.
[ترجمه ترگمان]آقای نای تلی فقط سر تعظیم فرود آمد
[ترجمه گوگل]او فقط در تصدیق کورسای او نقل مکان کرد
6. She tried to curtsey as she spoke.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد در حین حرف زدن تعظیم کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد که صحبت کند
7. Old Mrs. Blenkinsop dropped a curtsey.
[ترجمه ترگمان]خانم Blenkinsop پیر سر تعظیم فرود آورد
[ترجمه گوگل]خانم بلنکینسپ قدیمی خانم کرتی را ترک کرد
8. Miss Fotheringay made a low curtsey at the conclusion of this gallant speech.
[ترجمه ترگمان]دوشیزه Fotheringay به پایان این سخنرانی جسورانه تعظیم کوتاهی کرد
[ترجمه گوگل]خانم Fotheringay در پایان این سخنرانی باهوش کمرنگ شد
9. Annie's smile disappeared and she dropped a curtsey.
[ترجمه ترگمان]لبخند انی ناپدید شد و او تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]لبخند آنی ناپدید شد و او کرتی را برداشت
10. The girl dropped ( BoBBed ) a curtsey ( curtsy ).
[ترجمه ترگمان]دخترک تعظیم کرد (تعظیم کرد)
[ترجمه گوگل]دختر کوچولوی (BoBBed) کرکیس (کورکسی) را ترک کرد
11. These were not the dainty and chaste twirls and curtseys of the ballerinas at Lincoln Center.
[ترجمه ترگمان]این ها twirls ظریف و chaste، نشان افتخار the در مرکز لینکلن بودند
[ترجمه گوگل]این ها پیچ و تاب و تند و تیز و curciys از ballerinas در مرکز لینکلن نبود
12. But he bowed his head, and made Rosalba, practised in modesty, worry whether she should curtsey in response.
[ترجمه ترگمان]اما سرش را به علامت احترام خم کرد و با حجب و حیا آن را درست کرد، نگران بود که آیا در جواب تعظیم می کند یا نه
[ترجمه گوگل]اما او سرش را پایین انداخت و Rosalba را به کار گرفت، به طرز عجیبی عمل کرد، نگران نباشید که آیا او باید پاسخ دهد
13. The minister's wife jumped up and dropped me a curtsey - a most sarcastic curtsey.
[ترجمه ترگمان]زن وزیر از جا پرید و تعظیم کوتاهی به من کرد
[ترجمه گوگل]همسر وزیر من پرید و من را کتک زد
14. The principal dancer tripped forward to the front of the stage and made a deep curtsey.
[ترجمه ترگمان]رقصنده اصلی به طرف جلو رفت و تعظیم بلندی کرد
[ترجمه گوگل]رقصنده اصلی به جلو جلوی صحنه حرکت کرد و عمیق تر شد