معنی : سکندری، سکندری خورنده
stumbling
معنی : سکندری، سکندری خورنده
انگلیسی به فارسی
تکان خوردن، سکندری، سکندری خورنده
انگلیسی به انگلیسی
• tripping, staggering; faltering
مترادف و متضاد
سکندری (اسم)
stumbling
سکندری خورنده (صفت)
faltering, stumbling
پیشنهاد کاربران
تلو تلو خوردن
افتان و خیزان
لیز خوردن ، به معنای مطمئن نبودن و شک داشتن هم هست
کلمات دیگر: