1. Police are looking for ways of curbing the traffic in guns.
[ترجمه ترگمان]پلیس به دنبال راه هایی برای کنترل ترافیک در اسلحه است
[ترجمه گوگل]پلیس به دنبال راهی برای جلوگیری از ترافیک در اسلحه هستند
2. There were streets and curbing and sidewalks and light poles and nothing else.
[ترجمه ترگمان]خیابان ها و خیابان ها و پیاده روها و تیره ای چراغ و هیچ چیز دیگر وجود نداشت
[ترجمه گوگل]خیابان ها و مهارتی ها و پیاده رو ها و قطب های نور وجود دارد و هیچ چیز دیگری وجود ندارد
3. For a government intent on curbing the growth of public spending, social security presented a large target.
[ترجمه ترگمان]برای یک دولت با هدف جلوگیری از رشد هزینه های عمومی، امنیت اجتماعی یک هدف بزرگ ارائه کرد
[ترجمه گوگل]برای یک دولت متعهد به جلوگیری از رشد هزینه های عمومی، امنیت اجتماعی هدف بزرگی را به وجود آورد
4. The government is introducing new measures aimed at curbing inflation.
[ترجمه ترگمان]دولت در حال معرفی اقدامات جدیدی است که هدف از آن کنترل تورم است
[ترجمه گوگل]دولت اقدامات جدیدی را برای کاهش تورم معرفی کرده است
5. Republicans eager to take credit for curbing illegal immigration wanted the over-all bill to proceed, without the education provision if necessary.
[ترجمه ترگمان]جمهوری خواهان تمایل به قبول اعتبار برای جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی، بدون نیاز به ارائه مدرک تحصیلی در صورت لزوم، دارند
[ترجمه گوگل]جمهوری خواهان که مشتاق پذیرش اعتبار برای جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی هستند، خواستار ادامه لایحه بیش از همه شدند، بدون نیاز به آموزش در صورت لزوم
6. The Government is to reintroduce a bill curbing the right to jury trial, which has twice been thrown out by peers.
[ترجمه ترگمان]دولت قصد دارد تا لایحه ای را مجددا برقرار کند که حق رای هیات منصفه را کنترل کند، که دو بار توسط همسالان پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]دولت مجبور است که لایحه ای را برای جلوگیری از حق محاکمه هیئت منصفه، که توسط همتایان دو برابر شده است، دوباره معرفی کند
7. The president said curbing the addiction level would save money and prolong lives.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور گفت که کنترل سطح اعتیاد باعث صرفه جویی در هزینه ها و طولانی تر شدن زندگی می شود
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور گفت که محدود کردن میزان اعتیاد، صرفه جویی در هزینه و زندگی طولانی است
8. A shift of power curbing the influence of town halls would spark a storm of protest around the country.
[ترجمه ترگمان]تغییر قدرت نفوذ سالن های شهر موجب بروز طوفانی از اعتراضات در سراسر کشور خواهد شد
[ترجمه گوگل]تغییر قدرت در جلوگیری از نفوذ سالن های شهر باعث طوفان اعتراضی در سراسر کشور شد
9. Its 495-326 vote had the effect of curbing Mr Yeltsin's authority and cancelling his plans for an April referendum.
[ترجمه ترگمان]رای ۴۹۵ - تاثیر محدود کردن قدرت آقای یلتسین و لغو برنامه های او برای یک رفراندوم آوریل را داشت
[ترجمه گوگل]رأی 495 تا 326 رأی اثر محدود کردن اقتدار آقای یلتسین و لغو طرح های خود را برای همه پرسی در آوریل بود
10. Here the aims were three-fold: curbing expenditure, raising standards and giving greater emphasis to health promotion and illness prevention.
[ترجمه ترگمان]در اینجا هدف سه برابر است: مهار هزینه ها، بالا بردن استانداردها و تاکید بیشتر بر ارتقا سلامت و پیش گیری از بیماری
[ترجمه گوگل]در اینجا اهداف سه گانه بود: محدود کردن هزینه ها، افزایش استانداردها و تأکید بیشتر برای ارتقاء سلامت و جلوگیری از بیماری
11. The nations are demanding compensation for their curbing of forest exploitation by cattle ranching and logging.
[ترجمه ترگمان]ملت ها خواهان جبران خسارت ناشی از بهره برداری از جنگل توسط احشام و قطع درختان هستند
[ترجمه گوگل]ملل خواستار جبران تعرض به سوء استفاده از جنگل های گاوداری و ورود به سیستم هستند
12. Perhaps, then, there is a public interest in curbing the study of economics.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، شاید منافع عمومی در مهار کردن مطالعه اقتصاد وجود دارد
[ترجمه گوگل]شاید، پس از آن، یک علاقه عمومی به محدود کردن مطالعه اقتصاد وجود دارد
13. Your assignment: Curbing crime and helping people get out of poverty.
[ترجمه ترگمان]ماموریت شما: جنایت Curbing و کمک به مردم در خارج از فقر
[ترجمه گوگل]وظیفه شما: جلوگیری از جرم و کمک به مردم از فقر خارج شوید
14. Cleaning up city air is also easier than curbing output of carbon dioxide, a gas thought to cause climate change.
[ترجمه ترگمان]تمیز کردن هوای شهر هم چنین راحت تر از کنترل خروجی دی اکسید کربن، یک فکر گازی برای ایجاد تغییر آب و هوا است
[ترجمه گوگل]تمیز کردن هوا در شهر نیز ساده تر از محدود کردن خروجی دی اکسید کربن است، که فکر می کند گاز باعث تغییرات اقلیمی شود