کلمه جو
صفحه اصلی

stenographer


معنی : سریع القلم، تند نویس
معانی دیگر : تندنویس

انگلیسی به فارسی

تند نویس


سونوگرافی، تند نویس، سریع القلم


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: one who is proficient in shorthand, esp. one whose job is to take dictation.

• one who takes dictation in shorthand characters
a stenographer is a shorthand typist; used in american english.

مترادف و متضاد

سریع القلم (اسم)
skilful writer, stenographer

تند نویس (اسم)
stenographer, stenograph

جملات نمونه

1. The police stenographer recorded the man's confession word by word.
[ترجمه ترگمان]پلیس یک کلمه اعتراف به زبان مرد را ضبط کرده بود
[ترجمه گوگل]ستون شناس پلیس ضبط کلمه آزادی بیان مرد را بر عهده داشته است

2. The stenographer was an old man with a rosette in his lapel.
[ترجمه ترگمان]شاهزاده پیر مرد پیری بود که یقه برگردان داشت
[ترجمه گوگل]ستون شناس یک مرد سالخورده بود که در روزنامه خود در آن قرار داشت

3. Doyle smiled at the stenographer again as she glanced up.
[ترجمه ترگمان]دو یل، وقتی که سرش را بلند کرد، دوباره به وی لبخند زد
[ترجمه گوگل]دویل لبخند زد و دوباره نگاه کرد

4. A stenographer was taking things down.
[ترجمه ترگمان]A داشت کارها را انجام می داد
[ترجمه گوگل]یک ضبط کننده هنری چیزهایی را در بر گرفت

5. Stenographer: Could you repeat that last part?
[ترجمه ترگمان]میتونی اون قسمت آخر رو تکرار کنی؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید آخرین قسمت را تکرار کنید؟

6. Nothing, answered the stenographer, moving away with a little smile.
[ترجمه ترگمان]کنت با لبخند کوچکی گفت: هیچ،
[ترجمه گوگل]هیچ چیز، به ستاره شناس پاسخ داد، با یک لبخند کوچک حرکت می کند

7. He charged upon the desk of the stenographer.
[ترجمه ترگمان]او به یاد stenographer افتاد
[ترجمه گوگل]او بر روی میز کارگر متهم کرد

8. She works as a stenographer in the company.
[ترجمه ترگمان]در این شرکت مهارت دارد
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک کارآگاه در این شرکت کار می کند

9. So you were fucking the court stenographer.
[ترجمه ترگمان]خب، تو هم داشتی با هم حرف می زدی
[ترجمه گوگل]بنابراین شما در حال لکه گیری stenographer دادگاه بود

10. Are you a stenographer or typewriter?
[ترجمه ترگمان]شما هم stenographer هستید، نه ماشین تحریر؟
[ترجمه گوگل]آیا شما یک سازنده یا ماشین چاپگر هستید؟

11. Stenographer: Your little girl wants to kiss you over the phone.
[ترجمه ترگمان]دختر کوچولوت میخواد پشت تلفن تو رو ببوسه
[ترجمه گوگل]Stenographer دختر کوچک شما می خواهد شما را از طریق تلفن ببوسد

12. A qualified stenographer is not necessarily a competent secretary.
[ترجمه ترگمان]A واجد شرایط لزوما یک منشی با صلاحیت نیست
[ترجمه گوگل]یک تناسخ کننده واجد شرایط، لزوما یک وزیر صلاحیت نیست

13. The stenographer may be either a hotel employee or an employee of a concessionaire.
[ترجمه ترگمان]ممکن است که stenographer یا کارمند هتل باشند یا کارمند یک concessionaire
[ترجمه گوگل]ممکن است ستون ساز یک کارمند هتل یا یک کارمند یک شرکت کننده باشد

14. The court stenographer registered the trial proceedings.
[ترجمه ترگمان]دادگاه این دادرسی را ثبت کرد
[ترجمه گوگل]دادگاه دادگستری دادگاه را محکوم کرد

15. A court stenographer has to be able to take down more than 250 words a minute.
[ترجمه ترگمان]یک دادگاه باید بتواند بیش از ۲۵۰ کلمه در دقیقه یادداشت کند
[ترجمه گوگل]یک متخصص دادگاه باید بتواند بیش از 250 کلمه را در یک دقیقه بکشد

پیشنهاد کاربران

دیکته نویس، قلم به مزد

قلم به دستور


کلمات دیگر: