کارمند والا مقام، سرنماینده، بلند جاه، (در کشورهای مشترک المنافع) نماینده ی عالیرتبه، نماینده عالیرتبه کشوری در کشور دیگر
high commissioner
کارمند والا مقام، سرنماینده، بلند جاه، (در کشورهای مشترک المنافع) نماینده ی عالیرتبه، نماینده عالیرتبه کشوری در کشور دیگر
انگلیسی به فارسی
نماینده عالیرتبه کشوری در کشور دیگر
کمیسیون عالی، نماینده عالیرتبه کشوری در کشور دیگر
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• (1) تعریف: a diplomatic representative of ambassadorial rank, representing one member country of the British Commonwealth to another.
• (2) تعریف: the governing head of a province, protectorate, territory, or the like.
• principal or high ranking commissioner, government official in charge of a department; representative of a governmental authority in a district or province
a high commissioner is an ambassador who represents one commonwealth country in another.
a high commissioner is an ambassador who represents one commonwealth country in another.
جملات نمونه
1. He lauded the work of the UN High Commissioner for Refugees.
[ترجمه ترگمان]او از کار کمیسر عالی پناهندگان سازمان ملل برای پناهندگان قدردانی کرد
[ترجمه گوگل]او از کار کمیسر عالی پناهندگان سازمان ملل ستایش کرد
[ترجمه گوگل]او از کار کمیسر عالی پناهندگان سازمان ملل ستایش کرد
2. He was appointed United Nation High Commissioner for refugees.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان کمیسر عالی سازمان ملل برای پناهندگان منصوب شد
[ترجمه گوگل]او به کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان منصوب شد
[ترجمه گوگل]او به کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان منصوب شد
3. High Commissioner for Refugees visit the detention center twice a week to assess those requests.
[ترجمه ترگمان]کمیسر عالی پناهندگان در هفته دو بار به مرکز بازداشت رفت تا این درخواست ها را ارزیابی کند
[ترجمه گوگل]کمیساریای عالی پناهندگان دو بار در هفته برای بازبینی این درخواست ها از بازداشتگاه بازدید می کند
[ترجمه گوگل]کمیساریای عالی پناهندگان دو بار در هفته برای بازبینی این درخواست ها از بازداشتگاه بازدید می کند
4. Fridtjof Nansen was the first High Commissioner for Refugees on behalf of the League.
[ترجمه ترگمان]Fridtjof Nansen اولین کمیسر عالی پناهندگان از طرف اتحادیه بود
[ترجمه گوگل]فریدوف ننسن نخستین کمیسیون عالی پناهندگان به نمایندگی از لیگ بود
[ترجمه گوگل]فریدوف ننسن نخستین کمیسیون عالی پناهندگان به نمایندگی از لیگ بود
5. Louise Arbour, the high commissioner for human rights at the United Nations, presented the most forceful criticism to date of U. S. detention policies by a senior U.
[ترجمه ترگمان]لوئیز آربور کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد شدیدترین انتقاد را به تاریخ U مطرح کرده است اس * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
[ترجمه گوگل]لوئیز آربر، کمیساریای عالی حقوق بشر در سازمان ملل متحد، انتقاد شدیدتری را در مورد سیاست های بازداشت U S
[ترجمه گوگل]لوئیز آربر، کمیساریای عالی حقوق بشر در سازمان ملل متحد، انتقاد شدیدتری را در مورد سیاست های بازداشت U S
6. He urged UN High Commissioner for Human Rights Navanethem Pillay to take up the matter with the Iranian authorities immediately.
[ترجمه ترگمان]او از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواست تا فورا موضوع را با مقامات ایرانی مطرح کند
[ترجمه گوگل]او از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد Navanethem Pillay خواست تا بلافاصله این موضوع را با مقامات ایران مطرح کند
[ترجمه گوگل]او از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد Navanethem Pillay خواست تا بلافاصله این موضوع را با مقامات ایران مطرح کند
7. High Commissioner for Human Rights Louise Arbour, told delegates the high prices and shortages of food were jeopardizing the well-being and rights of countless people.
[ترجمه ترگمان]لوئیز آربور کمیسر عالی حقوق بشر به نمایندگان گفت که قیمت بالای و کمبود مواد غذایی رفاه و رفاه مردم بی شماری را به خطر انداخته است
[ترجمه گوگل]لوئیس آربر، کمیساریای عالی حقوق بشر، به نمایندگان گفت که قیمت های بالا و کمبود مواد غذایی به رفاه و حقوق افراد بی شماری منجر می شود
[ترجمه گوگل]لوئیس آربر، کمیساریای عالی حقوق بشر، به نمایندگان گفت که قیمت های بالا و کمبود مواد غذایی به رفاه و حقوق افراد بی شماری منجر می شود
8. the United Nations High Commissioner for Refugees.
[ترجمه ترگمان]کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد
[ترجمه گوگل]کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد
[ترجمه گوگل]کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد
9. The High Commissioner reports annually to ECOSOC and the General Assembly the work of UNHCR.
[ترجمه ترگمان]کمیساریای عالی پناهندگان سالانه به ECOSOC و مجمع عمومی کار کمیساریای عالی پناهندگان گزارش می دهد
[ترجمه گوگل]کمیساریای عالی سازمان ملل متحد هر ساله گزارش کار ECHOSOC و مجمع عمومی را به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل گزارش می دهد
[ترجمه گوگل]کمیساریای عالی سازمان ملل متحد هر ساله گزارش کار ECHOSOC و مجمع عمومی را به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل گزارش می دهد
10. In opening the conference, U. N. High Commissioner for Human Rights Louise Arbour, told delegates the high prices and shortages of food were jeopardizing the well-being and rights of countless people.
[ترجمه ترگمان]در باز کردن کنفرانس، U ان لوئیز آربور کمیسر عالی حقوق بشر به نمایندگان گفت که قیمت بالای و کمبود مواد غذایی رفاه و رفاه مردم بی شماری را به خطر انداخته است
[ترجمه گوگل]لوئیز آربر، کمیساریای عالی حقوق بشر حقوق بشر، لوئیس آربور، در افتتاحیه این کنفرانس، به نمایندگان گفت که قیمت های بالا و کمبود مواد غذایی به رفاه و حقوق افراد بی شماری منجر می شود
[ترجمه گوگل]لوئیز آربر، کمیساریای عالی حقوق بشر حقوق بشر، لوئیس آربور، در افتتاحیه این کنفرانس، به نمایندگان گفت که قیمت های بالا و کمبود مواد غذایی به رفاه و حقوق افراد بی شماری منجر می شود
11. The UK has ordered Malawi's high commissioner to leave the country over the "unacceptable" expulsion of Britain's envoy to Lilongwe.
[ترجمه ترگمان]بریتانیا به کمیسر عالی مالاوی دستور داده است تا کشور را از اخراج \"غیرقابل قبول\" فرستاده بریتانیا به Lilongwe ترک کند
[ترجمه گوگل]بریتانیا دستور داده است که کمیساریای عالی مالاوی در خارج از کشور از اخراج فرمانده بریتانیا به لیلونگوه خارج شود
[ترجمه گوگل]بریتانیا دستور داده است که کمیساریای عالی مالاوی در خارج از کشور از اخراج فرمانده بریتانیا به لیلونگوه خارج شود
12. Indian High Commissioner to U. K.
[ترجمه ترگمان]کمیسر عالی هند در آمریکا ک
[ترجمه گوگل]کمیساریای عالی هند به یو ک
[ترجمه گوگل]کمیساریای عالی هند به یو ک
13. That responsibility falls on the local office of the United Nations High Commissioner for Refugees.
[ترجمه ترگمان]این مسئولیت در دفتر محلی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل صورت می گیرد
[ترجمه گوگل]این مسئولیت در دفتر محلی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد قرار دارد
[ترجمه گوگل]این مسئولیت در دفتر محلی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد قرار دارد
14. She says her dismissal followed the arrival of Peter Hughes, who became high commissioner in January 199
[ترجمه ترگمان]او می گوید به دنبال رسیدن پیتر هیوز، که در ماه ژانویه ۱۹۹ کمیسر عالی شد
[ترجمه گوگل]او می گوید اخراج او پس از ورود پیتر هیوز، که در ژانویه 199 کمیسر شد، به دنبال داشت
[ترجمه گوگل]او می گوید اخراج او پس از ورود پیتر هیوز، که در ژانویه 199 کمیسر شد، به دنبال داشت
پیشنهاد کاربران
کمیسر عالی
کلمات دیگر: