کوچکترین، اندک، جزئی، خفیف، کم، لاغر، نحیف، حقیر، ناچیز شماری، صیقلی، باریک اندام، کودن، قلیل، پست
slightest
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• smallest, most meager, least
پیشنهاد کاربران
مثال:not the slightest idea
کوچکترین چیزی نمی دانست ( یعنی هیچی نمیدونست )
کوچکترین چیزی نمی دانست ( یعنی هیچی نمیدونست )
کمترین مقدار
کلمات دیگر: