کلمه جو
صفحه اصلی

starlight


معنی : نور ضعیف، نور ستاره، نور چشمک زن، وابسته به نور ستاره
معانی دیگر : استارشید، استارشیدی، وابسته بنور ستاره

انگلیسی به فارسی

وابسته بنور ستاره، نور ستاره، (مجازا) نور ضعیف، نورچشمک زن


ستاره ای، نور ستاره، نور چشمک زن، نور ضعیف، وابسته به نور ستاره


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the light of the stars.

• light produced by the stars
lit by the stars
starlight is the light that comes from the stars at night.

مترادف و متضاد

نور ضعیف (اسم)
gleam, starlight

نور ستاره (اسم)
starlight

نور چشمک زن (اسم)
starlight

وابسته به نور ستاره (صفت)
starlight

جملات نمونه

1. Starlight Productions present the Chinese Children's Choir in concert.
[ترجمه ترگمان]این شرکت، گروه کر کننده کودکان چینی را در کنسرت حاضر می کند
[ترجمه گوگل]ستاره ستاره ها در کنسرت گروه کوی کودکان چینی حضور دارند

2. Everything seemed so strange and silvery in the starlight and every so often my head would nod and I'd stumble and start.
[ترجمه ترگمان]همه چیز عجیب و نقره ای در نور ستاره ها به نظر می رسید و هر بار سر من سر تکان می داد و من سکندری می خوردم و شروع می کردم
[ترجمه گوگل]همه چیز به نظر می رسد بسیار عجیب و غریب و نقره ای در نور ستاره و هر چند اغلب سر من می کشد و من می خواهم به تلو تلو خوردن و شروع

3. I could see it in the starlight.
[ترجمه ترگمان]می توانستم آن را در نور ستارگان ببینم
[ترجمه گوگل]من می توانستم آن را در نور ستارگان ببینم

4. We walked home by starlight.
[ترجمه ترگمان]با نور ستاره ها به خانه راه افتادیم
[ترجمه گوگل]ما با ستاره ای به خانه رفتیم

5. I could see from his silhouette in the starlight that he was hanging his head.
[ترجمه ترگمان]می توانستم از چهره او در نور ستارگان ببینم که او سرش را اویزان کرده بود
[ترجمه گوگل]من می توانم از شبحش در نور ستارگان دیدم که او سرش را آویزان کرده بود

6. Take me with you, stream, away in the starlight.
[ترجمه ترگمان]مرا با خودت ببر، نهر، در نور ستاره ها
[ترجمه گوگل]من را با شما بیاورید، جریان را در نور ستارگان دور کنید

7. There was enough starlight coming in the window to make out the dim shapes of bunkbeds and rucksacks.
[ترجمه ترگمان]نور ستاره ها به اندازه کافی روشن بود که شکل تیره bunkbeds و rucksacks را تشخیص دهد
[ترجمه گوگل]جعبه نور به اندازه کافی در پنجره وجود دارد که از اشکال خمیده دوچرخه و کوله پشتی تشکیل شده باشد

8. The room was totally dark, not even the starlight showing while my eyes adjusted.
[ترجمه ترگمان]اتاق کاملا تاریک بود، نه حتی نور ستاره ها نشان می داد که چشمانم تنظیم شده اند
[ترجمه گوگل]اتاق کاملا تاریک بود، حتی ستاره ای که نشان می داد در حالی که چشمان من تنظیم شده بود

9. Only place thats open out here is the Starlight Lodge.
[ترجمه ترگمان]تنها جایی که در اینجا باز است، ستاره سخنگو است
[ترجمه گوگل]تنها جایی که اینجا باز می شود ستاره ای ستاره ای است

10. This means that they measured how much starlight was blocked or reduced by the interstellar "fog," essentially telling them the surface density.
[ترجمه ترگمان]این به این معنی است که آن ها اندازه گیری کردند که نور ستارگان چقدر مسدود شده و یا در میان مه میان ستاره ای کاهش یافته است، اساسا به آن ها چگالی سطحی می دهد
[ترجمه گوگل]این به این معنی است که آنها اندازه گیری شد که چرا نور ستاره توسط مه واسطه بین ستاره ای مسدود شده یا کاهش می یابد، اساسا چگالی سطح را به آنها می گوید

11. Mona: Starlight Shopping Centre please. It's left at the traffic lights.
[ترجمه ترگمان]مونا: لطفا مرکز خرید Starlight در چراغ های راهنمایی باقی می ماند
[ترجمه گوگل]مرکز خرید مونا ستارلی لطفا این در چراغ راهنمایی است

12. The starlight was sufficient to permit objects to be plainly distinguished when near at hand.
[ترجمه ترگمان]نور ستاره ها به حدی بود که اجازه می داد اشیا را در آن نزدیکی مشخص کنند
[ترجمه گوگل]ستاره ای کافی بود تا بتواند اشیا را هنگام نزدیک بودن به طور واضح مشخص کند

13. Starlight passing close to the sun should experience some deflection.
[ترجمه ترگمان]نور خورشید که به خورشید نزدیک می شود باید کمی انحراف داشته باشد
[ترجمه گوگل]عبور ستاره ای نزدیک به خورشید باید یک تغییر را تجربه کند

14. The sheen of the starlight stole over him.
[ترجمه ترگمان]برق نور ستاره ها بر او چیره شد
[ترجمه گوگل]درخشش ستاره ها بر او سرقت شد

پیشنهاد کاربران

روشنایی ستاره


کلمات دیگر: