کلمه جو
صفحه اصلی

curtsy


معنی : تعظیم، ادب، احترام، سلام یا تواضع کردن
معانی دیگر : (فقط در مورد بانوان) کرنش کردن، تعظیم کردن، سر فرود آوردن، (در مورد دختران و زنان - خم کردن سر و زانو به نشان احترام) تعظیم، کرنش (curtsey هم می نویسند)

انگلیسی به فارسی

ادب، احترام، تعظیم، سلام یا خاکساری کردن


کبریت، احترام، تعظیم، ادب، سلام یا تواضع کردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: curtseys, curtsies
• : تعریف: a formal gesture of respect, made by girls and women, in which the body is lowered slightly by bending the knees while, often, one foot extends behind the other; counterpart of a bow by boys and men.

- Before they danced, the men bowed and the women made a curtsy.
[ترجمه ترگمان] قبل از رقصیدن، مردها تعظیم کردند و زن ها تعظیم کردند
[ترجمه گوگل] قبل از اینکه آنها رقصیدند، مردان از بین می رفتند و زن ها لباس می پوشیدند
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: curtseys, curtsies, curtseying, curtsying, curtseyed, curtsied
• : تعریف: to execute a curtsy.

- She curtsied before the Queen.
[ترجمه ترگمان] در مقابل ملکه ادای احترام کرد
[ترجمه گوگل] او قبل از ملکه فرو ریخت

• feminine version of a bow made by bending the knees and lowering the body
bow by bending the knees and lowering the body (done by women)
when a woman curtsies, she lowers her body briefly, bending her knees and holding her skirt with both hands, as a way of showing respect.

مترادف و متضاد

تعظیم (اسم)
bow, obeisance, inclining, curtsey, curtsy

ادب (اسم)
manner, politeness, complaisance, curtsey, curtsy, gentilesse, decorum, politesse, pleasance

احترام (اسم)
tribute, regard, deference, honor, greeting, respect, obeisance, curtsey, curtsy, reverence, respectability, revere

سلام یا تواضع کردن (فعل)
curtsey, curtsy

جملات نمونه

1. The ballerina bobbed a curtsy before leaving the stage.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه صحنه را ترک کند مرد باله مودبانه تعظیم کرد و تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]بالئینا قبل از خروج از صحنه، یک کوره زده بود

2. We were taught how to curtsy to the Queen.
[ترجمه ترگمان]ما یاد گرفتیم که چطور به ملکه تعظیم کنیم
[ترجمه گوگل]ما آموزش دادیم که چگونه ملکه را به کت و شلوار تقسیم کنیم

3. She bobbed a curtsy to him.
[ترجمه ترگمان]او تعظیم کرد و به او تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]او به دنبال او بود

4. The maid bobbed a curtsy.
[ترجمه ترگمان]خدمتکار تعظیم کوتاهی کرد
[ترجمه گوگل]دوشیزه خردگین

5. He instructed the women to remember to curtsy before the royal personage.
[ترجمه ترگمان]او به زن ها دستور داد که در مقابل شخص سلطنتی تعظیم کنند
[ترجمه گوگل]او به زنان دستور داد تا قبل از شخصیت سلطنتی کورکشی کنند

6. She swept him a curtsy.
[ترجمه ترگمان]تعظیم کرد و تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]او را کتک زد

7. She gave a curtsy.
[ترجمه ترگمان]تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]او کتک خورده بود

8. The ballerina bobbed a curtsy ( to the audience ) before leaving the stage.
[ترجمه ترگمان]The قبل از ترک صحنه تعظیم کردند (به حضار)
[ترجمه گوگل]Ballerina قبل از خروج از صحنه به یک مخاطب (مخاطب) زد

9. She managed the curtsy without falling although she was less calm than she appeared.
[ترجمه ترگمان]با این که او کم تر از آن که به نظر می رسید آرام گرفت، تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]او بدون سقوط به سر می برد، هر چند آرام تر از او بود

10. She swept me a curtsy.
[ترجمه ترگمان]تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]او یک کوره زده بود

11. Garrett Breedlove: Not much chance of that unless you curtsy on my face real soon.
[ترجمه ترگمان]این هیچ شانسی برای این کار نیست مگر اینکه به زودی به صورت من تعظیم کنی
[ترجمه گوگل]Garrett Breedlove: شانس زیادی برای این کار نیست، مگر اینکه شما به زودی در مورد چهره من چرت بزنید

12. The girl dropped ( BoBBed ) a curtsey ( curtsy ).
[ترجمه ترگمان]دخترک تعظیم کرد (تعظیم کرد)
[ترجمه گوگل]دختر کوچولوی (BoBBed) کرکیس (کورکسی) را ترک کرد

13. His lordship gave me an indulgent look, and acknowledged my curtsy very graciously.
[ترجمه ترگمان]عالی جناب نگاهی به من انداخت و مودبانه تعظیم کرد و مودبانه تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]سرپرستی او به من نگاه خیره کننده ای داد و بسیار محبت آمیز بود

14. Susan with her basket met Stumpy at the comer of BroadStreet. Susan made curtsy.
[ترجمه ترگمان]سوزان با سبدی که در گوشه of قرار داشت، با Stumpy روبه رو شد سوزان تعظیم کرد
[ترجمه گوگل]سوزان با سبد خریدش در کنار BroadStreet ملاقات کرد سوزان کتک خورده بود

As the queen was passing, the ladies curtsied to her.

ملکه که رد می‌شد، خانم‌ها به او کرنش کردند.



کلمات دیگر: