کلمه جو
صفحه اصلی

stagnancy


معنی : رکود، بی حرکتی
معانی دیگر : رکود، بی حرکتی

انگلیسی به فارسی

رکود، بی حرکتی


انگلیسی به انگلیسی

• lack of movement, motionless state, state of inactivity

مترادف و متضاد

رکود (اسم)
depression, slump, inactivity, latency, stagnation, dormancy, stagnancy, inaction

بی حرکتی (اسم)
otiosity, quiescence, stagnancy, inaction, quiescency, immobility, immovability

جملات نمونه

1. Thus no-action should not interpret as stagnancy. It should be meant no arming, no hostility, modesty, humbleness, amiableness to people.
[ترجمه ترگمان]بنابراین هیچ اقدامی نباید به عنوان stagnancy تعبیر شود نه مسلح کردن، نه دشمنی، تواضع، تواضع و تواضع و احترام به مردم
[ترجمه گوگل]بنابراین هیچ اقدامی نباید به عنوان رادیو تفسیر شود باید به معنای هیچ گونه تسلیحاتی، بدون خصومت، عفت، تسلیم شدن، احترام به مردم نباشد

2. Have you been in stagnancy before and how did you deal with it?
[ترجمه ترگمان]قبلا در stagnancy بوده ای و چطور با این قضیه کنار اومدی؟
[ترجمه گوگل]آیا قبل از آن رکود بوده اید و چگونه با آن برخورد کردید؟

3. Life of human extending artificially is called stagnancy which infringes the law of the Nature.
[ترجمه ترگمان]حیات بشری که به طور مصنوعی گسترش می یابد، stagnancy نامیده می شود که قانون طبیعت را نقض می کند
[ترجمه گوگل]زندگی انسان بطور مصنوعی به طور روان شناختی نامیده می شود که قانون طبیعت را نقض می کند

4. System stagnancy is an important reason for the backwardness of Shangrao' s economy. The utility of the post - advantages should be based on a well-arranged system.
[ترجمه ترگمان]سیستم stagnancy دلیل مهمی برای عقب ماندگی اقتصاد Shangrao است استفاده از مزایای پست باید براساس یک سیستم خوب تنظیم شود
[ترجمه گوگل]رکود اقتصادی یک دلیل مهمی برای عقب ماندگی اقتصاد شانگراو است استفاده از مزایای پست باید بر اساس یک سیستم مرتب شده باشد

5. When I'm in a state of stagnancy, I'll get a sense of what's making me stagnate.
[ترجمه ترگمان]وقتی در وضعیت of هستم، حس می کنم که چه چیزی در من گیر می کند
[ترجمه گوگل]وقتی که من در حالت استبداد هستم، احساس می کنم که باعث رکود می شود

6. What caused this stagnancy is an issue for us to ponder over.
[ترجمه ترگمان]چیزی که باعث این stagnancy شد برای ما مساله ای است که باید در مورد آن فکر کنیم
[ترجمه گوگل]چه چیزی باعث این رکود شده است، مسئلهیی است که ما میتوانیم به آن فکر کنیم

7. Objective: The study relieving Qi Stagnancy modus treat menstruation front of fretting depression clinical curative effect.
[ترجمه ترگمان]هدف: مطالعه relieving Qi modus front menstruation of of بالینی افسردگی بالینی را درمان می کند
[ترجمه گوگل]هدف: مطالعه مورد استفاده در درمان پارگی قاعدگی فیزیوتراپی با افسردگی فورتینگ، از بین بردن چاقی رژیم است

8. Career plateau is a conception that describes the stagnancy of one's career development.
[ترجمه ترگمان]فلات شغلی، تصوری است که the توسعه شغلی فرد را توصیف می کند
[ترجمه گوگل]فلات شغلی یک مفهوم است که رکود اقتصادی رشد فردی را توصیف می کند

9. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!

10. Economy therefore went out of the trouble of stagnancy from President Jimmy Carter's age.
[ترجمه ترگمان]بنابراین اقتصاد از گرفتاری of از دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر خارج شد
[ترجمه گوگل]از این رو اقتصاد از سختی رکود از سنای پرزیدنت جیمی کارتر خارج شد

11. Chapter network imbalance, information failure and stagnancy of innovation.
[ترجمه ترگمان]عدم تعادل شبکه، شکست اطلاعاتی و عدم موفقیت نوآوری
[ترجمه گوگل]عدم تعادل شبکه فصل، شکست اطلاعات و رکود نوآوری

12. Removal rates of nitrogen and phosphorus by different types of constructed wetland treating irrigation drainage water in the period of growth stagnancy of vegetation were studied.
[ترجمه ترگمان]میزان حذف نیتروژن و فسفر توسط انواع مختلف تالاب و آب زه کشی آبیاری در دوره رشد stagnancy گیاهی مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]میزان حذف نیتروژن و فسفر توسط انواع مختلف تالاب ساخته شده برای درمان آبیاری زهکشی آب در دوره ایستادگی رشد گیاهان مورد مطالعه قرار گرفت

13. Withstand high temperatures hold the key to sunshine, but the sun can not walk obediently stagnancy .
[ترجمه ترگمان]دمای بالا، کلید نور خورشید را نگه می دارد، اما خورشید نمی تواند مطیعانه حرکت کند
[ترجمه گوگل]مقاومت در برابر درجه حرارت بالا کلید را به نور خورشید نگه می دارد، اما خورشید نمی تواند ایستادگی کند

14. Municipal water has an advantage in that it is constantly moving, keeping fresh and avoiding stagnancy .
[ترجمه ترگمان]آب شهری مزیتی دارد که در آن به طور مداوم در حال حرکت است و از stagnancy اجتناب می کند
[ترجمه گوگل]آب شهری دارای مزیتی است که در آن دائما در حال حرکت است، نگه داشتن تازه و اجتناب از رکود

15. Yin bright, blood loss-less, not set by circulating never can lead to blood stasis. Therefore, Qi venae stagnancy Diabetes is a major disease pathogenesis.
[ترجمه ترگمان]\"یین\"، از دست دادن خون، کم تر، و نه با گردش خون، هرگز نمی تواند منجر به رکود خون شود بنابراین، چی venae stagnancy دیابت یک بیماری مهم است
[ترجمه گوگل]یین روشن، کاهش خونریزی، بدون گردش خون تنظیم نمی تواند منجر به خونریزی شدید شود بنابراین، رژیم غذایی قاعدگی دیابت یک بیماری پاتوژنز مهم بیماری است


کلمات دیگر: