کلمه جو
صفحه اصلی

staddle


معنی : تکیه گاه، چوب دستی، عصای زیر بغل، نقطه اتکاء، قسمت تحتانی، درخت کوچک
معانی دیگر : (محلی) بخش زیرین کپه ی کاه و غیره، زیر خرمن

انگلیسی به فارسی

قسمت تحتانی، چوب دستی، تکیه گاه، نقطه اتکا ، عصایزیر بغل، درخت کوچک


ستاره، قسمت تحتانی، چوب دستی، نقطه اتکاء، عصای زیر بغل، درخت کوچک، تکیه گاه


مترادف و متضاد

تکیه گاه (اسم)
back, support, base, backrest, staddle

چوب دستی (اسم)
stick, staddle, rattan, cane, walking stick, billy

عصای زیر بغل (اسم)
staddle, crutch, stilt

نقطه اتکاء (اسم)
stay, pivot, staddle, fulcrum, mainstay, sheet anchor

قسمت تحتانی (اسم)
staddle

درخت کوچک (اسم)
staddle


کلمات دیگر: