صفحه اصلی
staunch stanch
معنی
: ثابت قدم
معانی دیگر
: بند اوردن جریان چیزی، وفادار، بی شائبه، بی رخنه، بی منفذ
بستن
انگلیسی به فارسی
مترادف و متضاد
انگلیسی به فارسی
بند آوردن (جریان چیزی)، وفادار، ثابت قدم، بیشائبه، بی رخنه، بی منفذ
مترادف و متضاد
ثابت قدم
(صفت)
constant, consistent, steadfast, resolute, unflinching, staunch stanch, sure-footed
کلمات دیگر: