کلمه جو
صفحه اصلی

stripped


معنی : مجرد
معانی دیگر : لخت، برهنه

انگلیسی به فارسی

خرد شده، مجرد


مترادف و متضاد

مجرد (صفت)
abstract, single, immaterial, solitary, celibate, incorporeal, lone, discrete, barefooted, isolated, stripped, wifeless

جملات نمونه

1. stripped of sham
عاری از فریبکاری

2. he stripped the dead soldier's overcoat and ran away
پالتو سرباز مرده را کند و فرار کرد.

3. they stripped the room of all its furniture
همه ی اثاثیه ی اتاق را بردند.

4. they stripped the spy of all his medals and privileges
جاسوس را از کلیه ی مدال ها و امتیازات خود محروم کردند.

5. we stripped the feathers from the chicken
پرهای مرغ را کندیم.

6. pollution has stripped the trees of their foliage
آلودگی شاخ و برگ درختان را ریخته است.

7. the dancer stripped gradually as she sang
رقاصه در حین آواز خواندن به تدریج لباس های خود را در می آورد.

8. the story, stripped of its political connotations, is boring
برداشتن مضامین سیاسی این داستان را خسته کننده می کند.

9. the sultan was stripped of all his powers
تمام اختیارات سلطان را از او گرفتند.

10. they cut down the trees and stripped the land of its natural resources
آنان درختان را بریدند و غنایم طبیعی زمین را به یغما بردند.

11. He was stripped naked and left in a cell.
[ترجمه ترگمان]لخت شد و رفت تو یه سلول
[ترجمه گوگل]او برهنه شد و در سلول چپ گذاشت

12. She stripped off her clothes and got into bed.
[ترجمه ترگمان]لباس هایش را درآورد و به رختخواب رفت
[ترجمه گوگل]او از لباس هایش جدا شد و به تخت رفت

13. He stripped an orange of its rind for me.
[ترجمه ترگمان]پوست پرتقال را از من بیرون کشید
[ترجمه گوگل]او یک پرتقال از پوست خود را برای من انداخت

14. Money stripped off the veneer of good manners.
[ترجمه ترگمان]پول لایه رویی را ازسر برداشت
[ترجمه گوگل]پول خرج کردن روکش از رفتارهای خوب است

15. The movers stripped the house of furniture.
[ترجمه ترگمان]اسباب کشی خونه ها رو خالی کردن
[ترجمه گوگل]محرک ها خانه خانه را از هم جدا کردند

16. The bandits stripped him /stripped him of his clothes.
[ترجمه ترگمان]راهزن ها او را لخت کردند و او را از لباس های او بیرون کشیدند
[ترجمه گوگل]راهزنان او را از هم پاشیدند و او را از لباس هایش جدا کرد

پیشنهاد کاربران

راه راه

striped به معنای مخطط و راه راه است نه stripped!!!!!!!!!!!!!!

هرز شده ( پیچ و مهره )

شیمی، جدا کننده

remove cover

They stripped naked and ran into the sea
اونا لخت و برهنه شدن و پریدن تو آب دریا

عریان شده

Striped راه راه
Stripped کَندن، لخت شدن، نابود کردن و نوار باریک


کلمات دیگر: