کلمه جو
صفحه اصلی

at one point

پیشنهاد کاربران

از یک نقطه نظر

یک لحظه

در context متفاوت معنی گوناگون داره می تون � در آین شرایط ، این جوری , ودر جای دیگر معنی �تو این گیرو داد �. تر جمه کرد

در یک دوره ( معمولا یک دوره ی زمانی کوتاه و نامشخص )

در یک مرحله
در یک زمانی
زمانی

یکباره، به یکباره، در یک آن


یه جا، یه جای کار، یه زمانی ( برای توصیف یک بازه خاص بین ابتدا و آخر یک ماجرا یا فیلم )
At one point in the movie, Tom Cruise was riding a motorcycle.
At one point we stopped at a gas station.

یک ) یکبار، یک زمانی، یک وقتی
این اصطلاح زمانی به کار می رود که قصد داریم خاطره یا داستانی نقل کنیم، مثلا:

یک زمانی ما دانشجو بودیم. . .

دو ) یک آن، یک لحظه
گاهی وسط یک رویداد، [نه اول یا آخر آن] یک اتفاق می افتد، آن وقت از این عبارت استفاده می کنیم، مثلا:
یک آن میکروفون قطع شد!





کلمات دیگر: