• excessive cost, high cost
high price
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
high price=expensive
هزینه ی بالا ( اسم )
High price of mom's help هزینه ی بالای کمک مادرم به ما ( چون بعدا باید با سودش به او پس بدهیم:مربوط به یک داستان )
High - priced=پر هزینه ( صفت )
High price of mom's help هزینه ی بالای کمک مادرم به ما ( چون بعدا باید با سودش به او پس بدهیم:مربوط به یک داستان )
High - priced=پر هزینه ( صفت )
پرهزینه
بالاترین قیمت
کلمات دیگر: