کلمه جو
صفحه اصلی

cumulation


معنی : انباشتگی، توده، جمع اوری، گرد اوری
معانی دیگر : گرداوری، جمع اوری، انباشتگی، توده

انگلیسی به فارسی

گردآوری، جمع‌آوری، انباشتگی، توده


انباشت، جمع اوری، انباشتگی، توده، گرد اوری


انگلیسی به انگلیسی

• accumulation; pile, heap

مترادف و متضاد

انباشتگی (اسم)
amplitude, accumulation, reposition, agglomeration, cumulation, repletion

توده (اسم)
gross, stack, aggregate, accumulation, agglomeration, cumulation, mass, pile, lump, bulk, heap, volume, aggregation, hill, congeries, shock, block, wad, barrow, bloc, clot, cob, ruck, rick, dollop, conglomeration, cumulus, midden, riffraff, oodles, tump

جمع اوری (اسم)
accumulation, cumulation, muster, collection, hoarding, assemblage

گردآوری (اسم)
cumulation, collection, amassment, gathering, compilation

جملات نمونه

1. New editions will essentially be cumulations and therefore a longer gap will exist between editions.
[ترجمه ترگمان]نسخه های جدید اساسا cumulations خواهند بود و بنابراین یک فاصله طولانی تر بین نسخه های چاپ وجود خواهد داشت
[ترجمه گوگل]نسخه های جدید اساسا کلاسیک خواهند بود و در نتیجه، فاصله بین نسخه ها بیشتر خواهد بود

2. Case studies are an integral part of knowledge cumulation.
[ترجمه ترگمان]مطالعات موردی بخش مهمی از cumulation دانش هستند
[ترجمه گوگل]مطالعات موردی بخشی جدایی ناپذیر از انباشت دانش هستند

3. It also puts forward a new index "time cumulation of wheel tracking deformation" to appraise wheel tracking test, and this appraised method is better than the index of dynamic stability.
[ترجمه ترگمان]همچنین یک شاخص جدید برای \"تغییر شکل ردیابی چرخ\" به آزمایش ردیابی چرخ مطرح می کند، و این روش ارزیابی بهتر از شاخص ثبات دینامیکی است
[ترجمه گوگل]همچنین پیش بینی زمان نوسانات تغییرات ردیابی چرخ ها را برای ارزیابی آزمون ردیابی چرخ نشان می دهد و این روش ارزیابی بهتر از شاخص ثبات دینامیک است

4. The cumulation and expression of the signal wander in optical cable digital line systems are discussed.
[ترجمه ترگمان]The و بیان سیگنال در سیستم های خطی کابل نوری مورد بحث قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]شکل گیری و بیان سیگنال در سیستم خطی دیجیتال کابل های نوری مورد بحث قرار می گیرد

5. Olaquindox has the toxic function of cumulation, heredity and seduction.
[ترجمه ترگمان]Olaquindox دارای نقش سمی of، وراثت و اغوا است
[ترجمه گوگل]Olaquindox اثر سمی مخلوط، ارثی و اغوا دارد

6. The cumulation - consuming amount had been allowed a discount could not used for a second member card.
[ترجمه ترگمان]مقدار مصرف cumulation اجازه داده شد که برای یک کارت عضو دوم تخفیف استفاده نشود
[ترجمه گوگل]مقدار کافی مصرف شده اجازه داده شد که تخفیف برای یک کارت عضو دوم استفاده نشود

7. Cumulation in each sample plot was a little different with the annual litter production.
[ترجمه ترگمان]Cumulation در هر پلات نمونه، کمی با تولید زباله سالانه تفاوت داشت
[ترجمه گوگل]جمعآوری در هر طرح نمونه کمی متفاوت با تولید سالیانه بستر بود

8. So are the wholesalers, who focus on advertising and credibility cumulation to achieve profits.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، عمده فروشان که بر روی تبلیغات و اعتبار سنجی تمرکز می کنند تا به سود خود دست یابند
[ترجمه گوگل]بنابراین عمده فروشان هستند، که بر روی تبلیغات و ایجاد اعتبار برای دستیابی به سود تمرکز می کنند

9. Its property includes low water - solubility, easy cumulation and hard biological degradation.
[ترجمه ترگمان]ویژگی آن شامل آب کم، حلالیت آسان و تخریب شدید بیولوژیکی است
[ترجمه گوگل]اموالش شامل حلالیت آب کم، انباشتگی آسان و تجزیه بیولوژیکی سخت است

10. Meanwhile, we put forward symmetric correction to resolve inherent error cumulation of point-by-point imaging modality.
[ترجمه ترگمان]در همین حال، تصحیح متقارن رو به جلو برای حل cumulation خطای ذاتی از طریق modality تصویر به نقطه ای ارائه کردیم
[ترجمه گوگل]در همین حال، ما تصحیح متقارن را برای حل معادلات خطای ذاتی از روش های تصویربرداری نقطه به نقطه ارائه کردیم

11. But the indexes of blood stream dynamics were steady and there were not anoxemia and the cumulation of CO
[ترجمه ترگمان]اما شاخص های حرکت جریان خون ثابت بودند و and و and CO [ ۲ CO ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ] CO [ ۲ ]
[ترجمه گوگل]اما شاخصهای جریان دینامیکی خون پایدار بودند و آنوکسیما و انباشت CO نبودند

12. There are three principles in concurrent punishment for several crimes, including principle of absorption, cumulation and limitative aggravation.
[ترجمه ترگمان]سه اصل در مجازات همزمان برای چندین جرم وجود دارد که شامل اصل جذبی، cumulation و limitative می باشد
[ترجمه گوگل]سه اصل در مجازات همزمان برای چندین جرم وجود دارد، از جمله اصل جذب، جمع شدن و تشدید محدود


کلمات دیگر: