رو چرخاندن (چرخاندن دست یا مچ به طوری که کف دست روبه بالا یا جلو باشد)، رو ببالا کردن دست، بخارج برگرداندن دست
supinate
رو چرخاندن (چرخاندن دست یا مچ به طوری که کف دست روبه بالا یا جلو باشد)، رو ببالا کردن دست، بخارج برگرداندن دست
انگلیسی به فارسی
رو ببالا کردن دست، بخارج برگرداندن دست
سوسک کردن
انگلیسی به انگلیسی
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: supinates, supinating, supinated
مشتقات: supination (n.)
حالات: supinates, supinating, supinated
مشتقات: supination (n.)
• : تعریف: to turn or rotate (the hand or forearm) so that the palm is upward or forward.
- The poor beggar could no longer supinate his hand.
[ترجمه ترگمان] گدای بیچاره دیگر نمی توانست دستش را دراز کند
[ترجمه گوگل] گداخته فقیر دیگر نمیتواند دستش را بفروشد
[ترجمه گوگل] گداخته فقیر دیگر نمیتواند دستش را بفروشد
• rotate the hand or foot so that the palm or sole faces upward
پیشنهاد کاربران
چرخاندن بسوی بیرون
کلمات دیگر: