کلمه جو
صفحه اصلی

curtsey


معنی : تعظیم، ادب، احترام، سلام یا تواضع کردن
معانی دیگر : ادب، احترام، تعظیم، سلام یا تواضع کردن

انگلیسی به فارسی

ادب، احترام، تعظیم، سلام یا خاکساری کردن


کرکسی، ادب، تعظیم، احترام، سلام یا تواضع کردن


انگلیسی به انگلیسی

• bow made by bending the knees and lowering the body (done by women)
feminine version of a bow made by bending the knees and lowering the body

مترادف و متضاد

تعظیم (اسم)
bow, obeisance, inclining, curtsey, curtsy

ادب (اسم)
manner, politeness, complaisance, curtsey, curtsy, gentilesse, decorum, politesse, pleasance

احترام (اسم)
tribute, regard, deference, honor, greeting, respect, obeisance, curtsey, curtsy, reverence, respectability, revere

سلام یا تواضع کردن (فعل)
curtsey, curtsy

جملات نمونه

1. She swept him a curtsey.
[ترجمه ترگمان]او را سر تعظیم فرود آورد
[ترجمه گوگل]او او را کرکی کرد

2. She curtseyed to the Queen.
[ترجمه ترگمان] اون به ملکه احترام گذاشت
[ترجمه گوگل]او به ملکه رفته بود

3. One of them dropped into a formal curtsey, revealing both her cleavage and her undergarment, and he smiled grimly.
[ترجمه ترگمان]یکی از آن ها تعظیم کوتاهی کرد، هر دو cleavage و لباس زیرهای او را آشکار کرد، و او با ترشرویی لبخند زد
[ترجمه گوگل]یکی از آنها به یک کورسی رسمی رسیده بود، که هر دو شکسته و زیر دستش را نشان می داد و لبخند می زد

4. The little girl dropped her aunt a clumsy curtsey, murmuring an inaudible greeting.
[ترجمه ترگمان]دختر کوچک، بی آن که حرفی بزند، عمه خود را به زانو درآورد و آهسته زمزمه کرد:
[ترجمه گوگل]دختر کوچولو عمه اش را نابود کرد و یک سرود غرورآمیز را می شنید

5. He just moved in acknowlegement of her curtsey.
[ترجمه ترگمان]آقای نای تلی فقط سر تعظیم فرود آمد
[ترجمه گوگل]او فقط در تصدیق کورسای او نقل مکان کرد

6. She tried to curtsey as she spoke.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد در حین حرف زدن تعظیم کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد که صحبت کند

7. Old Mrs. Blenkinsop dropped a curtsey.
[ترجمه ترگمان]خانم Blenkinsop پیر سر تعظیم فرود آورد
[ترجمه گوگل]خانم بلنکینسپ قدیمی خانم کرتی را ترک کرد

8. Miss Fotheringay made a low curtsey at the conclusion of this gallant speech.
[ترجمه ترگمان]دوشیزه Fotheringay به پایان این سخنرانی جسورانه تعظیم کوتاهی کرد
[ترجمه گوگل]خانم Fotheringay در پایان این سخنرانی باهوش کمرنگ شد

9. Annie's smile disappeared and she dropped a curtsey.
[ترجمه ترگمان]لبخند انی ناپدید شد و او تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]لبخند آنی ناپدید شد و او کرتی را برداشت

10. The girl dropped ( BoBBed ) a curtsey ( curtsy ).
[ترجمه ترگمان]دخترک تعظیم کرد (تعظیم کرد)
[ترجمه گوگل]دختر کوچولوی (BoBBed) کرکیس (کورکسی) را ترک کرد

11. These were not the dainty and chaste twirls and curtseys of the ballerinas at Lincoln Center.
[ترجمه ترگمان]این ها twirls ظریف و chaste، نشان افتخار the در مرکز لینکلن بودند
[ترجمه گوگل]این ها پیچ و تاب و تند و تیز و curciys از ballerinas در مرکز لینکلن نبود

12. But he bowed his head, and made Rosalba, practised in modesty, worry whether she should curtsey in response.
[ترجمه ترگمان]اما سرش را به علامت احترام خم کرد و با حجب و حیا آن را درست کرد، نگران بود که آیا در جواب تعظیم می کند یا نه
[ترجمه گوگل]اما او سرش را پایین انداخت و Rosalba را به کار گرفت، به طرز عجیبی عمل کرد، نگران نباشید که آیا او باید پاسخ دهد

13. The minister's wife jumped up and dropped me a curtsey - a most sarcastic curtsey.
[ترجمه ترگمان]زن وزیر از جا پرید و تعظیم کوتاهی به من کرد
[ترجمه گوگل]همسر وزیر من پرید و من را کتک زد

14. The principal dancer tripped forward to the front of the stage and made a deep curtsey.
[ترجمه ترگمان]رقصنده اصلی به طرف جلو رفت و تعظیم بلندی کرد
[ترجمه گوگل]رقصنده اصلی به جلو جلوی صحنه حرکت کرد و عمیق تر شد


کلمات دیگر: