کلمه جو
صفحه اصلی

stager


معنی : بازیگر، ادم کهنه کار، گرگ باران دیده
معانی دیگر : (معمولا پس از: old) کارکشته، کهنه کار، پرتجربه

انگلیسی به فارسی

آدم کهنه کار، گرگ باران دیده، بازیگر


افسر، بازیگر، ادم کهنه کار، گرگ باران دیده


مترادف و متضاد

بازیگر (اسم)
actor, performer, puppeteer, mummer, stager

ادم کهنه کار (اسم)
stager

گرگ باران دیده (اسم)
stager

جملات نمونه

1. The highest possible stage in moral culture is when we recognize that we ought to control our thoughts.
[ترجمه ترگمان]بالاترین مرحله ممکن در فرهنگ اخلاقی زمانی است که ما تشخیص می دهیم که باید افکار خود را کنترل کنیم
[ترجمه گوگل]بالاترین سطح ممکن در فرهنگ اخلاقی زمانی است که ما متوجه می شویم که باید افکار ما را کنترل کنیم

2. All the world's a stage, and all the men and women merely players.
[ترجمه سارا] تمام جهان صحنه ای بیش نیست و تمام مردان و زنان صرفا بازیگر اند
[ترجمه ترگمان]تمام دنیا روی صحنه است، و همه مردان و زنان فقط بازیکنان هستند
[ترجمه گوگل]تمام صحنه های جهان، و همه مردان و زنان صرفا بازیکنان هستند

3. It was the first show to use the F-word and show nudity on stage.
[ترجمه ترگمان]این اولین نمایش بود که از واژه اف استفاده کرد و برهنگی در صحنه را نشان داد
[ترجمه گوگل]این اولین نمایش برای استفاده از F-word بود و نمایش برهنگی در صحنه را نشان داد

4. The new plane is in its final design stage.
[ترجمه ترگمان]صفحه جدید در مرحله طراحی نهایی خود قرار دارد
[ترجمه گوگل]این هواپیما جدید در مرحله طراحی نهایی خود است

5. Humans experience a delayed maturity; we arrive at all stages of life later than other mammals.
[ترجمه ترگمان]انسان بلوغ به تاخیر افتاده را تجربه می کند؛ ما به تمام مراحل زندگی بعد از پستانداران دیگر می رسیم
[ترجمه گوگل]انسان بلوغ تاخیری را تجربه می کند؛ ما در تمام مراحل زندگی بعد از پستانداران دیگر می رسیم

6. Environmental groups plan to stage public protests during the conference.
[ترجمه ترگمان]گروه های زیست محیطی قصد دارند تا در طی این کنفرانس اعتراضات عمومی را اجرا کنند
[ترجمه گوگل]گروه های زیست محیطی برنامه ریزی برای اعتراضات عمومی در طول کنفرانس

7. The pillar obstructed our view of the stage.
[ترجمه ترگمان]ستون جلوی دید ما از صحنه را مسدود کرد
[ترجمه گوگل]ستون مانع دیدگاه ما در صحنه شد

8. The project is in its final stages and should be completed by August.
[ترجمه ترگمان]این پروژه در مراحل پایانی خود قرار دارد و باید تا ماه اوت تکمیل شود
[ترجمه گوگل]این پروژه در مراحل نهایی خود قرار دارد و تا اوت باید تکمیل شود

9. The movie star was warmly cheered as he got on the stage.
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد صحنه شد، ستاره سینما با شور و حرارت شروع به تشویق کردن کرد
[ترجمه گوگل]ستاره فیلم گرمی به عنوان او در صحنه رواج یافت

10. From my seat I could see the whole stage.
[ترجمه ترگمان]از صندلیم می توانستم کل صحنه را ببینم
[ترجمه گوگل]از صندلی من می توانم تمام مرحله را ببینم

11. The museum is staging an exhibition of Picasso's work.
[ترجمه ترگمان]موزه نمایشگاهی از آثار پیکاسو است
[ترجمه گوگل]موزه نمایشگاه کار پیکاسو را برگزار می کند

12. Plants in their growth stage generally exhibit an increased uptake of nutrients.
[ترجمه ترگمان]گیاهان در مرحله رشد خود جذب بالایی از مواد مغذی را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]گیاهان در مرحله رشد آنها عموما جذب مواد مغذی را افزایش می دهند

13. The actor missed his cue and came onto the stage late.
[ترجمه ترگمان]بازیگر دستش را از دست داد و دیر به صحنه آمد
[ترجمه گوگل]بازیگر نامزدی خود را از دست داد و دیر به مرحله رسید

14. The stage swayed alarmingly under their weight.
[ترجمه ترگمان]صحنه در زیر وزن آن ها به شدت تکان می خورد
[ترجمه گوگل]این مرحله هجومی تحت وزن خود قرار گرفت

پیشنهاد کاربران

کسی که شغلش مبله کردن و طبق مد روز کردن خانه هایی است که قرار است به فروش بروند. این کارها برای این منظور انجام میشه که خانه جذابیت داشته باشد و موقعی که فردی برای خرید از آن خانه بازدید میکند، جذب آن خانه بشود و او را به خرید ترغیب کند


کلمات دیگر: