کلمه جو
صفحه اصلی

cuddy


معنی : گنجه، صندوق خانه، اطاقک کشتی
معانی دیگر : (در کشتی) اتاقچه، کابین، (در کشتی کوچک) آشپزخانه، (اسکاتلند)، الاغ، خر

انگلیسی به فارسی

صندوقخانه، گنجه، اطاقک کشتی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: cuddies
• : تعریف: a small cabin, galley, or pantry on a ship.

• galley or pantry of a small ship (nautical); small room or closet; donkey; fool, stupid person

مترادف و متضاد

گنجه (اسم)
armoire, closet, cupboard, cuddy

صندوق خانه (اسم)
closet, cuddy

اطاقک کشتی (اسم)
cuddy

جملات نمونه

1. Cuddy offers Foreman a job and a raise and he considers the offer.
[ترجمه ترگمان]کادی \"برای\" فورمن \"شغلی و افزایش حقوق پیشنهاد میده\" و اون پیشنهاد رو می گیره
[ترجمه گوگل]Cuddy ارائه دهنده Foreman یک شغل و افزایش است و او این پیشنهاد را در نظر می گیرد

2. Cuddy quickly figures out what they were up to but doesn't want to know.
[ترجمه ترگمان]کادی به سرعت تشخیص می دهد که آن ها چه نقشه ای دارند، اما نمی خواهند بفهمند
[ترجمه گوگل]Cuddy به سرعت فاش می کند که آنها چه چیزی را می دانند اما نمی خواهند بدانند

3. Cuddy berates for trying to kill himself while his patient was dying.
[ترجمه ترگمان]کادی \"داره سعی می کنه خودش رو بکشه در حالی که بیمارش داره میمیره\"
[ترجمه گوگل]در حالی که بیمار در حال مرگ است، سعی می کند برای کشتن خود کینه داشته باشد

4. Cuddy puts Megan on steroids but they don't know what she's allergic to.
[ترجمه ترگمان]کادی \"مگان رو سر استروئید قرار میده\" اما اونا نمیدونن که به چی حساسیت داره
[ترجمه گوگل]Cuddy مگن را روی استروئید قرار می دهد، اما آنها نمی دانند او چه حساسیتی دارد

5. Lisa Cuddy, and Dr. James Wilson, Head of the Department of Oncology at Princeton-Plainsborough and the closest thing House has to a friend.
[ترجمه ترگمان]لیزا کادی و دکتر جیمز ویلسون رئیس اداره Oncology در دانشگاه پرینستون و نزدیک ترین چیزی که هاوس به یه دوست داره
[ترجمه گوگل]لیزا کاددی و دکتر جیمز ویلسون، رئیس گروه انکولوژی در پرینستون-پلینزبورو و نزدیکترین چیزی که خانم به دوست دارد

6. Cuddy realizes that she's silently screaming.
[ترجمه ترگمان]کادی \"می فهمه که داره جیغ میزنه\"
[ترجمه گوگل]Cuddy متوجه است که او سکوت فریاد می زند

7. Cuddy insists that House document everything.
[ترجمه ترگمان]Cuddy اصرار دارد که خانه همه چیز را مستند می کند
[ترجمه گوگل]Cuddy اصرار دارد که خانه همه چیز را سند می کند

8. They convince Cooper to undergo the surgery while Cuddy demands answers.
[ترجمه ترگمان]آن ها کوپر را متقاعد می کنند که تحت عمل جراحی قرار بگیرد در حالی که Cuddy پاسخ می دهد
[ترجمه گوگل]آنها متقاعد کوپر به انجام عمل جراحی در حالی که Cuddy خواسته پاسخ

9. Hatch mounted portables: Your alternatives start with a portable unit like the Carry on, a good choice for cooling the small cabin of a cuddy cabin powerboat or overnighter sailboat.
[ترجمه ترگمان]Hatch سوار portables: جایگزین های شما با یک واحد قابل حمل مانند حمل بر روی، یک انتخاب خوب برای خنک کردن کابین کوچک یک کشتی cuddy یا قایق بادبانی overnighter
[ترجمه گوگل]پورت های ورودی نصب شده: جایگزین های شما با یک دستگاه قابل حمل مانند Carry در شروع می شود، انتخاب خوبی برای خنک کردن کابین کوچک یک قایق موتوری کابین کوچک یا قایق بادبانی کم است

10. In fact, in the premiere, we'll see him smiling, laughing, and canoodling on the beach with at-long-last ladylove Cuddy.
[ترجمه ترگمان]در واقع، در مراسم افتتاحیه، او را می بینیم که لبخند می زند و می خندد، و در کنار ساحل با with - ه - - ه - - ه - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل]در حقیقت، در نخستین نمایش، ما او را می بینیم که لبخند می زند، می خندد، و می تواند در ساحل با Cuddy، long-last ladylove ببیند

11. The same can be said for medical drama House, in which Cuddy, thehospital administrator played by actress Lisa Edelstein, is routinelydressed in 4in heels and low-cut blouses.
[ترجمه ترگمان]همان طور که می توان گفت برای خانه درام پزشکی، که در آن Cuddy، مدیر thehospital که به وسیله \"لیزا Edelstein\" بازیگر نقش بازی می کند، در ۴ سال با کفش های پاشنه بلند و بلوزهای کوتاه - بازی می کند
[ترجمه گوگل]همان را می توان برای خانه دراماتیک پزشکی گفت، که در آن کادی، مدیر بیمارستان با بازی لیزا ادلستین بازیگر، در پاشنه های 4 پا و بلوز های کمرت قرار دارد


کلمات دیگر: