کلمه جو
صفحه اصلی

shirtwaist


(زنانه) بلوز به طرح پیراهن مردانه، پیراهن کوتاه، بلوز کوتاه، بلوز زنانه

انگلیسی به فارسی

بلوز زنانه


پیراهن سفید


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a dress or blouse for a woman, resembling a man's tailored shirt with a collar and front opening.

• woman's tailored blouse, woman's shirt; shirtdress

دیکشنری تخصصی

[نساجی] بلوز زنانه

جملات نمونه

1. In Britain they call a shirtwaist a shirtwaister.
[ترجمه ترگمان]در بریتانیا آن ها را shirtwaist می نامند
[ترجمه گوگل]در بریتانیا آنها یک پیراهن سفید پوشیده اند

2. The Triangle Shirtwaist Fire of 1911 still remains one of the most vivid and horrid tragedies that changed American Labor Unions and labor laws.
[ترجمه ترگمان]آتش Shirtwaist Triangle سال ۱۹۱۱ هنوز یکی از the و ترسناکی است که اتحادیه های کارگری آمریکا و قوانین کار را تغییر داد
[ترجمه گوگل]آتش سوزی مثلثی در سال 1911 همچنان یکی از فاجعهآورترین و ترسناکترین تغییرات است که اتحادیههای کارگری و قوانین کار را تغییر داد

3. The doors in the Triangle Shirtwaist Factory only opened inward.
[ترجمه ترگمان]درها در کارخانه Triangle تنها به سمت داخل باز می شوند
[ترجمه گوگل]درها در کارخانه Shirtwaist مثلث فقط در داخل باز شد

4. At the Triangle Shirtwaist Factory, some of the doors were locked.
[ترجمه ترگمان]در رستوران \"مثلث shirtwaist\" بعضی از درها قفل بودن
[ترجمه گوگل]در کارخانه Shirtwaist مثلث مثلثی قفل شده بود

5. On her white shirtwaist was a pleated jabot of cheap lace, caught with a large novelty pin of imitation coral.
[ترجمه ترگمان]بر پیراهن سفیدش یک طبقه طبقه طبقه با یقه چین دار و توری ارزان قیمت بود که با یک سنجاق تازه از مرجان تقلید شده بود
[ترجمه گوگل]در پیراهن سفید سفیدش، یک تکه ای از توری ارزان بود که با یک پدال جدیدی از مرجان های تقلیدی گرفتار شده بود

6. The Triangle Shirtwaist Fire of 1911 would change the regulation by government of business.
[ترجمه ترگمان]مثلث آتش Triangle سال ۱۹۱۱ مقررات مربوط به دولت را تغییر داد
[ترجمه گوگل]آتش سوزی مثلثی از سال 1911 این قانون را توسط دولت کسب و کار تغییر خواهد داد

7. The Triangle Shirtwaist Fire helped to solidify support for workers' unions like the International Ladies' Garment Workers' Union.
[ترجمه ترگمان]آتش سوزی مثلث Triangle به مستحکم کردن حمایت اتحادیه های کارگران مانند اتحادیه کارگران International Ladies کمک کرد
[ترجمه گوگل]طلای شلقه سه گوشه کمک کرد تا حمایت های اتحادیه های کارگری مانند اتحادیه کارگران لباس های زنان بین المللی را تقویت کند

8. Picture of bodies at the Triangle Shirtwaist Company.
[ترجمه ترگمان]تصویر اجساد در شرکت Triangle Shirtwaist
[ترجمه گوگل]تصویر بدن در شرکت شرکت Triangle شرکت

9. His wife asked him to purchase a shirtwaist for her while in New York.
[ترجمه ترگمان]همسرش از او خواست تا مدتی در نیویورک برای او لباس بخرد
[ترجمه گوگل]همسرش از او خواسته بود تا در حالی که در نیویورک برای او لباس پیراهنش را بخرد

10. Over the shirtwaist was a natty jacket, elbow-sleeved[Sentence dictionary], and to the elbows she wore gloves of imitation suede.
[ترجمه ترگمان]بر روی the یک ژاکت natty، یک جلد آستین بلند (حکم جملات)، و تا آرنج دستکش به دست داشت و از کفش جیر تقلید استفاده می کرد
[ترجمه گوگل]در پیراهن پیراهن یک جلیقه کوچکی بود که با استفاده از آرنج آستین [Dictionary dictionary] گفته شد و به آرنج دستکشهای جیر جیر پوشید

11. The girls of the Triangle Shirtwaist Company only had 27 buckets of water to save themselves from the fire. Today there are many laws that govern the condition of workplaces.
[ترجمه ترگمان]دختران گروه مثلث Triangle فقط ۲۷ سطل آب داشتند تا خود را از آتش نجات دهند امروزه قوانین بسیاری وجود دارند که وضعیت محیط های کاری را اداره می کنند
[ترجمه گوگل]دختران شرکت Triangle Shirtwaist فقط 27 سطل آب داشتند تا خود را از آتش بسوزانند امروزه قوانین زیادی وجود دارد که شرایط کار در محیط را کنترل می کنند

12. The Triangle Shirtwaist Fire remains as a turning point in US history.
[ترجمه ترگمان]آتش Shirtwaist مثلث به عنوان نقطه عطفی در تاریخ آمریکا باقی می ماند
[ترجمه گوگل]آتش سوزی مثلثی مثلثی در تاریخ آمریکا باقی می ماند

13. I am wearing a sensible brand-new brown and black shirtwaist dress with roll-up sleeves, sheer nylons, and black flats.
[ترجمه ترگمان]من یک پیراهن مشکی رنگ و مشکی به تن دارم که با آستین های بالا زده، آستین های گشاد و آپارتمان های سیاه به تن دارم
[ترجمه گوگل]من پوشیدن لباس های شیک و مشکی با لباس های شیک و شیک مناسب با آستین های رول، نایلون های خالص و آپارتمان های سیاه و سفید دارم

14. Among other relevant historic events, it commemorates the Triangle Shirtwaist Factory fire ( New York, 1 where over 140 women lost their lives.
[ترجمه ترگمان]در میان دیگر رویداده ای تاریخی مرتبط، آن یادآور آتش کارخانه Triangle (نیویورک، ۱)است که در آن بیش از ۱۴۰ زن جان خود را از دست داده اند
[ترجمه گوگل]در میان رویدادهای تاریخی مربوطه، آن را به آتش سوزی کارخانه Triangle Shirtwaist (نیویورک، 1 که در آن بیش از 140 زن جان خود را از دست دادند) یاد می شود

15. Near the right hand of John Perkins stood a chair. On the back of it stood Katy's blue shirtwaist. It still retained something of her contour.
[ترجمه ترگمان]نزدیک دست راست جان پرکینز یک صندلی بود پشت آن بلوز آبی کتی بود هنوز یه چیزی از محدوده خودش باقی مونده
[ترجمه گوگل]در نزدیکی دست راست جان پرکینز صندلی ایستاده بود در پشت آن پیراهن آبی کیتی ایستاده بود هنوز چیزی را از خط خود حفظ کرد


کلمات دیگر: