کلمه جو
صفحه اصلی

stein


معنی : فنجان، لیوان دسته دار ابجو خوری
معانی دیگر : لیوان آبجو خوری (سفالین یا فلزی یا شیشه ای)، گرترود استاین (نویسنده ی امریکایی)

انگلیسی به فارسی

لیوان دسته دار ابجو خوری


استین، فنجان، لیوان دسته دار ابجو خوری


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a large, usu. ceramic mug, sometimes having a hinged lid, used esp. for beer.

(2) تعریف: the amount of liquid a stein can hold.

• large earthenware beer mug (german)

مترادف و متضاد

فنجان (اسم)
mug, cup, chalice, calix, jack, stein

لیوان دسته دار ابجو خوری (اسم)
stein

جملات نمونه

1. Stein had a bad start to the race, but by the ninth lap she was up with the leaders.
[ترجمه ترگمان](آستین)شروع بدی به مسابقه داشت، اما با the نهم، او با رهبران درگیر شد
[ترجمه گوگل]استین شروع بدی به مسابقه داشت، اما در لندن نهمین بار با رهبران بود

2. "He and Mrs Stein have a plan," she explained.
[ترجمه ترگمان]او توضیح داد: \" او و خانم اشتاین برنامه دارند \"
[ترجمه گوگل]او توضیح داد: 'او و خانم استین یک طرح دارند '

3. Stein rolled up the paper bag with the money inside.
[ترجمه ترگمان]اشتاین کیف کاغذی را با پول داخل آن لوله کرد
[ترجمه گوگل]استین با کیسه کاغذ با پول در داخل ریخته

4. Michael Stein has been arrested for possession of drugs.
[ترجمه ترگمان](مایکل اشتاین)به خاطر داشتن مواد مخدر دستگیر شده است
[ترجمه گوگل]مایکل استین برای داشتن مواد مخدر دستگیر شده است

5. Stein and Eberhardt are not alone in their struggles.
[ترجمه ترگمان]آستین و Eberhardt در مبارزات خود تنها نیستند
[ترجمه گوگل]استین و ابراهارت تنها در مبارزات خود نیستند

6. It is perhaps not fortuitous that Stein made the enormous effort to revive the publication when he did.
[ترجمه ترگمان]شاید این موضوع تصادفی نباشد که اشتاین با تلاش فراوان برای تجدید چاپ در هنگام انجام این کار تلاش فراوانی کرد
[ترجمه گوگل]شاید استناد نباشد که استین تلاش زیادی برای احیای نشر آن زمان انجام داد

7. Stein and his business partner are a rather unusual pair.
[ترجمه ترگمان]اشتاین و شریک تجاری او یک جفت نسبتا غیرمعمول هستند
[ترجمه گوگل]استین و شریک تجاری او جفتی غیر معمول هستند

8. As editor, Stein did more than bring misinformation about leprosy to his audience.
[ترجمه ترگمان]شتاین به عنوان ویراستار، بیش از آنکه اطلاعات نادرست درباره جذام را به مخاطب وارد کند، بیش از این عمل کرد
[ترجمه گوگل]به عنوان سردبیر، استین بیش از بدست آوردن اطلاعات غلط در مورد leprosy به مخاطبان خود

9. A player representation, led by caretaker manager Edwin Stein, received a rapturous welcome.
[ترجمه ترگمان]نمایش بازیکنان به رهبری ادوین اشتاین مدیر سرپرستی، استقبالی پرشور دریافت کرد
[ترجمه گوگل]نماینده بازیگر، به رهبری مدیر اداری ادوین اشتاین، خوشامد میگوید

10. Stein and I have a mutual loathing.
[ترجمه ترگمان] من و \"اشتاین\" از هم متنفریم
[ترجمه گوگل]استین و من نفرت متقابل دارند

11. Stein, 5 announced his retirement last week after serving more than three decades in the department.
[ترجمه ترگمان]آستین، ۵ ساله، هفته گذشته پس از سپری کردن بیش از سه دهه در این بخش، بازنشستگی خود را اعلام کرد
[ترجمه گوگل]استین، 5 سال قبل از بازنشستگی خود پس از خدمت بیش از سه دهه در بخش اعلام کرد

12. Von Stein had been checking the wall clock in the laboratory then looking back at his notes for some time.
[ترجمه ترگمان](وون آستین)ساعت دیواری را در آزمایشگاه چک کرده بود و مدتی به یادداشت خود نگاه می کرد
[ترجمه گوگل]فون استین چک ساعت دیواری را در آزمایشگاه بررسی کرده و سپس برای یادداشت های خود به برخی از زمان ها نگاه می کند

13. Stein was expressing the view of many fellow war veterans.
[ترجمه ترگمان]اشتاین نشان از بسیاری از سربازان قدیمی جنگ داشت
[ترجمه گوگل]استین دیدگاه بسیاری از جانبازان جنگی را بیان کرد

14. The fact that Stein established a tradition of building pianos without checks requires an explanation.
[ترجمه ترگمان]این واقعیت که اشتاین سنت ساختن پیانو را بدون چک و چک به وجود می آورد نیاز به توضیح دارد
[ترجمه گوگل]این واقعیت که استین یک سنت ساخت پیانو را بدون چک ایجاد کرد نیاز به توضیح دارد


کلمات دیگر: