کلمه جو
صفحه اصلی

stanza


معنی : بند، بند شعر، قطعه عمارت، تهلیل
معانی دیگر : (شعر) بند، قطعه (در شعر انگلیسی هر بند حدود چهار سطر دارد)، قطعه بندگردان

انگلیسی به فارسی

بند، بند شعر، قطعه بندگردان، تهلیل


stanza، بند، بند شعر، قطعه عمارت، تهلیل


انگلیسی به انگلیسی

• group of lines forming one division of a poem
a stanza is a verse of a poem; a technical term.

اسم ( noun )
مشتقات: stanzaic (adj.)
• : تعریف: a group of related lines in a poem that are separated typographically from other similar groups and that often have a regular meter and rhyme scheme.

- The poem is composed of three stanzas of six lines each.
[ترجمه ترگمان] این شعر از سه خط شعر هر یک تشکیل شده است
[ترجمه گوگل] این شعر شامل سه استنزا از هر شش خط است

مترادف و متضاد

بند (اسم)
fit, article, articulation, joint, link, bind, bond, clause, provision, snare, segment, levee, facet, hinge, line, dyke, dike, paragraph, dam, wristband, tie, frenum, clamp, binder, sling, fastening, manacle, weir, canto, ligation, commissure, ligature, noose, facia, fascia, funiculus, joggle, holdback, holdfast, internode, ligament, proviso, stanza, trawl

بند شعر (اسم)
stave, stanza

قطعه عمارت (اسم)
stanza

تهلیل (اسم)
tag, stanza

جملات نمونه

1. A stanza is, literally, a room.
[ترجمه ترگمان]یک بند به معنای واقعی یک اتاق است
[ترجمه گوگل]یک استنزا، به معنای واقعی کلمه، یک اتاق است

2. If a stanza from Sappho, for instance, were to fall on your foot, it might hurt.
[ترجمه ترگمان]مثلا اگر اشعاری از سافو در پای تو می افتاد، ممکن بود صدمه ببیند
[ترجمه گوگل]اگر یک نمونه از Sappho، به عنوان مثال، بر روی پای خود قرار گیرد، ممکن است صدمه ببیند

3. Each kid would sing a two-line stanza, making it up as he went.
[ترجمه ترگمان]هر بچه ای به بیت شعر دو سطر را می خواند و همان طور که می رفت آن را بالا می کشید
[ترجمه گوگل]هر بچه یک ستاره دو خط را می خواند، و آن را همانطور که رفت، می خواند

4. In stanza two it appears twice, and the adjective itself a third time alone.
[ترجمه ترگمان]در بند دو، دو بار به نظر می رسد، و خود صفت تنها یک دفعه سوم است
[ترجمه گوگل]در stanza دو، دو بار به نظر می رسد، و خود ادعا یک بار سوم تنها

5. In stanza three it appears once again.
[ترجمه ترگمان]در آن سه قطعه، یک بار دیگر به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]در stanza سه بار دیگر به نظر می رسد

6. Under the stanza, add a new stanza to ensure that any SOAP protocol level can be consumed (the default is to consume only SOAP .
[ترجمه ترگمان]در این بند، یک بند جدید برای اطمینان از اینکه هر سطح پروتکل SOAP مصرف شود، اضافه کنید (پیش فرض این است که تنها SOAP را مصرف کند
[ترجمه گوگل]تحت stanza، یک stanza جدید اضافه کنید تا اطمینان حاصل شود که هر سطح پروتکل SOAP می تواند مصرف شود (به طور پیش فرض تنها SOAP مصرف می شود

7. Changed the behavior so that Stanza is first launched, the last opened book is automatically opened.
[ترجمه ترگمان]تغییر رفتار به گونه ای که stanza اولین بار راه اندازی شود، آخرین کتاب باز به طور خودکار باز می شود
[ترجمه گوگل]رفتار را تغییر داد تا Stanza برای اولین بار راه اندازی شود، آخرین کتاب باز شده به طور خودکار باز می شود

8. The Shakespearean sonnet consists of three quatrains (four-line stanzas), rhyming abab cdcd efef, and a couplet (a two-line stanza), rhyming gg.
[ترجمه ترگمان]غزل شکسپیر شامل سه quatrains (بند چهار خط)، قافیه بندی cdcd cdcd و یک بیت (بند دو سطر)است
[ترجمه گوگل]Sonnet Shakespearean شامل سه quatrains (چهار خط stanzas)، rhyming اباب cdcd efef، و یک کوئست (دو خط stanza)، قافیه gg

9. He improvised a new stanza for the school song at the football game.
[ترجمه ترگمان]او یک بند جدید برای آهنگ مدرسه در بازی فوتبال ساخت
[ترجمه گوگل]او یک استنزا جدید برای آهنگ مدرسه در بازی فوتبال را بدست آورد

10. A popular software application on Apple's iPhone, called Stanza, already turns that device into a book reader, with one-handed page turning that is ideal for public transport.
[ترجمه ترگمان]یک کاربرد نرم افزاری محبوب در آیفون اپل به نام stanza، که این دستگاه را به یک خواننده کتاب تبدیل می کند، با ورق یک صفحه ای که برای حمل و نقل عمومی ایده آل است
[ترجمه گوگل]نرم افزار محبوب نرم افزار بر روی آی فون اپل، به نام Stanza، این دستگاه را به عنوان یک خواننده کتاب تبدیل می کند، با چرخش یک صفحه ای که برای حمل و نقل عمومی ایده آل است

11. The rhythmic pattern of a stanza, determined by the kind and number of lines.
[ترجمه ترگمان]الگوی rhythmic یک بند، که با نوع و تعداد خطوط مشخص می شود
[ترجمه گوگل]الگوی ریتم از یک استنزا، مشخص شده توسط نوع و تعداد خطوط

12. In Stanza we define a security constraint for index. gt, which is the entry point of the application.
[ترجمه ترگمان]در stanza ما یک محدودیت امنیتی برای شاخص را تعریف می کنیم این مرحله ورود به برنامه است
[ترجمه گوگل]در Stanza یک محدودیت امنیتی برای شاخص تعریف می کنیم gt، که نقطه ورود برنامه است

13. There are six lines in every stanza.
[ترجمه ترگمان]در هر stanza شش خط وجود دارد
[ترجمه گوگل]شش خط در هر stanza وجود دارد

14. In Stanza we define a security constraint for comment. groovy which is the RESTful resource handling our AJAX services.
[ترجمه ترگمان]در stanza ما یک محدودیت امنیتی برای اظهار نظر را تعریف می کنیم groovy which resource RESTful handling AJAX our our our is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is is
[ترجمه گوگل]در Stanza یک محدودیت امنیتی برای نظر تعریف می کنیم groovy که منبع RESTful است که خدمات AJAX ما را مدیریت می کند

پیشنهاد کاربران

1 مصراع 2 مصرع


کلمات دیگر: