1. A stork flew slowly past.
[ترجمه ترگمان]یک لک لک آهسته گذشت
[ترجمه گوگل]لختی به آرامی پرواز کرد
2. The white stork is one of the biggest land birds of the region.
[ترجمه ترگمان]لک لک سفید یکی از بزرگ ترین پرنده های سرزمین منطقه است
[ترجمه گوگل]لک سفید یکی از بزرگترین پرندگان خاک منطقه است
3. If you can imagine a benevolent and myopic stork in goggles and woolly hat, then you've just about got the picture.
[ترجمه ترگمان]اگر می توانید یک لک لک مهربان و نزدیک بین را در عینک goggles و کلاه پشمی تصور کنید، پس باید تصویر را بگیرید
[ترجمه گوگل]اگر شما می توانید یک عروسک خیرخواه و معشوقه را در عینک های ایمنی و کلاه پشمی تصور کنید، پس شما فقط تصویر را می خواهید
4. Most confusingly named as it is a stork not an ibis.
[ترجمه ترگمان]Most به خاطر confusingly لک لک گرمسیری لک لک گرمسیری نام دارد
[ترجمه گوگل]اغلب گیج کننده به نظر می رسد که یک دروغ است نه یک ایبیز
5. A marabou stork was poking about nearby in a pile of rubbish, and I gave it a wide berth.
[ترجمه ترگمان]یک لک لک آفریقایی در آن نزدیکی بود و من آن را کنار گذاشتم
[ترجمه گوگل]لارو مارابو در مورد یک شمع زباله در اطراف در حال نزدیک شدن بود و من آن را یک اسکله وسیع گذاشتم
6. A great shadow swooped in, the Stork bucked wildly and Farber cried out in alarm.
[ترجمه ترگمان]لک لک بزرگی در آسمان پرواز کرد و لک لک وحشیانه منفجر شد و با وحشت فریاد زد
[ترجمه گوگل]یک سایه بزرگ در حال چرخش، استورک به شدت درهم و برهم شد و Farber گریه کرد
7. Only I wish we have not got King Stork, instead of King Log, like the fabliau (fable) that the Clerk of Saint Lambert's used to read us out of Meister Aesop's book.
[ترجمه ترگمان]تنها آرزوی من این است که ما به جای پادشاه Log، مانند the (قصه)که شهردار سن لمبرت برای خواندن ما از کتاب Aesop استاد به کار می برد، نداریم
[ترجمه گوگل]فقط من آرزو می کنم که ما به عنوان پادشاه لنگ، به جای پادشاه لوگ، مانند قافله (افسانه ای) را ندیده ایم که کارمند سنت لامبرت از ماستر ایزوپ خواسته است ما را بخواند
8. The stork is starting to move.
[ترجمه ترگمان]لک لک شروع به حرکت می کند
[ترجمه گوگل]نجله شروع به حرکت می کند
9. White stork is migratory birds, like on the roof or large nests in the trees.
[ترجمه ترگمان]لک لک سفید پرنده مهاجر است، مانند روی پشت بام یا لانه های بزرگ در درختان
[ترجمه گوگل]طوفان سفید پرندگان مهاجر مانند سقف یا لانه های بزرگ درختان است
10. A large tropical American stork (Jabiru mycteria) having white plumage with a pink band at the neck and a naked head.
[ترجمه ترگمان]لک لک گرمسیری آمریکای شمالی (Jabiru mycteria)پره ای سفید با نوار صورتی به گردن و سر برهنه دارد
[ترجمه گوگل]طوفان بزرگ آمریکایی گرمسیری (Jabiru mycteria) دارای پرتقال سفید با یک نوار صورتی در گردن و سر برهنه است
11. This household four-line poem named "stepping upon the stork tower" a masterpiece of renowned Tong Dynast poet WangZihuan has made the stork tower one of China four famous towers.
[ترجمه ترگمان]این شعر چهار سطر به نام \"قدم گذاشتن بر روی برج لک لک\" شاهکار شاعر مشهور تانگ Dynast است که برج لک لک را یکی از چهار برج مشهور چین قرار داده است
[ترجمه گوگل]این خانه شعر چهار خطی به نام 'قدم زدن بر برج نجیب زاده' شاهکار مشهور WangZihuan شاعر تونگ دیناست، WangZihuan ساخته شده است که طوفان برج یکی از چین برج چهار برج مشهور است
12. Stork affects our quality of life, health and lives greatly.
[ترجمه ترگمان]لک لک بر کیفیت زندگی، سلامت و زندگی ما تاثیر می گذارد
[ترجمه گوگل]طوفان بر کیفیت زندگی، سلامتی و زندگی ما تاثیر می گذارد
13. He was flown out in a tiny Stork spotter plane to Rome.
[ترجمه ترگمان]او در یک صفحه کوچک Stork به رم پرواز کرد
[ترجمه گوگل]او در یک هواپیما ریز ریز هوایی به رم پرواز کرد
14. Oriental white stork exhibited a preference to a place where was higher vegetation height, more vegetation coverage, deeper water and greater water proportion.
[ترجمه ترگمان]لک لک سفید شرقی اولویت را به جایی نشان داد که ارتفاع پوشش گیاهی بالاتر، پوشش گیاهی بیشتر، آب عمیق تر و نسبت آب بیشتر بود
[ترجمه گوگل]طوفان سفید قومی شرقی ترجیح دادند که در آن ارتفاع گیاه بالاتر، پوشش گیاهی بیشتر، آب عمیق تر و نسبت آب بیشتر باشد
15. National bird: The white stork, one kind famous watches the rare bird.
[ترجمه ترگمان]پرنده ملی: لک لک سفیدی، یک نوع مشهور، پرنده نایاب را تماشا می کند
[ترجمه گوگل]پرنده ملی طوفان سفید، یک نوع معروف، پرنده نادر است