کلمه جو
صفحه اصلی

shoddy


معنی : پارچه پست، پست، جازده، جنس بنجل، بدساخت، کالای تقلبی
معانی دیگر : هر چیز بد یا تقلیدی: بنجل، بدلی، قلابی، سرهم بندی شده، فکسنی، پیزری، زپرتی، وانمودین، متظاهرانه، ظاهری، قابل تحقیر، فرومایه، نابکار(انه)، نخی که از پشم مستعمل ساخته می شود، پشم باز ریشته، پارچه ای که از پشم باز ریشته ساخته می شود، پارچه ی بد، واخورده

انگلیسی به فارسی

پارچه پست، پست، بدساخت، جازده، جنس بنجل، کالای تقلبی


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: shoddier, shoddiest
(1) تعریف: of low quality; poorly made or carried out; shabby.
مترادف: base, cheap, cheesy, inferior, low, low-grade, mean, shabby
متضاد: cunning, elegant, quality, superior, topnotch, well-made, workmanlike
مشابه: chintzy, coarse, disreputable, poor, ragged, sleazy, sloppy, sorry, tacky, tatty, tawdry

- A shoddy pair of shoes like that will fall apart in no time.
[ترجمه ترگمان] یه جفت کفش الکی مثل این بدون هیچ وقت از هم جدا میشن
[ترجمه گوگل] یک جفت کفش شبیه به آن، در هیچ وقت سقوط نخواهد کرد
- Shoddy workmanship went into this furniture.
[ترجمه ترگمان] در این اتاق کار به نحو احسن انجام می شد
[ترجمه گوگل] کار ساختگی ضخیم به این مبلمان منتقل شد

(2) تعریف: imitating something of superior quality; sham.
مترادف: ersatz, fake, false, imitation, phony, sham
مشابه: bogus, counterfeit, forgery, mock, pseudo

- shoddy pearls
[ترجمه ترگمان] pearls
[ترجمه گوگل] مروارید دزد

(3) تعریف: dishonest or mean-spirited.
مترادف: deceitful, dishonest, duplicitous, mean
مشابه: hateful, low, malevolent, mendacious, shabby, spiteful, vindictive

- shoddy gossip
[ترجمه ترگمان] شایعات بی اساس!
[ترجمه گوگل] شایعه شنیع

(4) تعریف: made of low-grade fiber produced from shredded rags.
اسم ( noun )
حالات: shoddies
مشتقات: shoddily (adv.), shoddiness (n.)
(1) تعریف: a low-grade fiber obtained from shredded rags, or something made of this fiber.

(2) تعریف: something of inferior quality, esp. an imitation.
مترادف: fake, phony, sham
مشابه: copy, counterfeit, forgery, imitation, mock, ripoff, simulation

• cheap cloth made from recycled wool; clothing of inferior quality; phony item, something that is cheap
cheap, inferior, of poor quality; phony, imitative, fake
something that is shoddy has been done or made carelessly or badly.

دیکشنری تخصصی

[نساجی] پارچه ضایعاتی - پارچه پست - پارچه نامرغوب - پشم کهنه

مترادف و متضاد

پارچه پست (اسم)
shoddy

پست (صفت)
humble, abject, base, ignoble, vile, poor, mean, contemptible, despicable, inferior, lowly, slight, small, little, subservient, base-born, brutish, infamous, villainous, vulgar, caddish, shoddy, bathetic, pimping, low, brummagem, cheap, menial, lousy, currish, sordid, dishonorable, runty, servile, footy, wretched, poky, hokey-pokey, lowborn, ungenerous, lowbred, low-level, shabby, picayune, pint-size, pint-sized, scurvy, snippy, third-rate

جازده (صفت)
bastard, shoddy, personated, supposititious

جنس بنجل (صفت)
shoddy

بدساخت (صفت)
shoddy

کالای تقلبی (صفت)
shoddy

in bad shape


Synonyms: base, broken-down, cheap, cheesy, common, dilapidated, dingy, discreditable, disgraceful, dishonorable, disreputable, gaudy, ignominious, inferior, inglorious, junky, makeshift, mean, not up to snuff, paltry, plastic, poor, pretentious, run-down, scruffy, second-rate, seedy, shabby, shady, shameful, sleazy, slipshod, tacky, tawdry, trashy, unrespectable


Antonyms: fine, good, nice


جملات نمونه

shoddy gentility

نجابت ظاهری


a shoddy trick

حیله‌ی نابکارانه


1. shoddy clothes
جامه های بنجل

2. shoddy gentility
نجابت ظاهری

3. a shoddy trick
حیله ی نابکارانه

4. the new mechanic's shoddy workmanship
کار بد مکانیک جدید

5. He accused the garage of shoddy workmanship on the bodywork.
[ترجمه ترگمان]او گاراژ of را به the متهم کرد
[ترجمه گوگل]او گاراژ کار بر روی بدنه را متهم کرد

6. I'm normally quick to complain about shoddy service.
[ترجمه ترگمان]من معمولا سریع در مورد یه سرویس مخفی شکایت می کنم
[ترجمه گوگل]من معمولا سریع به شکایت در مورد خدمات خرابکارانه

7. We're not paying good money for shoddy goods.
[ترجمه ترگمان]ما پول خوبی برای کالاها نداریم
[ترجمه گوگل]ما پول خوبی برای کالاهای ضعیف پرداخت نمی کنیم

8. It is a fairly shoddy way to treat an employee.
[ترجمه ترگمان]این یک روش نسبتا بد برای برخورد با یک کارمند است
[ترجمه گوگل]این یک روش نسبتا ناپیدا برای درمان یک کارمند است

9. I always complain about bad service or shoddy goods.
[ترجمه ترگمان]من همیشه درباره خدمات بد یا کالای مصرفی شکایت می کنم
[ترجمه گوگل]من همیشه در مورد خدمات بد یا کالاهای ضعیف شکایت می کنم

10. Exhibit A, above, is clearly a shoddy effort created with crayons bearing no resemblance to Victoria.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال یک تلاش ساختگی با مداد رنگی ساخته شده است که هیچ شباهتی به ویکتوریا ندارد
[ترجمه گوگل]شکل A، بالا، به وضوح یک تلاش دشوار است با مداد رنگی که هیچ شباهتی به ویکتوریا ایجاد نکرده است

11. There will be no more breakable bones or shoddy arteries.
[ترجمه ترگمان]هیچ استخوان شکستنی یا شریان shoddy وجود نخواهد داشت
[ترجمه گوگل]هیچ استخوانی شکننده و یا شریان های ضعیف وجود نخواهد داشت

12. The shoddy performance of the networks and cable news channels is indefensible.
[ترجمه ترگمان]عملکرد نادرست شبکه ها و کانال های خبری کابلی غیرقابل قبول است
[ترجمه گوگل]عملکرد ضعیف شبکه ها و کانال های خبری کابل غیرقابل قبول است

13. All too often, Labour-controlled councils provide shoddy services at far too high a cost.
[ترجمه ترگمان]همه اغلب، شوراهای کنترل کار خدمات بهتری را با هزینه بسیار بالا ارائه می کنند
[ترجمه گوگل]هم اغلب، شوراهای کنترل شده توسط کارگران خدمات خرابکاری را هزینه بسیار بالایی می کنند

14. To base a major policy decision on shoddy science has never been acceptable.
[ترجمه ترگمان]برای پست کردن یک تصمیم سیاسی بزرگ در زمینه علم shoddy هرگز قابل قبول نبوده است
[ترجمه گوگل]تصمیم گیری در مورد تصمیمات مهم در زمینه علم فاسد هرگز پذیرفته نشده است

15. Blame for shoddy work is frequent.
[ترجمه ترگمان]مقصر بودن کار پست کردن مکرر است
[ترجمه گوگل]سرزنش برای کارهای ضعیف مکرر است

shoddy clothes

جامه‌های بنجل


the new mechanic's shoddy workmanship

کار بد مکانیک جدید


پیشنهاد کاربران

بی دقت

نامرغوب. بنجل
we're not paying good money for shoddy goods

fake
تقلبی ، بنجل


کلمات دیگر: