(امریکا - عامیانه) ابزار، وسیله، آچار، دستگاه، (لوله کشی) ابزار لوله خم کن، (عامیانه) جوش صورت، کورک، لوله خم کن، یکجوراتصالی برق
hickey
(امریکا - عامیانه) ابزار، وسیله، آچار، دستگاه، (لوله کشی) ابزار لوله خم کن، (عامیانه) جوش صورت، کورک، لوله خم کن، یکجوراتصالی برق
انگلیسی به فارسی
(آمریکا - عامیانه) ابزار، وسیله، آچار، دستگاه
(لولهکشی) ابزار لوله خم کن
(عامیانه) جوش صورت، کورک
کبود شدگی پوست بدن (بهویژه در اثر نیشگون یا مکیدن)
هیکوی
انگلیسی به انگلیسی
• gadget, device, whatchamacallit; pimple; red mark on the skin caused by sucking or biting
اسم ( noun )
حالات: hickeys
حالات: hickeys
• (1) تعریف: (informal) any gadget or device called so for convenience.
• (2) تعریف: a tool that bends pipe.
• (3) تعریف: an electrical fitting allowing a light fixture to be connected to an outlet box.
جملات نمونه
1. Hickey was nothing if not meticulous, and he had a flair for obscuring bad news in a fog of pieties.
[ترجمه ترگمان]Hickey چیزی نبود اگر دقیق نبود، و او استعداد خوبی برای آن داشت که اخبار بد را در مه pieties پنهان کند
[ترجمه گوگل]هیکی هیچ کاری را انجام نداد اگرچه دقیق نبود، و او را برای خفه کردن خبرهای بد در یک مهد کوچک، شاد می کرد
[ترجمه گوگل]هیکی هیچ کاری را انجام نداد اگرچه دقیق نبود، و او را برای خفه کردن خبرهای بد در یک مهد کوچک، شاد می کرد
2. That choice would be made by Cardinal Hickey, whom Jim regarded as a more moderate and reasonable man.
[ترجمه ترگمان]این انتخاب توسط کاردینال hickey، که جیم به عنوان یک مرد میانه رو و معقول تلقی می شد، انجام می شد
[ترجمه گوگل]این انتخاب توسط کاردین هیکی، که جیم در نظر گرفته شده به عنوان یک مرد متوسط و معقول، ساخته شده است
[ترجمه گوگل]این انتخاب توسط کاردین هیکی، که جیم در نظر گرفته شده به عنوان یک مرد متوسط و معقول، ساخته شده است
3. He would do everything he could to accommodate Hickey, short of radically altering the ethos of Holy Trinity.
[ترجمه ترگمان]هر کاری که می توانست انجام می داد تا hickey را در خود جای دهد، و از لحاظ اصولی، اصول اخلاقی تثلیث مقدس را تغییر دهد
[ترجمه گوگل]او هر کاری که می تواند انجام دهد تا بتواند به هیکی برسد، کوتاه نمی آید و تغییرات اخلاقی تثلیث مقدس را تغییر می دهد
[ترجمه گوگل]او هر کاری که می تواند انجام دهد تا بتواند به هیکی برسد، کوتاه نمی آید و تغییرات اخلاقی تثلیث مقدس را تغییر می دهد
4. By midday Monday, Mr Hickey had worked 28 straight hours, and there was no end in sight.
[ترجمه ترگمان]تا ظهر روز دوشنبه، آقای hickey ۲۸ ساعت متوالی کار کرده بود و هیچ پایانی برای دیدن وجود نداشت
[ترجمه گوگل]تا دوشنبه روز دوشنبه، آقای هیکی 28 ساعت کار کرده بود، و در پایان از بین نرفت
[ترجمه گوگل]تا دوشنبه روز دوشنبه، آقای هیکی 28 ساعت کار کرده بود، و در پایان از بین نرفت
5. But Brian Hickey, Harlequin's president, says the agreement with Alliance puts strict limits on production costs.
[ترجمه ترگمان]اما برایان hickey، رئیس Harlequin می گوید که این قرارداد با اتحاد محدودیت های شدیدی را بر هزینه های تولید قرار می دهد
[ترجمه گوگل]اما براون هیکی، رییس ارلکین، می گوید که توافق با اتحاد، محدودیت های شدید در هزینه های تولید را تعیین می کند
[ترجمه گوگل]اما براون هیکی، رییس ارلکین، می گوید که توافق با اتحاد، محدودیت های شدید در هزینه های تولید را تعیین می کند
6. Wow! Is that a hickey on your neck?
[ترجمه ترگمان]! وای اون a روی گردنت؟
[ترجمه گوگل]وای! آیا این هیکویی در گردن شماست؟
[ترجمه گوگل]وای! آیا این هیکویی در گردن شماست؟
7. He said Christopher Hickey, the U. S. agency's Asia and Pacific director, was preparing to set up an office to strengthen oversight of food, drugs and devices imported from China.
[ترجمه ترگمان]او گفت: \"کریستوفر hickey\"، نویسنده آمریکایی اس آسیا و اقیانوسیه این اداره در حال آماده سازی یک دفتر برای تقویت نظارت بر مواد غذایی، مواد مخدر و تجهیزات وارداتی از چین هستند
[ترجمه گوگل]وی گفت کریستوفر هیکی، مدیر عامل آسیا و اقیانوس آرام سازمان سیا، در حال آماده شدن برای ایجاد یک دفتر برای تقویت نظارت بر مواد غذایی، مواد مخدر و دستگاه های وارداتی از چین است
[ترجمه گوگل]وی گفت کریستوفر هیکی، مدیر عامل آسیا و اقیانوس آرام سازمان سیا، در حال آماده شدن برای ایجاد یک دفتر برای تقویت نظارت بر مواد غذایی، مواد مخدر و دستگاه های وارداتی از چین است
8. Amanda Hickey of Portland, Ore. is one of the new airline's first customers.
[ترجمه ترگمان]آماندا hickey از پورتلند، اور یکی از اولین مشتریان این شرکت هواپیمایی است
[ترجمه گوگل]آماندا هیکی از پورتلند، اورانیوم یکی از اولین مشتریان هواپیمایی جدید است
[ترجمه گوگل]آماندا هیکی از پورتلند، اورانیوم یکی از اولین مشتریان هواپیمایی جدید است
9. This do - hickey here, what do you call it?
[ترجمه ترگمان]اینجا جای امنیه، چی صداش می کنی؟
[ترجمه گوگل]این را انجام دهید - اینجا هیکوی، آن چه شما آن را می نامید؟
[ترجمه گوگل]این را انجام دهید - اینجا هیکوی، آن چه شما آن را می نامید؟
10. Doughnut hickey : Amercian term . See Hickey.
[ترجمه ترگمان]Doughnut hickey: دوره Amercian به hickey مراجعه کنید
[ترجمه گوگل]هیکای دونات: واژه آمریکایی هیکوی را ببینید
[ترجمه گوگل]هیکای دونات: واژه آمریکایی هیکوی را ببینید
11. The timing is "awkward," said Mike Hickey, an analyst at Janco Partners Inc, but Microsoft's plans appear to be intact.
[ترجمه ترگمان]مایک hickey، یک تحلیلگر در شرکت شرکای Janco، گفت که زمان \"ناشیانه\" است، اما به نظر می رسد که برنامه های مایکروسافت دست نخورده باشند
[ترجمه گوگل]مایک هاکی، یک تحلیلگر در Janco Partners Inc، زمانبندی 'ناخوشایند است'، اما برنامه های مایکروسافت به نظر می رسد ناقص هستند
[ترجمه گوگل]مایک هاکی، یک تحلیلگر در Janco Partners Inc، زمانبندی 'ناخوشایند است'، اما برنامه های مایکروسافت به نظر می رسد ناقص هستند
12. European Olympic Committees chief Patrick Hickey said it was his understanding the IOC would make a comprehensive statement on the issue at the start of the executive board meeting on Thursday.
[ترجمه ترگمان]پاتریک hickey، رئیس کمیته المپیک اروپا، گفت که درک او از کمیته بین المللی المپیک یک بیانیه جامع درباره این موضوع در آغاز جلسه هیات اجرایی در روز پنج شنبه خواهد داشت
[ترجمه گوگل]پاتریک هیکی، رئیس کمیته المپیک اروپا، گفت که این درک اوست که IOC در بیانیه ای جامع در مورد این موضوع در آغاز جلسه هیات مدیره در روز پنج شنبه اعلام خواهد کرد
[ترجمه گوگل]پاتریک هیکی، رئیس کمیته المپیک اروپا، گفت که این درک اوست که IOC در بیانیه ای جامع در مورد این موضوع در آغاز جلسه هیات مدیره در روز پنج شنبه اعلام خواهد کرد
13. Mr Hickey sees China's currency policy as part of "a mercantilist plan" to gain market share in the US.
[ترجمه ترگمان]آقای hickey سیاست ارزی چین را بخشی از برنامه \"a\" می داند تا سهم بازار را در آمریکا به دست آورد
[ترجمه گوگل]آقای هیکی سیاست پولی چین را به عنوان بخشی از 'طرح تجاری' برای به دست آوردن سهم بازار در ایالات متحده ارزیابی می کند
[ترجمه گوگل]آقای هیکی سیاست پولی چین را به عنوان بخشی از 'طرح تجاری' برای به دست آوردن سهم بازار در ایالات متحده ارزیابی می کند
پیشنهاد کاربران
حالت خون مردگی که روی بدن معمولا روی گردن بر اثر بوسیدن شدید ایجاد میشه که بهش میگن hickey
.
.
کلمات دیگر: