دادگاه عالی
high court
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• supreme court, federal court, highest body in the judicial branch
in england and wales, the high court is a court of law which deals with important cases.
in england and wales, the high court is a court of law which deals with important cases.
جملات نمونه
1. He lodged an appeal with the High Court.
[ترجمه ترگمان]او از دیوان عالی درخواست استیناف کرد
[ترجمه گوگل]او به دادگاه عالی تقاضای تجدید نظر کرد
[ترجمه گوگل]او به دادگاه عالی تقاضای تجدید نظر کرد
2. The high court judge quashed the decision of the lower court.
[ترجمه ترگمان]قاضی دادگاه عالی این تصمیم دادگاه بدوی را سرکوب کرد
[ترجمه گوگل]قاضی دادگاه عالی تصمیم دادگاه پایین تر را لغو کرد
[ترجمه گوگل]قاضی دادگاه عالی تصمیم دادگاه پایین تر را لغو کرد
3. The company was declared bankrupt in the High Court.
[ترجمه ترگمان]این شرکت در دادگاه عالی ورشکست شد
[ترجمه گوگل]این شرکت در دادگاه عالی ورشکست شد
[ترجمه گوگل]این شرکت در دادگاه عالی ورشکست شد
4. The appeal was rejected by the High Court.
[ترجمه ترگمان]این درخواست از سوی دیوان عالی رد شد
[ترجمه گوگل]دادگاه عالی درخواست دادگاه را رد کرد
[ترجمه گوگل]دادگاه عالی درخواست دادگاه را رد کرد
5. A writ was filed in the High Court.
[ترجمه ترگمان]یک حکم در دیوان عالی بایگانی شده است
[ترجمه گوگل]یک دادگاه در دادگاه عالی ثبت شده است
[ترجمه گوگل]یک دادگاه در دادگاه عالی ثبت شده است
6. The High Court later quashed his conviction for murder.
[ترجمه ترگمان]دادگاه عالی بعدا محکومیت او را به قتل رساند
[ترجمه گوگل]دادگاه عالی بعد از محکومیت خود برای قتل محکوم شد
[ترجمه گوگل]دادگاه عالی بعد از محکومیت خود برای قتل محکوم شد
7. The deadline set by the High Court is Monday 3rd March.
[ترجمه ترگمان]مهلت تعیین شده توسط دادگاه عالی در روز دوشنبه سوم مارس است
[ترجمه گوگل]مهلت تعیین شده توسط دادگاه عالی روز دوشنبه سوم مارس است
[ترجمه گوگل]مهلت تعیین شده توسط دادگاه عالی روز دوشنبه سوم مارس است
8. He could refer the matter to the high court.
[ترجمه ترگمان]او می توانست موضوع را به دادگاه عالی ارجاع دهد
[ترجمه گوگل]او می تواند موضوع را به دادگاه عالی ارجاع کند
[ترجمه گوگل]او می تواند موضوع را به دادگاه عالی ارجاع کند
9. She was appointed a high court judge in 199
[ترجمه ترگمان]او در ۱۹۹ قاضی دادگاه عالی منصوب شده بود
[ترجمه گوگل]او به عنوان قاضی دادگاه عالی در سال 199 منصوب شد
[ترجمه گوگل]او به عنوان قاضی دادگاه عالی در سال 199 منصوب شد
10. They went to the High Court to challenge the decision .
[ترجمه ترگمان]آن ها به دادگاه عالی رفتند تا این تصمیم را به چالش بکشند
[ترجمه گوگل]آنها برای رسیدگی به این تصمیم به دادگاه عالی رفتند
[ترجمه گوگل]آنها برای رسیدگی به این تصمیم به دادگاه عالی رفتند
11. The plaintiffs obtained an injunction in the High Court.
[ترجمه ترگمان]شاکیان درخواست حکم را در دادگاه عالی به دست آوردند
[ترجمه گوگل]شاکیان در دادگاه عالی دستور دادند
[ترجمه گوگل]شاکیان در دادگاه عالی دستور دادند
12. They're appealing to the High Court to reduce the sentence to a fine.
[ترجمه ترگمان]آن ها از دیوان عالی درخواست کردند که مجازات را به یک جریمه تقلیل دهد
[ترجمه گوگل]آنها به دادگاه عالی احترام می کنند تا حکم را به جریمه کاهش دهند
[ترجمه گوگل]آنها به دادگاه عالی احترام می کنند تا حکم را به جریمه کاهش دهند
13. A High Court judge dismissed the case without a hearing.
[ترجمه ترگمان]قاضی دادگاه عالی این پرونده را بدون دادرسی مختومه اعلام کرد
[ترجمه گوگل]یک قاضی دادگاه عالی پرونده را بدون دادرسی رد کرد
[ترجمه گوگل]یک قاضی دادگاه عالی پرونده را بدون دادرسی رد کرد
14. The case will be heard in the High Court.
[ترجمه ترگمان]این پرونده در دادگاه عالی شنیده خواهد شد
[ترجمه گوگل]پرونده در دادگاه عالی شکایت خواهد شد
[ترجمه گوگل]پرونده در دادگاه عالی شکایت خواهد شد
15. The High Court of Parliament began very correctly with a prayer for the Queen.
[ترجمه ترگمان]دیوان عالی پارلمنت با دعای ملکه به درستی شروع به دعا کرد
[ترجمه گوگل]دادگاه عالی پارلمان با نماز برای ملکه بسیار درست انجام داد
[ترجمه گوگل]دادگاه عالی پارلمان با نماز برای ملکه بسیار درست انجام داد
پیشنهاد کاربران
دادگاه عالی
دیوان عالی
دیوان عالی
کلمات دیگر: