کلمه جو
صفحه اصلی

dentation


داشتن دندان، دندانداری، داندانه داری، دندانگی، دندانه دندانه بودن

انگلیسی به فارسی

داشتن دندان، دندان‌داری، داندانه‌داری، دندانگی


(پیش آمدگیهای دندان مانند) دندانه، دندانسانه، تضریس، دندانسانی


تزریق


انگلیسی به انگلیسی

• state of having toothlike projections; tooth, projection which resembles a tooth


کلمات دیگر: