1. his stepfather beat him every day
هرروز ناپدری اش او را می زد.
2. he hated his stepfather
از ناپدری خود متنفر بود.
3. The girl had been molested frequently by her stepfather from the age of eight.
[ترجمه ترگمان]پدرخوانده او از سن هشت سالگی مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود
[ترجمه گوگل]این دختر از سالیان متمادی توسط پدربزرگش مورد آزار و اذیت قرار گرفته است
4. He hated his stepfather and eventually ran away from home.
[ترجمه ترگمان]او از ناپدری او متنفر بود و در نهایت از خانه فرار می کرد
[ترجمه گوگل]او پدربزرگ خود را نفرین کرد و در نهایت فرار از خانه کرد
5. The girl's natural father claimed that her stepfather was turning her against him.
[ترجمه ترگمان]پدر طبیعی دختر ادعا می کرد که stepfather او را بر ضد او می گرداند
[ترجمه گوگل]پدر طبیعی دختر ادعا کرد که پدربزرگش او را در برابر او قرار داده است
6. Her childhood had been poisoned by an abusive stepfather.
[ترجمه ترگمان]دوران کودکی او توسط یک ناپدری آزار دهنده مسموم شده بود
[ترجمه گوگل]دوران کودکی او توسط یک پدری سوءاستفاده شده است
7. His stepfather thinks it might be the boy.
[ترجمه ترگمان] His فکر می کنه که ممکنه پسره باشه
[ترجمه گوگل]پدربزرگش فکر می کند پسر ممکن است باشد
8. Then he did the same to his stepfather, whose forehead was dry and cold, almost as if he were dead already.
[ترجمه ترگمان]سپس همان کار را با stepfather کرد که پیشانی اش خشک و سرد بود، انگار که قبلا مرده بود
[ترجمه گوگل]سپس او را به پدربزرگش، که پیشانی او خشک و سرد بود، تقریبا مثل اینکه در حال حاضر مرده بود
9. Eiman's stepfather, Douglas Grant, 50, landed in Manila yesterday, after travelling from Inverness.
[ترجمه ترگمان]پدرخوانده Eiman، داگلاس گرنت، ۵۰ ساله، دیروز بعد از سفر از اینورنس، در مانیل به زمین نشست
[ترجمه گوگل]پدربزرگ Eiman، داگلاس گرانت، 50، دیروز پس از مسافرت از Inverness در مانیل فرود آمد
10. My stepfather was strict and didn't let us have friends in the house; he physically abused me but not sexually.
[ترجمه ترگمان]ناپدری ام سختگیر بود و نمی گذاشت که ما در خانه دوستانی داشته باشیم؛ از نظر جسمی از من سو استفاده می کرد، اما نه از لحاظ جنسی
[ترجمه گوگل]پدربزرگ من سختگیر بود و اجازه نداد که ما در خانه هستیم؛ او از لحاظ جسمی من را مورد آزار و اذیت قرار داد، اما نه جنسی
11. My stepfather is coming to San Francisco next Saturday night.
[ترجمه ترگمان]ناپدری ام آن شب شنبه بعد به سانفرانسیسکو می آید
[ترجمه گوگل]ناپدری من بعدا شنبه شب به سانفرانسیسکو می آید
12. All you can do is wait until your stepfather gets the will admitted to probate.
[ترجمه ترگمان]تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که صبر کنید تا ناپدری شما به تایید برسد
[ترجمه گوگل]همه شما می توانید انجام دهید این است صبر کنید تا پدربزرگ خود را به اذعان به پرونده
13. When his stepfather, Douglas Reynolds, intervened, Campbell began biting Reynolds' face, police said.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که پدرخوانده او، داگلاس رینولدز، دخالت کرد، کمپبل شروع به گاز زدن صورت رینولدز کرد
[ترجمه گوگل]پلیس گفت: هنگامی که پدربزرگش، داگلاس رینولدز، مداخله کرد، کمپبل شروع به گسستن صورت ریونولدز کرد
14. His stepfather was lying on his back, muttering to himself, his eyes oddly fixed, staring up at the ceiling.
[ترجمه ترگمان]stepfather بر پشتش افتاده بود و زیر لب چیزی زمزمه می کرد، چشمانش به طرز عجیبی ثابت مانده بود و به سقف خیره شده بود
[ترجمه گوگل]ناپدری او دروغ گفتن بر روی پشت او بود، گفت: به خود، چشمان خود را به طرز عجیب ثابت، به تماشای در سقف