1. Stenography is no longer a marketable skill.
[ترجمه ترگمان]stenography دیگه مهارت خاصی نداره
[ترجمه گوگل]بننوگرافی دیگر مهارت تجاری نیست
2. This job necessitated a knowledge of stenography and typewriting, which she soon acquired.
[ترجمه ترگمان]این کار مستلزم کمی استراحت و ماشین نویسی بود، که به زودی به آن دست یافت
[ترجمه گوگل]این کار نیاز به دانش سنتوگرافی و ماشین نویسی داشت که به زودی آن را به دست آورد
3. An important topic of stenography is, without question, how to enhance stego image quality and increase capacity.
[ترجمه ترگمان]یک موضوع مهم of، بدون سوال، چگونگی افزایش کیفیت تصویر stego و افزایش ظرفیت است
[ترجمه گوگل]موضوع مهم سنتوگرافی بدون مشکلی است که چگونه به افزایش کیفیت تصویر stego و افزایش ظرفیت
4. Please give me information on their shorthand, stenography, and typing abilities.
[ترجمه ترگمان]لطفا به من اطلاعاتی درباره shorthand، stenography، و توانایی های تایپ بدهید
[ترجمه گوگل]لطفا اطلاعاتی درمورد اصطلاحات اختصاری، سنتوگرافی و تایپ کردن آنها را در اختیار من قرار دهید
5. However, the training content of Yawei Stenography changes with the social situation changing.
[ترجمه ترگمان]با این حال، محتوای آموزشی Yawei stenography با تغییر وضعیت اجتماعی تغییر می کند
[ترجمه گوگل]با این حال، محتوای آموزشی Stenography Yawei با تغییر وضعیت اجتماعی تغییر می کند
6. With stenography, you try to hide the fact that communication is going on at all.
[ترجمه ترگمان]با stenography، شما سعی دارید این واقعیت را پنهان کنید که ارتباط در حال انجام است
[ترجمه گوگل]با سنتوگرافی، شما سعی می کنید این واقعیت را پنهان کنید که ارتباط برقرار می شود
7. Having seen the vast employment prospects of the Stenography, the vocational colleges have opened Yawei Stenography Skills courses.
[ترجمه ترگمان]دانشکده های حرفه ای و حرفه ای پس از این که چشم اندازه ای وسیع استخدام کنندگان را دیده اند، دوره های مهارت های stenography را افتتاح کرده اند
[ترجمه گوگل]پس از دیدن چشم انداز اشتغال وسیع از Stenography، کالج های حرفه ای دوره های مهارت Stenography Yawei را باز کرده اند
8. Tang said when he invented Yawei shorthand in the 1930s, he hoped "stenography would someday become a booming industry in China".
[ترجمه ترگمان]تانگ در دهه ۱۹۳۰ گفت که امیدوار است \"stenography روزی تبدیل به یک صنعت پررونق در چین شود\"
[ترجمه گوگل]تانگ زمانی که او در دهه 1930 یواوی را اختراع کرد، امیدوار بود که 'تنفس یک روزه تبدیل به یک صنعت پررونق در چین شود'
9. Nearly 80 years later, Tang said he shares the same dream because "stenography still plays a key role in recording history".
[ترجمه ترگمان]نزدیک به ۸۰ سال بعد، تانگ گفت که او نیز همان رویا را دارد، زیرا \"stenography هنوز نقشی کلیدی در ثبت تاریخ ایفا می کند\"
[ترجمه گوگل]تقریبا 80 سال بعد، تانگ گفت که او همان رویا را به اشتراک میگذارد، زیرا �اسنوگرافی هنوز نقش مهمی در ضبط تاریخ دارد�
10. Stenography is an essential part of secretarial work.
[ترجمه ترگمان]stenography بخش مهمی از کار منشیگری است
[ترجمه گوگل]بننوگرافی بخش مهمی از کارهای منشی است
11. Throughout his entire life, Dr. Gutzler had maintained close ties with stenography .
[ترجمه ترگمان]دکتر Gutzler سراسر زندگی خود را با کوتاه سازی حفظ کرده بود
[ترجمه گوگل]در طول تمام عمر خود، دکتر گوتزلر روابط نزدیک با سنتوگرافی را حفظ کرده بود
12. I've taken such courses as secretarial principles, office ad-ministration, business English, public relations, etiquette, psychology, computer programming, typing, stenography, and file-keeping.
[ترجمه ترگمان]من این درس ها را به عنوان اصول دبیرخانه، تبلیغ بازرگانی، انگلیسی تجاری، روابط عمومی، آداب و رسوم، روانشناسی، برنامه نویسی کامپیوتر، تایپ، stenography و نگهداری فایل اجرا کرده ام
[ترجمه گوگل]من چنین دوره هایی را به عنوان اصول دبیرخانه، اداره اداری، کسب و کار انگلیسی، روابط عمومی، اخلاق، روانشناسی، برنامه نویسی کامپیوتر، تایپ کردن، ترسیم و نگهداری پرونده نگهداری کردم
13. Both failures demonstrated that all-too-common activity that constitutes much of modern reporting: stenography for the powers that be.
[ترجمه ترگمان]هر دو شکست ها نشان دادند که تمام فعالیت های مشترک - که بسیاری از گزارش های مدرن را تشکیل می دهند: stenography برای قدرت هایی که وجود دارند
[ترجمه گوگل]هر دو شکست نشان داد که فعالیت های همه جانبه که اغلب از سنتوگرافی گزارشگری مدرن برای قدرت هایی که می شود، شکل می گیرد
14. During her stay in our firm, she did the work of typist, bookkeeping, and stenography and proved herself highly satisfactory and trustworthy.
[ترجمه ترگمان]او در مدت اقامت خود در شرکت ما کار ماشین نویسی، دفترداری، و stenography را انجام داد و خود را بسیار رضایت بخش و قابل اعتماد نشان داد
[ترجمه گوگل]در طول اقامت او در شرکت ما، او کار typist، bookkeeping و stenography را انجام داد و خود را بسیار رضایت بخش و قابل اعتماد نشان داد
15. She knew no more shorthand than if she had been a graduate in stenography just let slip upon the world by a business college.
[ترجمه ترگمان]او بیش از این knew بود که اگر در stenography فارغ التحصیل شده بود در یک دانشگاه بازرگانی به دنیا برود
[ترجمه گوگل]او می دانست که هیچ اصطلاح دیگری برای این نیست که اگر فارغ التحصیل شد در ورژن های سنتی، فقط یک کالج کسب و کار بر روی جهان می گذارد