کلمه جو
صفحه اصلی

shortest

انگلیسی به فارسی

کوتاه ترین، کوتاه، مختصر، کمتر، کوچک، قاصر، موجز، کسردار، غیر کافی، بی مقدمه


دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] کوتاهترین

جملات نمونه

1. the shortest distance between two points is a straight line
کوتاهترین فاصله میان دو نقطه خط مستقیم است.

2. the shortest route to kashan
کوتاهترین راه به کاشان

پیشنهاد کاربران

کوچک ترین

کوتاه ترین، کوچکترین


کلمات دیگر: