کلمه جو
صفحه اصلی

stellate


معنی : پرتودار، ستاره مانند، شعاع دار، اختروار
معانی دیگر : ستاره واره، اختر دیس، پره دار، ستاره ای (stellated هم می گویند)، چون ستاره شعاع دار
stellate(d)
ستاره ای، چرخی

انگلیسی به فارسی

پرتودار، اختروار، ستاره مانند، (چون ستاره) شعاعدار


ستاره، شعاع دار، ستاره مانند، پرتودار، اختروار


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: stellately (adv.)
• : تعریف: shaped like a star; radiating from the center.

• shaped like a star

مترادف و متضاد

پرتو دار (صفت)
asteriated, beaming, stellate

ستاره مانند (صفت)
stellate, asteroid

شعاع دار (صفت)
stellate

اختروار (صفت)
stellate

جملات نمونه

1. The postganglionic neurons were mainly located in the stellate ganglion(6 99%), anterior and middle cervical ganglia, and T_2-T_5 ganglia of the sympathetic trunk, bilaterally.
[ترجمه ترگمان]نورون های postganglionic عمدتا در غده ganglion stellate (۶ % %)، غدد عصبی جلویی و میانی، و T - ۲ - T - ۵ - T - ۵ به صورت دو جانبه، واقع شده اند
[ترجمه گوگل]نورونهای پس از گانگلیونی عمدتا در گانگلیون ستون (99/6٪)، گانگلیس قدامیری و گردنی و گانگلیس T_2-T_5 از شکاف سمپاتیک دو طرفه قرار گرفته است

2. Activation of hepatic stellate cell ( HSC ) has become the cellular basis for hepatic fibrogenesis.
[ترجمه ترگمان]فعال سازی سلول stellate کبدی (HSC)، تبدیل به پایه سلولی برای fibrogenesis کبدی شده است
[ترجمه گوگل]فعال سازی سلول ستون کبدی (HSC) به پایه سلولی فیبروژنز کبدی تبدیل شده است

3. Detail of lymph node, showing stellate reticular cell in middle of field.
[ترجمه ترگمان]جزئیات گره lymph که سلول reticular را در وسط میدان نشان می دهد
[ترجمه گوگل]جزئیات گره لنفاوی، نشان دهنده سلول رتیکول ستاره در وسط میدان

4. Hepatic stellate cells (HSteC) are intralobular connective tissue cells presenting myofibroblast-like or lipocyte phenotypes .
[ترجمه ترگمان]سلول های stellate hepatic (HSteC)سلول های بافت ارتباطی هستند که myofibroblast - like یا lipocyte phenotypes را ارایه می دهند
[ترجمه گوگل]سلول های ستون فقرات کبدی (HSteC) سلول های بافت همبند درون سلولی هستند که دارای فنوتیپ های میوفیبروبلاست یا لیکویت هستند

5. Hepatic stellate cells ( HSC ) play a major role in the occurrence and development of hepatic fibrosis.
[ترجمه ترگمان]hepatic stellate (HSC)نقش عمده ای را در وقوع و توسعه of fibrosis ایفا می کنند
[ترجمه گوگل]سلول های ستون فقرات (HSC) نقش مهمی در وقوع و رشد فیبروز کبدی دارند

6. Plant body covered with stellate or ramified indumentum.
[ترجمه ترگمان]بدن گیاهان پوشیده از stellate یا indumentum منشعب شده بود
[ترجمه گوگل]بدن گیاه پوشیده شده با ستاره یا ریزه اندام

7. HCV may induce fibrogenesis directly by hepatic stellate cell activation or indirectly by promoting oxidative stress and apoptosis of infected cells.
[ترجمه ترگمان]HCV ممکن است مستقیما با فعال سازی سلول stellate hepatic یا به طور غیر مستقیم با ترویج استرس اکسیداتیو و آپوپتوز سلول های آلوده، القا کند
[ترجمه گوگل]HCV می تواند فیبروژنز را به طور مستقیم توسط فعال سازی سلول ستون کبد یا به طور غیر مستقیم با افزایش استرس اکسیداتیو و آپوپتوز سلول های آلوده ایجاد کند

8. Is Horner's syndrome the signs of stellate ganglion blocked successfully?
[ترجمه ترگمان]آیا سندرم اتساع مجرا نشانه of stellate است که با موفقیت مسدود شده است؟
[ترجمه گوگل]آیا سندرم هورنر علائم گانگلیون ستاره ای را با موفقیت مسدود می کند؟

9. Stellate ganglion belongs to sympathetic ganglion, which locates in the lower cervical sympathetic trunk.
[ترجمه ترگمان]غده عصبی Stellate به غده عصبی حسی تعلق دارد که در تنه sympathetic پایینی رحم جای می گیرد
[ترجمه گوگل]گانگلیون ستاره ای متعلق به گانگلیون سمپاتیک است که در تنه سمپاتیک پایین تر گردن قرار دارد

10. This tissue is composed of stellate retioular cells.
[ترجمه ترگمان]این بافت از سلول های stellate retioular تشکیل یافته است
[ترجمه گوگل]این بافت از سلول های باز سلولی ستاره تشکیل شده است

11. Objective To observe the effects of stellate ganglionic block(SGB) on the circulation and respiration during global cerebral ischemia reperfusion in rabbits.
[ترجمه ترگمان]هدف از مشاهده اثرات بلوک ganglionic (SGB)بر روی گردش خون و تنفس در طی کم خونی موضعی در خرگوش ها
[ترجمه گوگل]هدف بررسی اثرات بلوک گانگلیونی ستاره ای (SGB) بر گردش خون و تنفس در طی ریفرژی ایسکمی جهانی مغز در خرگوش ها

12. We know that hepatic stellate cells are still the major source of extracellular matrix during fibrogenesis.
[ترجمه ترگمان]می دانیم که سلول های stellate کبدی هنوز منبع اصلی ماتریکس خارج سلولی در طول fibrogenesis هستند
[ترجمه گوگل]ما می دانیم که سلول های ستون کبدی همچنان منبع اصلی ماتریکس خارج سلولی در طی فیبروژنز هستند

13. We suggest that folliculo - stellate cell adenoma of the pituitary is one type of non - functioning adenomas.
[ترجمه ترگمان]ما پیشنهاد می کنیم که adenoma سلول folliculo - از هیپوفیز، یک نوع of non است
[ترجمه گوگل]ما پیشنهاد می کنیم که آدنوم سلولی فولیکولی - ستون هیپوفیز یک نوع از آدنوم های غیرفعال است

14. Objective : To explore the method of stellate ganglion posterior - route puncture for the treatment of acne.
[ترجمه ترگمان]هدف: برای بررسی روش غده عصبی غده posterior posterior برای درمان آکنه
[ترجمه گوگل]هدف: برای کشف روش گانگلیون stellate posterior - path puncture برای درمان آکنه

پیشنهاد کاربران

stellate ( زیست شناسی - علوم گیاهی )
واژه مصوب: ستاره ای
تعریف: ویژگی نوعی کرک پایه دار یا بی پایه با چند شاخه که از یک نقطه مشترک خارج می شود


کلمات دیگر: