کلمه جو
صفحه اصلی

syria


کشور سوریه (پایتخت: دمشق 184480 - damascus کیلومتر مربع)، سوریه

انگلیسی به فارسی

سوریه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: Syrian (adj.), Syrian (n.)
• : تعریف: a Middle East country on the Mediterranean Sea between Turkey and Jordan.

• syrian arab republic, country of southwest asia on the eastern side of the mediterranean sea
the syrian arab republic is a country on the eastern mediterranean. the modern state was founded in 1946 and the arab socialist renaissance (baath) party came to power in 1963. lieutenant-general hafiz al-assad became president in 1971 and mahmud al-zu'bi became prime minister in 1987. syria intervened in lebanon's civil war in 1976 and 1987, and has been deeply involved in lebanon's politics. syria produces oil. it is a member of the arab league. syria's enormous defence expenditure has caused major economic problems.

جملات نمونه

1. The Arab countries include Iraq, Saudi Arabia, Syria and Egypt.
[ترجمه Pooya moein] کشور های عربی شامل عراق ، عربستان سعودی ، سوریه و مصر هستند
[ترجمه ترگمان]کشورهای عربی شامل عراق، عربستان سعودی، سوریه و مصر هستند
[ترجمه گوگل]کشورهای عربی عبارتند از عراق، عربستان سعودی، سوریه و مصر

2. The community's links with Syria date back to biblical times.
[ترجمه ترگمان]پیوند جامعه با سوریه به دوران انجیلی باز می گردد
[ترجمه گوگل]پیوندهای جامعه با سوریه به دوران کتاب مقدس مربوط می شود

3. In December 1989 Syria renewed diplomatic relations with Egypt.
[ترجمه ترگمان]در دسامبر ۱۹۸۹ سوریه روابط دیپلماتیک خود با مصر را ازسر گرفت
[ترجمه گوگل]در دسامبر 1989، سوریه روابط دیپلماتیک را با مصر تمدید کرد

4. He served as ambassador to Syria.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان سفیر در سوریه خدمت کرد
[ترجمه گوگل]او به عنوان سفیر در سوریه خدمت کرد

5. It is obvious that Syria will suffer most from this change of heart.
[ترجمه ترگمان]واضح است که سوریه بیشتر از این تغییر قلب رنج خواهد برد
[ترجمه گوگل]واضح است که سوریه بیشتر از این تغییر قلب رنج می برد

6. The Seljuk dynasty of Syria was founded in 109
[ترجمه ترگمان]سلسله زندیه از سوریه در سال ۱۰۹ میلادی تاسیس شد
[ترجمه گوگل]سلسله Seljuk در سوریه در 109 تاسیس شد

7. Syria will attend only if the negotiations deal with issues of substance.
[ترجمه ترگمان]سوریه تنها در صورتی شرکت خواهد کرد که مذاکرات با مسائل مربوط به مواد مخدر سر و کار داشته باشند
[ترجمه گوگل]سوریه تنها در صورتی حضور خواهد یافت که مذاکرات با مسائل مربوط به موضوع حل شود

8. The governments of Britain and Syria are anxious to re-establish diplomatic relations.
[ترجمه ترگمان]دولت های بریتانیا و سوریه برای برقراری مجدد روابط دیپلماتیک نگران هستند
[ترجمه گوگل]دولتهای بریتانیایی و سوریه به دنبال برقراری روابط دیپلماتیک هستند

9. Syria and Israel broke a six-month deadlock in their talks when they sent peace envoys to Maryland.
[ترجمه ترگمان]سوریه و اسرائیل زمانی که فرستادگان صلح را به مریلند فرستادند یک وقفه شش ماهه را در مذاکرات خود شکستند
[ترجمه گوگل]هنگامی که فرستاده صلح به مریلند فرستاده شد، سوریه و اسرائیل در مذاکرات خود یک بمب شش ماهه را شکستند

10. In Syria, Russia and China have blocked efforts to ratchet up pressure on President Bashar al-Assad, partly out of anger with what they view as a military mission in Libya that exceeded its writ.
[ترجمه ترگمان]در سوریه، روسیه و چین تلاش ها برای تقویت فشار بر رئیس جمهور بشار اسد را مسدود کرده اند، تا حدی از خشم با آنچه که آن ها به عنوان یک ماموریت نظامی در لیبی می بینند که از حاکمیت آن تجاوز کرده است
[ترجمه گوگل]در سوریه، روسیه و چین مانع تلاش برای افزایش فشار بر رئیس جمهور بشار اسد شده اند، که تا حدی از خشم با آنچه که آنها به عنوان یک مأموریت نظامی در لیبی فراتر از مقررات آن است، خشمگین هستند

11. Then David put garrisons in Syria of Damascus: and the Syrians became servants to David, and brought gifts. And the LORD preserved David whithersoever he went.
[ترجمه ترگمان]سپس دیوید garrisons را در سوریه مستقر کرد و سوری ها به خدمت دیوید پرداختند و هدایا را آوردند و لرد سیاه، دیوید را به هر جا که می رفت، حفظ کرد
[ترجمه گوگل]سپس دیوید پادشاهی را در سوریه دمشق گذاشت و مردم سوریه بندگان بقیع داود شدند و هدایای را به دست آوردند و خداوند دیوید را هر جا که رفت، حفظ کرد

12. Israel, Jordan, the Palestinian Authority and Syria - dispute who controls limited water resources.
[ترجمه ترگمان]اسرائیل، آردن، تشکیلات خودگردان فلسطین و سوریه که منابع آبی محدودی را کنترل می کنند
[ترجمه گوگل]اسرائیل، اردن، تشکیلات خودگردان فلسطین و سوریه - اختلافاتی است که منابع آب محدود را کنترل می کند

13. The two countries are sworn enemies, and Syria is close to Israel's deadliest foes: Hizballah, Hamas and Iran.
[ترجمه ترگمان]دو کشور دشمن قسم خورده هستند و سوریه نزدیک به مرگبارترین دشمنان اسرائیل است: Hizballah، حماس و ایران
[ترجمه گوگل]این دو کشور دشمنان سوگند یاد کرده اند و سوریه نزدیک به مرگبارترین دشمنان حزب الله، حماس و ایران است

14. Website about the Open Learning Center Department in University of Aleppo, Syria.
[ترجمه ترگمان]وب سایت مرکز آموزشی آزاد در دانشگاه حلب سوریه
[ترجمه گوگل]وب سایت در مورد مرکز بازآموزی در دانشگاه آلپپو، سوریه

15. Iraq's neighbors are reestablishing diplomatic relations – Kuwait, the United Arab Emirates (U. A. E. ), Bahrain, Syria, Jordan, and the League of Arab States have all named ambassadors to Iraq.
[ترجمه ترگمان]همسایه های عراق روابط دیپلماتیک reestablishing - کویت، امارات متحده عربی (U الف ج)، بحرین، سوریه، آردن و اتحادیه کشورهای عربی همه سفیران خود را به عراق معرفی کرده اند
[ترجمه گوگل]همسایگان عراق روابط دیپلماتیک را دوباره برقرار می کنند - کویت، امارات متحده عربی (U A E )، بحرین، سوریه، اردن و اتحادیۀ کشورهای عربی همه سفیران را به عراق معرفی می کنند

پیشنهاد کاربران

کشور سوریه

Also سوریه


کلمات دیگر: