کلمه جو
صفحه اصلی

cur


معنی : ادم پست، سگ بد اصل، سگ دورگه
معانی دیگر : (سگ چند رگه و پست نژاد) سگ بداصل، سگ کوچه، سگ گازگیر، سگ هرز، مخفف:، پول

انگلیسی به فارسی

سگ بداصل، سگ دورگه، (مجازاً) آدم پست


کنجکاو، سگ بد اصل، سگ دورگه، ادم پست


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: an unpleasant or mean dog, esp. one of mixed breed.

(2) تعریف: a contemptible person; scoundrel; wretch.
مشابه: knave, rogue, wretch

• dog, mongrel (especially a mean one); coward, mean person
a cur? is a parish priest in france.

مترادف و متضاد

ادم پست (اسم)
bugger, menial, scoundrel, reptile, skate, villain, cur

سگ بد اصل (اسم)
yap, cur

سگ دورگه (اسم)
cur

rotten, lowly animate being


Synonyms: blackguard, black sheep, bum, cad, coward, dog, good-for-nothing, heel, hound, ne’er-do-well, rat, riffraff, scoundrel, scum, skunk, snake, stinker, toad, villain, worm, wretch, yellow dog


animal of mixed breed


Synonyms: crossbreed, hybrid, mongrel, mutt


جملات نمونه

1. A mischievous cur must be tied short.
[ترجمه ترگمان]یک سگ موذی باید کوتاه باشد
[ترجمه گوگل]جسد بدبخت باید کوتاه باشد

2. But what was the cur whose descendants burst into such variety?
[ترجمه ترگمان]اما این سگ چه بود که descendants به این نوع تنوع مبدل شدند؟
[ترجمه گوگل]اما چه کسانی که کودکانشان به چنین گونه هایی سرازیر شدند

3. Maurice, a 250-pound brick, a killer, a cur, is deep in Bible studies down at Rudyard.
[ترجمه ترگمان]موریس، یک آجر ۲۵۰ پوندی، یک قاتل، یک سگ، در مطالعه کتاب مقدس در رود Rudyard عمیق است
[ترجمه گوگل]موریس، یک آجر 250 پوند، یک قاتل، یک کور، عمیق در مطالعات کتاب مقدس در رودیارد است

4. You are a Bore and a cur.
[ترجمه ترگمان] تو یه Bore و یه سگ
[ترجمه گوگل]شما یک سوراخ و یک سوراخ هستید

5. A wild cur flung itself at him with bared fangs and slashed a rent in his overcoat.
[ترجمه ترگمان]یک سگ وحشی با دندان های برهنه خود را به طرف او پرتاب کرد و a را در پالتوی خود فرو برد
[ترجمه گوگل]یک کوه وحشی به او با لگد لختی فرو ریخت و اجاره اش را در پالتوی او فروخت

6. With the presence of electrode voltage drop and cur -rent leakage, applying the method of equivalent electrical conductivities the variations of the above parameters are studied.
[ترجمه ترگمان]با حضور افت ولتاژ الکترود و نشت cur - نشتی با استفاده از روش رسانندگی الکتریکی معادل، تغییرات پارامترهای بالا مورد مطالعه قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]با وجود کاهش ولتاژ الکترود و نشت جریان، با استفاده از روش هدایت الکتریکی معادل، تغییرات پارامترهای فوق بررسی می شود

7. Foolish say then: " Cur extends a tongue. "
[ترجمه ترگمان]Foolish می گوید: \" Cur زبان را گسترش می دهد \"
[ترجمه گوگل]احمقانه می گوید: 'کور زبان را توسعه می دهد '

8. Cur - Displays the current selected color number on the colorband.
[ترجمه ترگمان]Cur - نمایش عدد رنگ انتخاب شده فعلی را نمایش می دهد
[ترجمه گوگل]Cur - شماره رنگ انتخاب شده فعلی را در رنگبندی نمایش می دهد

9. She was frightened by a cur.
[ترجمه ترگمان]او از یک سگ ترسیده بود
[ترجمه گوگل]او توسط یک کنجکاو ترسید

10. A cur barking at the sun cannot detract from its glory.
[ترجمه ترگمان]سگی که در آفتاب پارس می کند نمی تواند از عظمت آن بکاهد
[ترجمه گوگل]خرس قهوه ای در خورشید می تواند از شکوه و جلال آن ناتوان نباشد

11. There's a cur - tain in the liv - ing room.
[ترجمه ترگمان]یه سگ ماده - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل]یک اتاق خواب در اتاق خواب وجود دارد

12. The purpose of analysing spindle motion curve line is to select the best cur.
[ترجمه ترگمان]هدف تجزیه و تحلیل خط منحنی حرکت spindle انتخاب بهترین سگ است
[ترجمه گوگل]هدف تجزیه و تحلیل خط منحنی حرکت اسپیندل بهترین انتخاب است

13. For accounting treatment, assets are normally divided into cur rent assets, long-term investments, fixed assets, intangible as sets, deferred assets and other assets.
[ترجمه ترگمان]برای درمان حسابداری، دارایی ها به طور معمول به دارایی های اجاره، سرمایه گذاری های بلند مدت، دارایی های ثابت، نامشهود به عنوان مجموعه ها، دارایی های معوق و دارایی های دیگر تقسیم می شوند
[ترجمه گوگل]برای حسابداری، داراییها به طور معمول به دارایی های موجود، سرمایه گذاری های بلند مدت، دارایی های ثابت، ملزومات به عنوان مجموعه، دارایی های منتخب و دارایی های دیگر تقسیم می شوند


کلمات دیگر: