1. He praised the two leaders warmly for their statesmanship.
[ترجمه ترگمان]وی از این دو رهبر به گرمی به خاطر statesmanship تمجید کرد
[ترجمه گوگل]او از رهبران دو کشور به شدت از حکومتداری خویش ستایش کرد
2. This was high statesmanship, since each planned to use a new mandate to enact politically courageous and unpopular things.
[ترجمه ترگمان]این امر سیاستمداری عالی بود، زیرا هر یک از آن ها قصد داشت از یک دستور جدید برای اجرای امور سیاسی و مردمی منفور استفاده کند
[ترجمه گوگل]این امر به نوعی حکومت عالی بود، چرا که هرکدام برنامه ریزی برای استفاده از یک مجوز جدید برای تصویب امور سیاسی و شجاعانه و غیر معمول انجام دادند
3. Such an act of statesmanship appears the only way to avoid an outbreak of fighting between the two giants of the Commonwealth.
[ترجمه ترگمان]چنین عمل کشورداری تنها راه جلوگیری از بروز جنگ بین دو غول کشورهای مشترک المنافع است
[ترجمه گوگل]چنین اقدام ایجابی به نظر می رسد تنها راه پیشگیری از جنگ میان دو غول پیکارجویان است
4. Many felt that a grand gesture of statesmanship was required in relation to Northern Ireland.
[ترجمه ترگمان]بسیاری احساس می کردند که در رابطه با ایرلند شمالی یک حرکت بزرگ و بزرگ لازم است
[ترجمه گوگل]بسیاری از افراد احساس کردند که در رابطه با ایرلند شمالی یک ژست عمیق از دولت وجود دارد
5. Will we display more of the statesmanship, selflessness, and disregard for monetary advantage associated with public service and professional responsibility?
[ترجمه ترگمان]آیا ما بیشتر the، از خود گذشتگی، و بی توجهی به منافع مالی مرتبط با خدمات عمومی و مسئولیت حرفه ای را به نمایش خواهیم گذاشت؟
[ترجمه گوگل]آیا ما بیشتر از عملکرد دولت، خودخواهی و بی توجهی به مزایای پولی مرتبط با خدمات عمومی و مسئولیت های حرفه ای نمایش خواهیم گرفت؟
6. One might suppose that this statesmanship would have gained him international acclaim.
[ترجمه ترگمان]یک نفر ممکن بود تصور کند که این کشورداری او را مورد تحسین و تحسین قرار خواهد داد
[ترجمه گوگل]ممکن است فرض کنیم که این ریاست جمهوری، او را تحسین بین المللی به دست آورد
7. Now, a good deal of practical statesmanship has followed from these ideals and sentimentalities.
[ترجمه ترگمان]اکنون، بسیاری از سیاست عملی از این ایده ها و sentimentalities پیروی کرده است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، از این آرمان ها و احساسات پیروی می کنیم
8. These virtues and act demonstrated his statesmanship.
[ترجمه ترگمان]این فضایل و اعمال، کشورداری او را به نمایش می گذاشت
[ترجمه گوگل]این فضیلت ها و اعمال خود را به نمایش می گذارند
9. It was recognized that such statesmanship sprang out of weakness.
[ترجمه ترگمان]این طور تشخیص داده شد که این امور از ضعف و ناتوانی بیرون جست
[ترجمه گوگل]به رسمیت شناخته شده است که چنین رژیم صهیونیستی از ضعف ناشی شد
10. Soviet cultivated the organization person in charge to statesmanship has revealed own viewpoint explicitly.
[ترجمه ترگمان]در دوران اتحاد جماهیر شوروی، فردی که مسئول کشورداری بود، دیدگاه خود را به صراحت آشکار کرده است
[ترجمه گوگل]شوروی این سازمان را سازماندهی کرد، فردی که مسئول امور عادی است، دیدگاه خود را به صراحت بیان کرده است
11. War and statesmanship were not for him, but he knew how important those things were - at times.
[ترجمه ترگمان]جنگ و کشورداری برایش مهم نبود، اما می دانست که این مسائل تا چه حد مهم بوده اند
[ترجمه گوگل]جنگ و حکومتداری برای او نبود، اما او میدانست که این موارد چقدر مهم هستند - گاهی اوقات
12. In statesmanship, get the formality rights ; never mind about the moralities.
[ترجمه ترگمان]در کشورداری، حقوق رسمی را به دست بیاور؛ به اخلاقیات اهمیت نده
[ترجمه گوگل]در امور عرفی، حقوق رسمی را دریافت کنید؛ هرگز درباره اخلاقیات نگران نباش
13. In statesmanship, get the formality right ; never mind about the morality.
[ترجمه ترگمان]در کشورداری، این کار را درست انجام بده؛ به اخلاقیات اهمیت نده
[ترجمه گوگل]در حالت عام، رسمی بودن را دریافت کنید؛ هرگز به اخلاق توجه نکن
14. The art of statesmanship de Gaulle reasoned, was to understand the trend of history.
[ترجمه ترگمان]هنر کشورداری، دو گل عقیده داشت، این بود که روند تاریخ را درک کند
[ترجمه گوگل]هنر حکومت دگول دگول معتقد بود که روند روند تاریخ را درک کرده است
15. It muddles facile loathing of a parody bureaucracy with the great issues of statesmanship.
[ترجمه ترگمان]این امر ناشی از یک بروکراسی مضحک و مضحک با مسائل بزرگ کشورداری است
[ترجمه گوگل]این ناخوشایندی را در مورد دیوانسالاری تظاهرات با مسائل بزرگی از افکار عمومی مواجه می کند