1. Billy, the stableman, was going the rounds of the walls, putting out light after light.
[ترجمه ترگمان]شاگرد مهتر، در حالی که چراغ را پس از روشنایی خاموش می کرد، گفت: بیلی!
[ترجمه گوگل]بیلی، مهاجم، دیوارهای دور را می گذراند، نور را پس از نور می اندازد
2. The stableman and the wheelwright replied in concert, with a toss of the head.
[ترجمه ترگمان]مهتر اصطبل و درشکه ساز در حالی که سرش را به علامت نفی تکان می داد، در جواب گفت:
[ترجمه گوگل]باقی مانده و راننده با صدای بلند، با هم صحبت می کنند
3. The stableman who brought the oats suddenly bent down and examined the left wheel.
[ترجمه ترگمان]stableman که جو جو را آورده بود ناگهان خم شد و چرخ چپ را نگاه کرد
[ترجمه گوگل]مهاجم که جو را به طور ناگهانی خم کرد و چرخ چپ را بررسی کرد
4. One belief is that it started when an English stableman committed suicide by hanging himself while standing on a pail, or bucket.
[ترجمه ترگمان]یک عقیده این است که یک stableman انگلیسی خودکشی کرد و در حالی که در یک سطل یا سطل ایستاده بود خودکشی کرد
[ترجمه گوگل]یک باور این است که آن زمانی آغاز شد که یک مهاجم انگلیس خودکشی کرد و خود را کنار گذاشت، در حالی که ایستادن بر روی سطل یا سطل بود
5. I borrowed two first - grade horses from the stableman.
[ترجمه ترگمان]من دو اسب درجه یک از the رو قرض گرفتم
[ترجمه گوگل]من دو اسب اول درجه از دوازدهم قرض گرفتم