کلمه جو
صفحه اصلی

run into trouble

پیشنهاد کاربران

به دردسر افتادن

مثال:
. if you do as i say , i don't think you'll run into any trouble
اگر همین کاری که می گم را بکنی فکر نمی کنم به دردسر بیافتی.

دچار مشکل شدن
با مشکل مواجه شدن


کلمات دیگر: