کلمه جو
صفحه اصلی

steeve


معنی : بار کردن، خفت کردن، تنگ هم چیدن
معانی دیگر : (با جرثقیل کشتی را) بارگیری کردن، کالا در شکم کشتی وارد کردن، (در شکم کشتی) بار چینی کردن، (دکل جلو کشتی)، خمیده بودن، در انبار کشتی بار کردن، میله ای که نوک ان قلابی دارد وبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود، سیخک

انگلیسی به فارسی

(در انبار کشتی) بار کردن، تنگ هم چیدن، خفت کردن،میله ای که نوک آن قلابی دارد وبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال آن بکار می‌رود، سیخک


steeve، خفت کردن، بار کردن، تنگ هم چیدن


مترادف و متضاد

بار کردن (فعل)
prime, burden, fill, load, weight, pack, freight, lade, steeve

خفت کردن (فعل)
steeve

تنگ هم چیدن (فعل)
stow, steeve


کلمات دیگر: