1. His heavy boots cumbered him in walking.
[ترجمه ندا] چکمه های سنگین راه رفتنش را سخت کرده بود.
[ترجمه ترگمان]چکمه های سنگین و چکمه های سنگین او را در راه رفتن صدا کرد
[ترجمه گوگل]چکمه های سنگین او را در راه رفتن شمردن
2. She was cumbered with house hold cares.
[ترجمه ترگمان]و از خانه پر شد و پر شد
[ترجمه گوگل]او با مراقبتهای خانه مرده بود
3. He cumbered himself with an overcoat on a warm day.
[ترجمه ترگمان]خود را با پالتویی که در روز گرم پوشیده بود پر کرد
[ترجمه گوگل]او در یک روز گرم خود را با یک پالتو جا داده بود
4. It's because the deteriorate of environment not only cumber the development of society but also directly intimidate the survival of human today.
[ترجمه ترگمان]به این دلیل است که بدتر شدن محیط نه تنها توسعه جامعه بلکه به طور مستقیم بقای بشریت را تهدید می کند
[ترجمه گوگل]این به این دلیل است که زیست محیط زیست نه تنها به توسعه جامعه منجر می شود، بلکه بطور مستقیم بقای انسان را نیز از بین می برد
5. Let not the dark thee cumber.
[ترجمه ترگمان]بگذار چیز تاریک تو خراب شود
[ترجمه گوگل]اجازه ندهید تیره تان را ببوسید
6. We shall not cumber our thought with his reproaches.
[ترجمه ترگمان]ما از این سرزنش و سرزنش های او نخواهیم بود
[ترجمه گوگل]ما نباید با نافرمانی های خودمان فکر کنیم
7. Dont's want to cumber with my teacher.
[ترجمه ترگمان]دلت نمی خواهد با معلمم زندگی کنی
[ترجمه گوگل]نمیخوام با معلمم باشه
8. You don't want to cumber with anyone!
[ترجمه ترگمان]تو که نمی خوای با کسی باشی!
[ترجمه گوگل]شما نمی خواهید با کسی کپی کنید!
9. Cumber, a Pakistani-born Muslim who is chief executive of the Austin-based mobile imaging company SozoTek, will work to improve the U. S. image within the 57-nation Islamic group, the White House said.
[ترجمه ترگمان]cumber، یک مسلمان متولد پاکستان که مدیر اجرایی شرکت تصویربرداری ماهواره ای آستین بر پایه آستین است، تلاش خواهد کرد تا ایالات متحده را بهبود بخشد اس به گفته کاخ سفید، تصویر درون گروه ۵۷ کشوری اسلامی است
[ترجمه گوگل]کاخ سفید، یک مسلمان متولد پاکستان که مدیر اجرایی شرکت SozoTek شرکت تصویربرداری مبتنی بر آستین است، برای بهبود تصویر U S در گروه 57 نفره اسلامی تلاش خواهد کرد
10. First of all, the paper locates the key factors that cumber comparative advantage of the traditional Chinese medicine, and shows the necessity of the change from static to dynamic state in knowledge.
[ترجمه ترگمان]اول از همه، این مقاله بر عوامل کلیدی تاثیر می گذارد که مزیت مقایسه ای پزشکی سنتی چینی را نشان می دهد و لزوم تغییر از حالت ایستا به حالت دینامیک در دانش را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]اول از همه، در مقاله، عوامل کلیدی را در بر می گیرد که مزیت نسبی طب سنتی چینی را نشان می دهد و ضرورت تغییر از حالت استاتیک به حالت دینامیکی در دانش را نشان می دهد
11. The product is suitable for the person who can swim. It does not cumber your action and speed, use comfortable security.
[ترجمه ترگمان]محصول برای کسی که می تواند شنا کند مناسب است آن کار و سرعت خود را تغییر نمی دهد، از امنیت راحت استفاده کنید
[ترجمه گوگل]محصول مناسب برای فردی است که می تواند شنا کند این عمل و سرعت خود را از بین نمی برد، از امنیت راحت استفاده کنید
12. The five coverings which usually are the hurdles in practice, such as avarice, wrath, dullness, agitation and doubt, can't cumber him.
[ترجمه ترگمان]پنج پوشش بیرونی که معمولا the در کار است، از قبیل حرص، خشم و تردید، ناراحتی و تردید است که نمی تواند او را خراب کند
[ترجمه گوگل]پنج پوشش که معمولا در مواقع قانونی، مانند خشم، خشم، کسالت، آشفتگی و شک و تردید هستند، نمیتوانند او را ترک کنند
13. Asked about why it took so long, White House spokeswoman Dana Perino said, "The president wanted to find the right person and he found that in Sada Cumber. "
[ترجمه ترگمان]سخنگوی کاخ سفید، دنا Perino، در پاسخ به این پرسش که چرا اینقدر طول کشید، گفت: \" رئیس جمهور می خواست فرد مناسب را پیدا کند و متوجه شد که در سادا cumber
[ترجمه گوگل]دانا پرینو، سخنگوی کاخ سفید می گوید: 'رئیس جمهور خواستار یافتن فرد مناسب بود و در Sada Cumber پیدا کرد '
14. Further more, they generate series of educational problems and ethical conflicts, and cumber healthy development of the basic education and progress of the society in the reform practice.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، آن ها مشکلات آموزشی و تعارضات اخلاقی را تولید می کنند و توسعه سالم آموزش پایه و پیشرفت جامعه را در عمل اصلاح ایجاد می کنند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، آنها مجموعه ای از مشکلات آموزشی و درگیری های اخلاقی را ایجاد می کنند و رشد سالم آموزش ابتدایی و پیشرفت جامعه در روند اصلاحات را به وجود می آورند