کلمه جو
صفحه اصلی

stalky


معنی : محوری، ساقه دار، باساقه
معانی دیگر : ساقه مانند، استاک مانند، دراز و باریک

انگلیسی به فارسی

باساقه، ساقه دار


سرده، محوری، باساقه، ساقه دار


مترادف و متضاد

محوری (صفت)
axial, pivotal, radial, stalky, rotate

ساقه دار (صفت)
stalky, caulescent, pedunculate, pedicellate, pediculate, stipitate

با ساقه (صفت)
stalky


کلمات دیگر: