1. The signalman and stationmaster from Gaisal are reported to have fled immediately after the accident.
[ترجمه ترگمان]گزارش شده است که signalman و stationmaster از Gaisal بلافاصله پس از حادثه فرار کرده اند
[ترجمه گوگل]گزارش شده است که سیگنال و ایستگاه مأمور گازسوز بلافاصله پس از حادثه فرار کرده اند
2. The station-master looked puzzled, then his face lit up.
[ترجمه ترگمان]رئیس ایستگاه گیج به نظر می رسید، سپس صورتش روشن شد
[ترجمه گوگل]ایستگاه کارشناسی ارشد با دقت نگاه کرد، سپس صورتش روشن شد
3. Station-masters and conductors were also anxious to emphasize their exalted positions.
[ترجمه ترگمان]استادان و رساناهای ایستگاه همچنین مشتاق بودند که بر مواضع متعالی خود تاکید کنند
[ترجمه گوگل]ایستگاه های کارشناسی ارشد و سرپرستاران نیز مشتاقانه تاکید بر موقعیت های عالی خود را دارند
4. The stationmaster put his cap away and smoothed his hair.
[ترجمه ترگمان]رئیس ایستگاه کلاهش را کنار گذاشت و موهایش را صاف کرد
[ترجمه گوگل]Stationmaster کلاه خود را دور گذاشت و موهایش را مالش داد
5. Tama is the only stationmaster as we have to reduce personnel costs.
[ترجمه ترگمان]Tama تنها stationmaster است که ما باید هزینه های پرسنلی را کاهش دهیم
[ترجمه گوگل]تاما تنها ایستگاه ایستگاه است زیرا ما باید هزینه های پرسنلی را کاهش دهیم
6. Sina science and technology: Do you feel now stationmaster income how?
[ترجمه ترگمان]علوم و فن آوری سینا: آیا حالا احساس می کنید درآمد stationmaster را احساس می کنید؟
[ترجمه گوگل]علم و تکنولوژی سینا آیا شما احساس میکنید درآمد ایستگاه مدیران چگونه است؟
7. Poplar stationmaster sits a direct, attemper mechanical.
[ترجمه ترگمان]Poplar stationmaster یک مکانیک حرکت مستقیم و attemper است
[ترجمه گوگل]Stationmaster Poplar ایستاده مستقیم، مکانیکی است
8. Often mix station of moss-grown, stationmaster. . .
[ترجمه ترگمان]اغلب یک ایستگاه از خزه پوشیده شده از خزه، stationmaster را با هم مخلوط می کنند
[ترجمه گوگل]اغلب ایستگاه مخلوطی از موش کاشته شده، ایستگاه سرنشین
9. Without hapless stationmaster, also do not have lucky stationmaster.
[ترجمه ترگمان]بدون stationmaster نگون بخت، شانس lucky نیز وجود ندارد
[ترجمه گوگل]بدون ایستگاه ملاقات بی عیب، همچنین ایستگاه نوازنده خوش شانس نیست
10. No, the stationmaster didn't let us stay there.
[ترجمه ترگمان]نه، رئیس ایستگاه نگذاشت ما آنجا بمانیم
[ترجمه گوگل]نه، ایستگاه مأمور ما را ترک نکرد
11. The stationmaster beside me each skeletal Qing Ji, disposition are disparate.
[ترجمه ترگمان]The در کنار من هر یک از هر Qing اسکلتی، متفاوت هستند
[ترجمه گوگل]ایستگاه کارشناسی ارشد در کنار من، هر چن چی اسکلتی، اختیاری است
12. That moment is given off in stationmaster net after coming, get authority immediately reputably.
[ترجمه ترگمان]این لحظه در تور stationmaster بعد از آمدن به بازار داده می شود و فورا reputably را دریافت می کند
[ترجمه گوگل]این لحظه پس از آمدن در شبکه ایستگاه معلم داده می شود، مقامات بلافاصله مجددا دریافت می شود
13. So, we are true in the help stationmaster gets discharge and member.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، ما در این کمک واقعی هستیم که stationmaster تخلیه شود و عضو شود
[ترجمه گوگل]بنابراین، ما در ایستگاه مدیریت کمک می کنیم که تخلیه و عضو باشد
14. Ask broad stationmaster friends to inquire PR later, appraisal PR is true advertent!
[ترجمه ترگمان]از دوستان stationmaster بخواهید که بعدا تحقیق کنند، ارزیابی روابط عمومی درست است!
[ترجمه گوگل]از طرفداران ایستگاه های بزرگ بپرسید که بعدا پرس و جو می کنند، PR ارزیابی واقعی است
15. Of past stationmaster, director numberless as the sand, does position little official do how more now?
[ترجمه ترگمان]گذشته از این stationmaster، رئیس بی شماری به عنوان ماسه، آیا این مقام کمی در حال حاضر این کار را انجام می دهد؟
[ترجمه گوگل]از ایستگاه مستهجن گذشته، کارگردان به اندازه شن و ماسه، کمی مقام رسمی را چگونه بیشتر در حال حاضر؟