کلمه جو
صفحه اصلی

curd


معنی : کشک، بستن، دلمه شدن
معانی دیگر : (بیشتر به صورت جمع) لور، کرک، شیر دلمه شده (که شیرابه ی آن را گرفته باشند)، شیربسته شده، بستن در مورد شیر

انگلیسی به فارسی

کشک، شیر بسته‌شده، بستن (درمورد شیر)، دلمه شدن


کشک، بستن، دلمه شدن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: (sometimes pl.) a soft, diffuse solid obtained from milk that can be eaten or made into cheese.

(2) تعریف: a clotted substance that resembles curd.
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: curds, curding, curded
• : تعریف: to produce curd from or turn into curd; coagulate.
مشابه: coagulate

• milk product which is eaten as a food or made into cheese

مترادف و متضاد

کشک (اسم)
whey, curd

بستن (فعل)
close, truss, attach, ban, impute, bar, stick, connect, colligate, bind, hitch, seal, clog, assess, tie up, choke, shut, shut down, block, fasten, belt, bang, pen, shut off, tighten, blockade, hasp, clasp, knit, jam, wattle, plug, congeal, curdle, curd, jell, lock, coagulate, cork, spile, picket, padlock, ligate, obturate, occlude, portcullis, posset, switch on

دلمه شدن (فعل)
clabber, curdle, curd, clot, jell, quail

جملات نمونه

1. Curd took the group, seated in a large circle, through the various steps of coping with grief.
[ترجمه ترگمان]curd گروه را گرفت، در یک دایره بزرگ نشسته بود، از مراحل مختلف مقابله با غم
[ترجمه گوگل]گروهی که در گروهی قرار گرفتند، در یک دایره بزرگ نشسته بودند، از طریق مراحل مختلف مقابله با غم و اندوه

2. It is actually a scalded curd cheese, the curds being heated in the whey before being drained.
[ترجمه ترگمان]این پنیر در حقیقت پنیر خامه ای دارد و پنیر تازه قبل از خشک شدن در کشک گرم می شود
[ترجمه گوگل]این در واقع یک پنیر پنیر پخته شده است، پنیر که قبل از تخلیه در آب پنیر گرم می شود

3. Modifications in curd treatment result in cheeses that are different in moisture content, body and texture, and flavor and aroma.
[ترجمه ترگمان]اصلاحاتی در درمان curd، منجر به پنیرهای مختلف در محتوای رطوبت، بدن و بافت، و طعم و طعم می شود
[ترجمه گوگل]تغییرات در رفتار تغذیه ای باعث ایجاد پنیر هایی می شود که در رطوبت، بدن و بافت و عطر و طعم متفاوت هستند

4. Writers of old recipes often claimed that lemon curd keeps for years.
[ترجمه ترگمان]نویسندگان دستور العمل های قدیمی اغلب ادعا می کنند که curd لیمو برای سال ها ادامه دارد
[ترجمه گوگل]نویسندگان دستورالعمل های قدیمی اغلب ادعا می کنند که شکلات لیمو برای سال ها نگهداری می شود

5. Worse than that, her fresh lemon curd had been reduced to leftovers.
[ترجمه ترگمان]بدتر از آن بود که curd fresh از باقی مانده بود
[ترجمه گوگل]بدتر از آن، سرکه لیمو تازه خود را تا حد زیادی کاهش داده است

6. The fried bean curd put one in mind of oriental griddle cakes and needed the hot sauces to extract their inscrutable flavour.
[ترجمه ترگمان]خمیر لوبیا و خمیر لوبیا یکی را در مغز ما فرو می برد و به چاشنی داغ آن نیاز داشت تا طعم inscrutable را از آن بیرون بکشد
[ترجمه گوگل]مرغ لوبیای سرخ شده در ذهن کیک های کوهی شرقی قرار داده شده و به سس های گرم نیاز دارند تا عطر و طعم نامناسبی را استخراج کنند

7. Cottage, cream and curd cheeses are probably the best known of the fresh cheeses of Britain.
[ترجمه ترگمان]به احتمال زیاد پنیر و پنیر به بهترین شکل از پنیرهای تازه انگلستان شناخته شده است
[ترجمه گوگل]پنیر، کرم و پنیرهای پنیری احتمالا از پنیر های تازه بریتانیا شناخته شده است

8. Sometimes, on top of the milk curd, a layer of thick fresh cream was poured.
[ترجمه ترگمان]برخی اوقات در بالای شیر curd، یک لایه کرم تازه پر از کرم ریخته شد
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات، در بالای کنجاله شیر، یک لایه کرم تازه خامه ای ریخته شد

9. The drained curd, now a solid mass, is turned out of the muslin and the really hard work of milling begins.
[ترجمه ترگمان]The که در حال حاضر یک توده جامد است از the بیرون می آید و کار سخت آسیاب شروع می شود
[ترجمه گوگل]پنیر تخلیه شده، در حال حاضر جامد جامد، از موسلان خارج می شود و واقعا سخت کار میلزینگ آغاز می شود

10. My attempt to follow that with a lemon curd tart was a bit half-hearted.
[ترجمه ترگمان]تلاش من برای ادامه دادن آن با یک تارت لیمو یک تکه کوچک بود
[ترجمه گوگل]تلاش من برای پیروی از آن با یک تند کره لیمو کمی نادری بود

11. The curd is truly tough and elastic.
[ترجمه ترگمان]The واقعا مقاوم و انعطاف پذیر است
[ترجمه گوگل]مرغ واقعا سخت و انعطاف پذیر است

12. The curd is cut, stirred, and heated with continuous stirring to separate curd and whey.
[ترجمه ترگمان]The بریده می شود، تکان می خورد و با تحریک مداوم به curd و کشک جداگانه حرارت داده می شود
[ترجمه گوگل]این ذرت برش داده می شود، هم زدگی می شود و هم زدن مداوم برای جدا کردن پنیر و آب پنیر

13. To the straight forward lemon curd, a couple of sponge fingers, broken up, are sometimes added.
[ترجمه ترگمان]دو انگشت اسفنجی که به جلو خم شده، گاهی اوقات اضافه می شوند
[ترجمه گوگل]به شکل قارچ لیمو مستقیم، چند انگشت اسفنجی، شکسته شده، گاهی اوقات اضافه می شود

14. The curd for cheeses to be subsequently ripened is formed with starter and a milk-clotting ingredient.
[ترجمه ترگمان]متعاقبا The برای پنیرهای ساخته شده با استارتر و یک عامل انعقاد کننده شیر شکل می گیرد
[ترجمه گوگل]شکلات برای پنیرهایی که بعدا به دست می آید، با استفاده از استارتر و یک عنصر انعقاد شیر تشکیل می شود

پیشنهاد کاربران

واژه ی انگلیسی curd به معنی کشک، شیر بسته شده، ماست، با واژه ی ترکی " قؤرود" به معنی کشک سنجدنی است.


کلمات دیگر: