کلمه جو
صفحه اصلی

stickle


معنی : مداخله کردن، میانجگیری کردن
معانی دیگر : ستیز گری کردن، عیب گرفتن، دنبال دعوا گشتن، درد سر ایجاد کردن، لجاجت کردن، تردید، سراشیب، اشفتگی

انگلیسی به فارسی

میانجگیری کردن، مداخله کردن، تردید، سراشیب، اشفتگی


چسبیدن، میانجگیری کردن، مداخله کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: stickles, stickling, stickled
(1) تعریف: to argue stubbornly, esp. over trivial matters.

(2) تعریف: to bring up objections.

مترادف و متضاد

مداخله کردن (فعل)
put in, interfere, meddle, interlope, intermeddle, interpose, intervene, interject, stickle

میانجگیری کردن (فعل)
stickle

جملات نمونه

1. Space should not stickle on the traditional logic thinking way, but should explore the innovative shape ploy to create the sense of full of the milk of human kindness, fashionable and modern.
[ترجمه ترگمان]فضا نباید به روش تفکر سنتی برتری داشته باشد، بلکه باید آن شکل نوآورانه را کشف کند تا حس کامل از شیر محبت انسانی، مد روز و مدرن را ایجاد کند
[ترجمه گوگل]فضا نباید بر شیوه تفکر منطقی سنتی چیره شود، بلکه باید شیوه نوآورانه ای را برای کشف احساس شیرخواری از لطف بشری، مدرن و مدرن، کشف کند

2. Analogy stickle into the column, do not know to change along with changes in the form of opinions or approaches.
[ترجمه ترگمان]قیاس با قیاس به ستون، خود را با تغییراتی در شکل نظرات یا رویکردهای خود تغییر نمی دهد
[ترجمه گوگل]آنالوگ در ستون قرار می گیرند، نمی دانند که تغییرات را در قالب نظرات یا رویکردها تغییر دهند

3. Analogy stickle into the column, do not know to follow the changes in the form of opinion or approach to change.
[ترجمه ترگمان]قیاس با قیاس به ستون، نمی داند که تغییرات شکل عقیده یا رویکرد تغییر را دنبال کند
[ترجمه گوگل]آنالوگ در ستون قرار می گیرند، نمی دانند تغییرات را در قالب دیدگاه یا رویکرد تغییر تغییر دهند

4. Therefore, religious school of their prejudices and traditions of stickle for the.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، مکتب مذهبی of و سنت of برای the
[ترجمه گوگل]بنابراین، مدرسه مذهبی تعصبات و سنت های خود را برای

5. In the Hainan island war, the commanders in battlefront didn t stickle to the indication of Mao Zedong, however established fighting direction thoughts and fighting plans corresponded to the practice.
[ترجمه ترگمان]در جنگ جزیره هاینان، فرماندهان در battlefront به نشانه هایی از مایو تسه تونگ واکنش نشان ندادند، با این حال، افکار جهت مبارزه با اهداف جهت مبارزه با این عمل هماهنگ بودند
[ترجمه گوگل]در جنگ جزیره هانان، فرماندهان در میدان جنگ، به نشانه مائو زدونگ اشاره نکردند، با وجود این، افکار و جهت مقابله با برنامه های مبارزه با این عملیات، به کار خود پایان داد


کلمات دیگر: