1. he learned to subsist on little food
آموخت که به خوراک کم بسازد.
2. a round square does not subsist
دایره ی مربع به عقل نمی گنجد.
3. He could subsist on bark and grass roots in the isolated island.
[ترجمه ترگمان]می توانست با پوست درخت و علف در جزیره ای دورافتاده زندگی کند
[ترجمه گوگل]او می تواند بر روی پوست و ریشه های علفی در جزیره جدا شود
4. We had to subsist on bread and water.
[ترجمه ترگمان]مجبور بودیم با نان و آب زندگی کنیم
[ترجمه گوگل]ما مجبور بودیم بر نان و آب بمانیم
5. How do they manage to subsist ?
[ترجمه ترگمان]چطور زندگی می کنند؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توان آنها را مدیریت کرد؟
6. How can you subsist on such a small income?
[ترجمه ترگمان]چطور می توانید با درآمد کوچکی زندگی کنید؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توان در چنین درآمد کوچک زندگی کرد؟
7. The terms of the contract subsist.
[ترجمه ترگمان]شرایط قرارداد وجود دارد
[ترجمه گوگل]شرایط قرارداد وجود دارد
8. Old people often have to subsist on very low incomes.
[ترجمه ترگمان]افراد مسن اغلب باید با درآمد پایین زندگی کنند
[ترجمه گوگل]افراد سالمند اغلب باید درآمد بسیار کم داشته باشند
9. They subsist on eggs and beans most of the time.
[ترجمه ترگمان]آن ها اغلب اوقات در تخم مرغ و لوبیا زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]آنها اغلب در تخم مرغ و لوبیا زندگی می کنند
10. The workers are expected to subsist on a dollar a day.
[ترجمه ترگمان]انتظار می رود که کارگران روزی به دلار زندگی کنند
[ترجمه گوگل]انتظار می رود که کارگران از یک دلار در روز استفاده کنند
11. They must subsist, he said, on one small portion of government-rationed meat per week.
[ترجمه ترگمان]او گفت: آن ها باید با سهم کوچکی از گوشت جیره بندی شده دولتی زندگی کنند
[ترجمه گوگل]او گفت، آنها باید در یک بخش کوچک از گوشت خوراک دولتی در هفته بمانند
12. Many of the soldiers had to subsist on insects and roots.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از سربازان مجبور بودند با حشرات و ریشه ها زندگی کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از سربازان باید حشرات و ریشه ها را از بین ببرند
13. The islanders inhabit the coastal strip only, and subsist almost entirely on royalties from the mining.
[ترجمه ترگمان]جزیره نشینان تنها در ساحل ساحلی ساکن هستند، و از استخراج معدن تقریبا به طور کامل زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]ساکنان جزیره فقط در نوار ساحلی زندگی می کنند و تقریبا به طور کامل از حق استخراج معادن استفاده می کنند
14. If I can subsist on mussels in place of meat, why not these greens in place of lettuce?
[ترجمه ترگمان]اگر من بتوانم روی صدف ها در جای گوشت زندگی کنم، چرا این سبزی به جای کاهو عمل نمی کنند؟
[ترجمه گوگل]اگر می توانم در گوشت در گوشت گاو بمانم، چرا این سبزی ها به جای کاهو نیستند؟