1. The highest possible stage in moral culture is when we recognize that we ought to control our thoughts.
[ترجمه ترگمان]بالاترین مرحله ممکن در فرهنگ اخلاقی زمانی است که ما تشخیص می دهیم که باید افکار خود را کنترل کنیم
[ترجمه گوگل]بالاترین سطح ممکن در فرهنگ اخلاقی زمانی است که ما متوجه می شویم که باید افکار ما را کنترل کنیم
2. All the world's a stage, and all the men and women merely players.
[ترجمه سارا] تمام جهان صحنه ای بیش نیست و تمام مردان و زنان صرفا بازیگر اند
[ترجمه ترگمان]تمام دنیا روی صحنه است، و همه مردان و زنان فقط بازیکنان هستند
[ترجمه گوگل]تمام صحنه های جهان، و همه مردان و زنان صرفا بازیکنان هستند
3. It was the first show to use the F-word and show nudity on stage.
[ترجمه ترگمان]این اولین نمایش بود که از واژه اف استفاده کرد و برهنگی در صحنه را نشان داد
[ترجمه گوگل]این اولین نمایش برای استفاده از F-word بود و نمایش برهنگی در صحنه را نشان داد
4. The new plane is in its final design stage.
[ترجمه ترگمان]صفحه جدید در مرحله طراحی نهایی خود قرار دارد
[ترجمه گوگل]این هواپیما جدید در مرحله طراحی نهایی خود است
5. Humans experience a delayed maturity; we arrive at all stages of life later than other mammals.
[ترجمه ترگمان]انسان بلوغ به تاخیر افتاده را تجربه می کند؛ ما به تمام مراحل زندگی بعد از پستانداران دیگر می رسیم
[ترجمه گوگل]انسان بلوغ تاخیری را تجربه می کند؛ ما در تمام مراحل زندگی بعد از پستانداران دیگر می رسیم
6. Environmental groups plan to stage public protests during the conference.
[ترجمه ترگمان]گروه های زیست محیطی قصد دارند تا در طی این کنفرانس اعتراضات عمومی را اجرا کنند
[ترجمه گوگل]گروه های زیست محیطی برنامه ریزی برای اعتراضات عمومی در طول کنفرانس
7. The pillar obstructed our view of the stage.
[ترجمه ترگمان]ستون جلوی دید ما از صحنه را مسدود کرد
[ترجمه گوگل]ستون مانع دیدگاه ما در صحنه شد
8. The project is in its final stages and should be completed by August.
[ترجمه ترگمان]این پروژه در مراحل پایانی خود قرار دارد و باید تا ماه اوت تکمیل شود
[ترجمه گوگل]این پروژه در مراحل نهایی خود قرار دارد و تا اوت باید تکمیل شود
9. The movie star was warmly cheered as he got on the stage.
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد صحنه شد، ستاره سینما با شور و حرارت شروع به تشویق کردن کرد
[ترجمه گوگل]ستاره فیلم گرمی به عنوان او در صحنه رواج یافت
10. From my seat I could see the whole stage.
[ترجمه ترگمان]از صندلیم می توانستم کل صحنه را ببینم
[ترجمه گوگل]از صندلی من می توانم تمام مرحله را ببینم
11. The museum is staging an exhibition of Picasso's work.
[ترجمه ترگمان]موزه نمایشگاهی از آثار پیکاسو است
[ترجمه گوگل]موزه نمایشگاه کار پیکاسو را برگزار می کند
12. Plants in their growth stage generally exhibit an increased uptake of nutrients.
[ترجمه ترگمان]گیاهان در مرحله رشد خود جذب بالایی از مواد مغذی را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]گیاهان در مرحله رشد آنها عموما جذب مواد مغذی را افزایش می دهند
13. The actor missed his cue and came onto the stage late.
[ترجمه ترگمان]بازیگر دستش را از دست داد و دیر به صحنه آمد
[ترجمه گوگل]بازیگر نامزدی خود را از دست داد و دیر به مرحله رسید
14. The stage swayed alarmingly under their weight.
[ترجمه ترگمان]صحنه در زیر وزن آن ها به شدت تکان می خورد
[ترجمه گوگل]این مرحله هجومی تحت وزن خود قرار گرفت