1. the splendor of takht jamshid
شکوه تخت جمشید
2. All the splendor in the world is not worth a good friend.
[ترجمه ترگمان]تمام شکوه و جلال دنیا ارزش یک دوست خوب را ندارد
[ترجمه گوگل]تمام شکوه و عظمت در جهان ارزش دوست خوب ندارد
3. All the splendor 1 in the world is not worth a good friend.
[ترجمه ترگمان]تمام عظمت ۱ در جهان ارزش یک دوست خوب را ندارد
[ترجمه گوگل]تمام شکوه و جلال 1 در جهان ارزش یک دوست خوب ندارد
4. The splendor of the palace dazed him.
[ترجمه ترگمان]شکوه کاخ او را گیج کرد
[ترجمه گوگل]شکوه و جلال قصر او را خیره کرد
5. The house has been restored to its original splendor.
[ترجمه ترگمان]خانه به شکوه و شکوه اصلی خود بازگشته است
[ترجمه گوگل]خانه به زیبایی اصلی خود بازگشته است
6. They dined in a special suite in glorious splendor.
[ترجمه ترگمان]آن ها در یک اتاق مخصوص با شکوه و شکوه شام خوردند
[ترجمه گوگل]آنها در یک مجموعه ویژه در شکوه و جلال شگفت انگیز غذا خوردند
7. A butterfly emerged in its full splendor a week later.
[ترجمه ترگمان]یک هفته بعد، پروانه ای پدیدار شد
[ترجمه گوگل]یک پروانه بعد از یک هفته درخشش کامل خود ظاهر شد
8. The castle rises in solitary splendor on the fringe of the desert.
[ترجمه ترگمان]قلعه با شکوه و جلال در حاشیه صحرا قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]قلعه در شکوفایی انفرادی در حاشیه کویر افزایش می یابد
9. There below lay Paris in all its splendor.
[ترجمه ترگمان]در آنجا پاریس با شکوه و جلال پاریس قرار داشت
[ترجمه گوگل]در زیر پاریس در همه شکوه و جلال آن پنهان است
10. Nothing builds authority up like silence, splendor of the strong and shelter of the weak. Charles de Gaulle
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز قدرت را مثل سکوت، شکوه از قدرت و پناه گاه ضعفا شکل نمی دهد شارل دو گل
[ترجمه گوگل]هیچ چیز قدرت را مانند سکوت، شکوه و جلال قوی و پناهگاه ضعیف نمی کند شارل دوگل
11. Instead, they get the splendor of descending the stairs to their official welcome.
[ترجمه ترگمان]در عوض، آن ها شکوه رفتن از پله ها را به استقبال رسمی خود می برند
[ترجمه گوگل]در عوض، شکوه و جلال نزول از پله ها به رسمیت شناختن رسمی آنها
12. Enya has a voice that, in its multi-tracked splendor, conjures up glorious, celestial images.
[ترجمه ترگمان]enya صدایی دارد که، با شکوه multi، تصاویر باشکوه و آسمانی را در ذهن تداعی می کند
[ترجمه گوگل]انیا صدایی دارد که در فریبندگی چند ردیابیش، تصویرهای شکوهمند آسمانی را جلب میکند
13. In 1830s, children perspective novels show brilliant splendor and intricate.
[ترجمه ترگمان]در دهه ۱۸۳۰، رمان های تصویری کودکان شکوه و زیبایی فوق العاده ای را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]در دهه 1830، رمانهای چشم انداز کودکان نشان دهنده شکوه و جلال درخشان است
14. NIV Would not his splendor terrify you? Would not the dread of him fall on you?
[ترجمه ترگمان]آیا شکوه و جلال او شما را به وحشت می افکند؟ آیا وحشت او بر تو نخواهد افتاد؟
[ترجمه گوگل]NIV آیا شکوه و جلال او شما را وحشتناک نمی کند؟ آیا عذاب او به شما نمی افتد؟
15. The cloud stood humbly in a corner of the sky. The morning crowned it with splendor.
[ترجمه ترگمان]در گوشه ای از آسمان ابری سایه افکنده بود صبح آن را با شکوه در بر گرفت
[ترجمه گوگل]ابر قسمتی از آسمان را در گوشه ای از آسمان قرار داد صبح آن را با شکوفه پر کرد