وابسته به سلسله مراتب وریاست
hierarchic
وابسته به سلسله مراتب وریاست
انگلیسی به فارسی
وابسته به سلسله مراتب وریاست
سلسله مراتب، وابسته به سلسله مراتب و ریاست
انگلیسی به انگلیسی
• of or belonging to a hierarchy, arranged according to rank
جملات نمونه
1. Currently, hierarchic network monitor system has been a new trend of network monitor system. It provides a flexible and robust method of network monitoring with great efficiency.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، سیستم پایش شبکه hierarchic روند جدیدی از سیستم پایش شبکه بوده است این روش یک روش انعطاف پذیر و محکم برای پایش شبکه با کارایی بالا فراهم می کند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر سیستم مانیتورینگ شبکه سلسله مراتبی جدیدی از سیستم مانیتورینگ شبکه است این یک روش قابل انعطاف و قوی برای نظارت بر شبکه با بهره وری عالی فراهم می کند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر سیستم مانیتورینگ شبکه سلسله مراتبی جدیدی از سیستم مانیتورینگ شبکه است این یک روش قابل انعطاف و قوی برای نظارت بر شبکه با بهره وری عالی فراهم می کند
2. Many schemes have been devised to present the hierarchic nature of ecologic units.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از طرح ها برای ارائه ماهیت hierarchic واحدهای اکولوژیک ابداع شده اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از طرح ها برای ارائه ماهیت سلسله مراتبی واحدهای اکولوژیک طراحی شده اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از طرح ها برای ارائه ماهیت سلسله مراتبی واحدهای اکولوژیک طراحی شده اند
3. In the design of the subsystem, the dynamic hierarchic link and data structure of an entity are described and the modeling of the virtual scene and the railway automatic block simulation are realized.
[ترجمه ترگمان]در طراحی سیستم، پیوند hierarchic پویا و ساختار داده یک نهاد توصیف و مدل سازی صحنه مجازی و شبیه سازی بلوک اتوماتیک ریلی تحقق می یابند
[ترجمه گوگل]در طراحی زیرسیستم، لینک سلسله مراتبی پویا و ساختار داده ای از یک نهاد، شرح داده شده است و مدل سازی صحنه مجازی و شبیه سازی بلوک اتوماتیک راه آهن به دست آمده است
[ترجمه گوگل]در طراحی زیرسیستم، لینک سلسله مراتبی پویا و ساختار داده ای از یک نهاد، شرح داده شده است و مدل سازی صحنه مجازی و شبیه سازی بلوک اتوماتیک راه آهن به دست آمده است
4. A concept of hierarchic fault diagnosis by protection messages is put forward.
[ترجمه ترگمان]مفهوم تشخیص خطای hierarchic توسط پیغام های حفاظتی به جلو ارائه می شود
[ترجمه گوگل]مفهوم تشخیص خطا سلسله مراتبی توسط پیام های محافظت شده ارائه شده است
[ترجمه گوگل]مفهوم تشخیص خطا سلسله مراتبی توسط پیام های محافظت شده ارائه شده است
5. A hierarchic classification diagnosis model, based on fuzzy membership grade and rules is being proposed.
[ترجمه ترگمان]یک مدل تشخیص طبقه بندی hierarchic براساس درجه عضویت فازی و قواعد پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]یک مدل تشخیص طبقه بندی سلسله مراتبی بر اساس درجه عضویت و رتبه بندی فازی ارائه شده است
[ترجمه گوگل]یک مدل تشخیص طبقه بندی سلسله مراتبی بر اساس درجه عضویت و رتبه بندی فازی ارائه شده است
6. Secondly, it used the hierarchic role and separation of duty constraint to solve the overlapping problem of roles.
[ترجمه ترگمان]دوم، از نقش hierarchic و جداسازی محدودیت وظیفه برای حل مساله همپوشانی نقش ها استفاده کرد
[ترجمه گوگل]ثانیا، از نقش سلسله مراتبی و جداسازی محدودیت های وظیفه برای حل مشکل همپوشانی نقش ها استفاده کرد
[ترجمه گوگل]ثانیا، از نقش سلسله مراتبی و جداسازی محدودیت های وظیفه برای حل مشکل همپوشانی نقش ها استفاده کرد
7. User interface elements are normally hierarchic.
[ترجمه ترگمان]عناصر رابط کاربر معمولا hierarchic هستند
[ترجمه گوگل]عناصر رابط کاربر معمولا سلسله مراتب است
[ترجمه گوگل]عناصر رابط کاربر معمولا سلسله مراتب است
8. With these, the grand contour and different hierarchic spectrum of the complex were strengthened.
[ترجمه ترگمان]با این وجود، the بزرگ و طیف hierarchic مختلف مجتمع تقویت شدند
[ترجمه گوگل]با این، کانون بزرگ و طیف سلسله مراتبی مختلف این مجموعه تقویت شد
[ترجمه گوگل]با این، کانون بزرگ و طیف سلسله مراتبی مختلف این مجموعه تقویت شد
9. Based on the hierarchic control method, two processors were applied to different control levels so as to attain complicated high speed algorithm and real time control.
[ترجمه ترگمان]براساس روش کنترل hierarchic، دو پردازنده در سطوح مختلف کنترل اعمال شدند تا به الگوریتم سرعت بالا پیچیده و کنترل بلادرنگ دست یابند
[ترجمه گوگل]بر اساس روش کنترل سلسله مراتبی، دو پردازنده برای سطوح مختلف کنترل به منظور دستیابی به الگوریتم سرعت بالا و کنترل زمان واقعی مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]بر اساس روش کنترل سلسله مراتبی، دو پردازنده برای سطوح مختلف کنترل به منظور دستیابی به الگوریتم سرعت بالا و کنترل زمان واقعی مورد استفاده قرار گرفت
10. The hierarchic genetic algorithm is served as main flow of the new algorithms which involve the mechanism of simulated annealing to adjust the optimization population.
[ترجمه ترگمان]الگوریتم ژنتیک hierarchic به عنوان جریان اصلی الگوریتم های جدید بکار گرفته می شود که شامل مکانیزم بازسازی شبیه سازی شده برای تنظیم جمعیت بهینه سازی است
[ترجمه گوگل]الگوریتم ژنتیک سلسله مراتبی به عنوان جریان اصلی الگوریتم های جدید به کار گرفته می شود که شامل مکانیزم انجماد شبیه سازی شده برای تنظیم جمعیت بهینه سازی می شود
[ترجمه گوگل]الگوریتم ژنتیک سلسله مراتبی به عنوان جریان اصلی الگوریتم های جدید به کار گرفته می شود که شامل مکانیزم انجماد شبیه سازی شده برای تنظیم جمعیت بهینه سازی می شود
11. In order to overcome the deficiencies of traditional vocal teaching, hierarchic teaching method is put forward.
[ترجمه ترگمان]به منظور غلبه بر کاستی های تدریس سنتی، روش تدریس hierarchic مطرح شده است
[ترجمه گوگل]به منظور غلبه بر کمبود آموزش سنتی صوتی، روش آموزش سلسله مراتبی مطرح شده است
[ترجمه گوگل]به منظور غلبه بر کمبود آموزش سنتی صوتی، روش آموزش سلسله مراتبی مطرح شده است
12. This paper describes carousal order picking optimization problem in automated warehouse and a hierarchic genetic algorithm(HGA)is proposed to solve it.
[ترجمه ترگمان]این مقاله برای حل مساله بهینه سازی در انبار اتوماتیک و الگوریتم ژنتیک hierarchic (HGA)برای حل آن پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]در این مقاله، مسئله بهینه سازی چیدمان نقاشی در انبار اتوماتیک و یک الگوریتم ژنتیک سلسله مراتبی (HGA) برای حل آن پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]در این مقاله، مسئله بهینه سازی چیدمان نقاشی در انبار اتوماتیک و یک الگوریتم ژنتیک سلسله مراتبی (HGA) برای حل آن پیشنهاد شده است
13. In order to solve the problem, this thesis expounds the process that how the hierarchic analysis is applied to search water-collective preferred faults and then to sort them into hierarchies.
[ترجمه ترگمان]به منظور حل این مساله، این پایان نامه به تشریح فرآیندی می پردازد که چگونه تجزیه و تحلیل hierarchic برای جستجوی خطاهای ترجیح داده شده آب و سپس طبقه بندی آن ها به سلسله مراتب بکار گرفته می شود
[ترجمه گوگل]به منظور حل مشکل، این پایان نامه فرایند را توضیح می دهد که چگونه تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی برای جستجوی گسل های مورد نظر جمعی آب مورد استفاده قرار می گیرد و سپس آنها را به سلسله مراتب مرتب سازی می کند
[ترجمه گوگل]به منظور حل مشکل، این پایان نامه فرایند را توضیح می دهد که چگونه تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی برای جستجوی گسل های مورد نظر جمعی آب مورد استفاده قرار می گیرد و سپس آنها را به سلسله مراتب مرتب سازی می کند
14. In this diagram, solid black arrows indicate construction and hierarchic ownership. Feint gray arrows indicate communication in response to changes.
[ترجمه ترگمان]در این نمودار، تیره ای سیاه جامد نشان می دهند که ساخت وساز و مالکیت hierarchic وجود دارد حمله arrows gray نشان دهنده ارتباط در پاسخ به تغییرات است
[ترجمه گوگل]در این نمودار، فلش های سیاه و سفید جامد نشان دهنده ساختار و مالکیت سلسله مراتبی است فلش های خاکستری رنگ نشان دهنده ارتباط در پاسخ به تغییرات است
[ترجمه گوگل]در این نمودار، فلش های سیاه و سفید جامد نشان دهنده ساختار و مالکیت سلسله مراتبی است فلش های خاکستری رنگ نشان دهنده ارتباط در پاسخ به تغییرات است
15. We will integrate all kinds of Strategies, into a conceptual hierarchic Multi strategies learning which can help the recognition process much better than any single strategy can.
[ترجمه ترگمان]ما همه انواع استراتژی ها را در استراتژی مفهومی چند استراتژی ادغام خواهیم کرد که می تواند به فرآیند بازشناسی خیلی بهتر از هر استراتژی واحدی کمک کند
[ترجمه گوگل]ما انواع استراتژی ادغام خواهد شد، به یک سلسله مراتبی یادگیری استراتژی های چند مفهومی که می تواند فرایند شناسایی بسیار بهتر از هر می توانید استراتژی واحد کمک کند
[ترجمه گوگل]ما انواع استراتژی ادغام خواهد شد، به یک سلسله مراتبی یادگیری استراتژی های چند مفهومی که می تواند فرایند شناسایی بسیار بهتر از هر می توانید استراتژی واحد کمک کند
کلمات دیگر: