1. A stele from Beaune museum shows him as the three-headed central figure of a triad of naked seated gods.
[ترجمه ترگمان]یک stele از موزه Beaune به او نشان می دهد که او به عنوان سه گروه در مرکز اصلی یک مشت خدایان لخت نشسته است
[ترجمه گوگل]ستون از موزه بوئن او را به عنوان شکل مرکزی سه سر سه تایی از خدایان نشسته برهنه نشان می دهد
2. This type of stele was present in the earliest known vascular plants, such as Rhynia.
[ترجمه ترگمان]این نوع از ستون فقرات در اولین کارخانه های شناخته شده آوندی مانند Rhynia وجود داشت
[ترجمه گوگل]این نوع استلا در اولین گیاهان عروقی شناخته شده مانند راینیا یافت شد
3. A stele that has a solid core of vascular tissue.
[ترجمه ترگمان]ستون سنگی ستون سنگی که هسته محکمی از بافت آوندی دارد
[ترجمه گوگل]استال که یک هسته جامد بافت عروقی دارد
4. Results The secondary structure of the roots of Taxus chinensis var. mairei consisted of the periderm and vascular cylinder(stele). Axial and radial systems formed the secondary xylem of the roots.
[ترجمه ترگمان]نتایج ساختار دوم ریشه های of chinensis var mairei شامل سیلندر آوندی و آوندی (stele)می باشد Axial و سیستم های شعاعی بافت چوبی ثانویه ریشه ها را تشکیل دادند
[ترجمه گوگل]نتایج ساختار ثانویه ریشه های Taxus chinensis var میرایی شامل سیلندر پریدرم و عروق (استلا) بود سیستم های محوری و شعاعی شبیه به ریشه های ثانویه است
5. That black stele let me be shocked!
[ترجمه ترگمان]این stele سیاه مرا شوکه کرد!
[ترجمه گوگل]این ستون سیاه اجازه دهید من شوکه شود!
6. The pith of this stemlike stele appears rather strongly like collenchyma tissue.
[ترجمه ترگمان]عمق مغز این ستون سنگی به شدت شبیه بافت collenchyma به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]ستون از این ستون ساقه به نظر می رسد به شدت مانند بافت کولونچیما
7. This is apparently the reliquary referenced by the stele .
[ترجمه ترگمان]این ظاهرا the است که در ستون سنگی stele قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]ظاهرا این کوره ای است که توسط ستون ارجاع شده است
8. Renovate the historic building and the celebrity stele inscription . Construct reception and service facilities.
[ترجمه ترگمان]به ساختمان تاریخی و کتیبه معروف لوحه سنگی اشاره کرد پذیرش و امکانات خدماتی ساخت
[ترجمه گوگل]ساختمان تاریخی و کتیبه ستاره مشهور را بازسازی کنید ساخت امکانات پذیرش و خدمات
9. Results The secondary structure of the roots of Taxus chinensis var. mairei consisted of the periderm and vascular cylinder (stele).
[ترجمه ترگمان]نتایج ساختار دوم ریشه های of chinensis var mairei شامل سیلندر آوندی و آوندی (stele)می باشد
[ترجمه گوگل]نتایج ساختار ثانویه ریشه های Taxus chinensis var میرایی شامل سیلندر پریدرم و عروق (استلا) بود
10. The stele records the reasons why Abbot Faxian built the pagoda.
[ترجمه ترگمان]ستون سنگی reasons دلایلی را ثبت می کند که چرا ابوت آباد the را ساخته است
[ترجمه گوگل]ستاره مواردی را که عبث فاکسانی ساخته شده است، ثبت می کند
11. Many temples on the mountain, stele, Qulang Pavilion, shade trees.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از معابد روی کوه، ستون سنگی Qulang، درخت های سایه دار
[ترجمه گوگل]بسیاری از معابد در کوه، صخره، دهانه قولنگ، درختان سایه
12. Stele The vascular tissue and associated parenchyma tissue and (if present) the surrounding pericycle and endodermis of a stem or root.
[ترجمه ترگمان]بافت آوندی و بافت parenchyma مرتبط و (در صورت وجود)the اطراف ساقه یا ریشه را تشکیل می دهند
[ترجمه گوگل]Stele بافت عروقی و بافت پارنچیم مرتبط و (در صورت وجود) محیط اطراف و اندودرمی ساقه یا ریشه
13. Now left the Northern Wei Dynasty Stele, with a very high artistic value and historical value, is a rare art of calligraphy art.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، دودمان وی \"وی\"، که دارای ارزش هنری بسیار بالا و ارزش تاریخی بسیار بالا می باشد، هنر خوشنویسی هنر خوشنویسی است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر سلسله شمالی Wei سلطنتی Stele، با ارزش هنری بسیار بالا و ارزش تاریخی را ترک کرده است، هنر نادر هنر خوشنویسی است
14. The tissues of the stele and cortex are derived from the corpus.
[ترجمه ترگمان]بافت ستون سنگی و cortex از پیکره زبانی مشتق شده اند
[ترجمه گوگل]بافتهای ستون و قشر از کپسول مشتق می شوند